مدرسان شریف پنجمین کنفرانس بین المللی علوم و مهندسی کنفرانس رویکردهای نوین در علوم انسانی چهارمین کنفرانس پژوهش های نوین در علوم انسانی کنفرانس بین المللی مدیریت و اقتصاد در قرن 21 ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت اقتصاد و حسابداری کنفرانس علوم کشاورزی و محیط زیست  پنجمین کنفرانس بین المللی پژوهش در علوم و تکنولوژی کنفرانس بین المللی پژوهش در هنر کنفرانس بین المللی علوم مهندسی و تکنولوژی موسسه ابن یمین کتابخانه فرهنگ

صف متقاضیان پشت درهای تحصیلات تکمیلی

جمعیت دانش آموزی ایران در سال های اخیر با روند کاهشی مواجه شده است و همین امر باعث شد که تعداد داوطلبان کنکور در سه دوره اخیر به طور محسوسی کاهش یابد اما در مقابل صف کنکور این بار به دوره های ارشد و دکتری رسید و در آن بخش ها با تراکم جمعیت متقاضیان ورود به دانشگاه مواجه هستیم.

به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس اعلام دکتر حسین توکلی مشاور عالی سازمان سنجش آموزش کشور در آزمون سراسری سال ۹۳ تعداد یک میلیون و ۳۱ هزار و ۳۲۲ نفر ثبت نام کردند که از این تعداد ۵۹٫۰۴ درصد داوطلبان را زنان و ۴۰٫۹۶ درصد داوطلبان را مردان تشکیل دادند.

به گفته دکتر توکلی آمار ثبت نام کنندگان نسبت به سال ۹۲ تعداد ۵۲ هزار و ۲۴۹ نفر کمتر شده بود. این تعداد نسبت به سال ۹۱ ، تعداد ۳۴ هزار و ۹۵۲ نفر، نسبت به سال ۹۰ ، تعداد ۱۰۱ هزار و ۶۵۸ نفر و نسبت به سال ۸۹ ، تعداد ۲۵۵ هزار و ۴۹۱ نفر کمتر است.

بر اساس آماری که از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده است، مجموع دانش آموزان دختر و پسر که در دوره متوسطه در سال تحصیلی ۸۸ – ۸۷ تحصیل می کرده اند و به نوعی ورودی سال ۸۹ دانشگاه ها محسوب می شدند، ۳ میلیون و ۵۱۰ هزار و ۱۸۰ دانش آموز بوده است. در همین سال تعداد یک میلیون و ۲۸۶ هزار و ۸۱۳ متقاضی کنکور سراسری ۸۹ بوده اند. البته در آمار متقاضیان کنکور همه افراد از میان دانش آموزان نیستند و افراد دیگری هم شرکت می کنند.

به همین ترتیب در سال تحصیلی ۸۹ – ۸۸ نیز تعداد ۳ میلیون و ۲۵۹ هزار و ۶۵۹ دانش آموز تحصیل می کردند که نسبت به سال قبل از آن حدود ۳۰۰ هزار نفر کاهش نشان می دهد در این سال هم تعداد متقاضیان کنکور سراسری به یک میلیون و ۱۳۲ هزار و ۹۸۰ نفر کاهش می یابد.

با توجه به آمار کاهشی که وجود دارد می بینیم که در سال تحصیلی ۹۰ – ۸۹ نیز تعداد ۳ میلیون و ۳۸ هزار و ۸۴۷ دانش آموز تحصیل می کردند و در این سال هم تعداد متقاضیان کنکور سراسری یک میلیون و ۶۶ هزار و ۲۷۴ نفر است .

سال  تعداد متقاضیان کنکور سراسری  تعداد متقاضیان کنکور کارشناسی ارشد تعداد متقاضیان کنکور دکتری
۱۳۹۰ یک میلیون و ۱۳۲ هزار و ۹۸۰ نفر بیش از ۸۷۱ هزار نفر ۱۳۱ هزار و ۱۴۷ نفر
۱۳۹۱ یک میلیون و ۶۶ هزار و ۲۷۴ نفر بیش از ۹۳۰ هزار نفر ۱۷۸ هزار و ۴۵۳ نفر
۱۳۹۲ یک میلیون و ۸۳ هزار و ۵۷۱ نفر بیش از ۸۹۶ هزار نفر ۲۱۷ هزار و ۸۶۶ نفر
۱۳۹۳ یک میلیون و ۳۱ هزار و ۳۲۲ نفر ۹۵۰ هزار و ۹۴۳ نفر ۲۴۰ هزار و ۳۶۱ نفر

در سال تحصیلی ۹۱ – ۹۰ نیز تعداد دانش آموزان به  ۲ میلیون و ۹۵۷ هزار و ۳۲۸ دانش آموز کاهش می یابد و به همین ترتیب تعداد متقاضیان کنکور سراسری نیز به یک میلیون و ۸۳ هزار و ۵۷۱ نفر کاهش می یابد و با وجود اینکه در سال تحصیلی ۹۲ – ۹۱ به دلیل تغییر نظام آموزشی تعداد دانش آموزان در یک تغییر قابل توجه به ۳ میلیون و ۲۷۸ هزار و ۳۶ نفر می رسد اما در این سال همچنان با روند کاهشی در میان متقاضیان کنکور مواجهیم که در این سال تعداد یک میلیون و ۳۱ هزار و ۳۲۲ نفر متقاضی کنکور شدند.

این روند کاهشی یادآوری می کند که یکی از عوامل کاهش تعداد متقاضیان کنکور سراسری و آموزش عالی، کاهش تعداد دانش آموزان مقطع متوسط است که عمده متقاضیان کنکور را تشکیل می دهند.

اما با وجود متوسط رشد ۱٫۲۹ درصدی جمعیت کشور در سال های ۸۵ تا ۹۰ می بینیم که تعداد دانشجویان کشور با احتساب مراکز آموزش عالی دولتی و دانشگاه آزاد بدون پیام نور و غیرانتفاعی ها در سال های ۸۹ تا ۹۱ از تعداد ۲ میلیون و ۷۸ هزار و ۷۱۸ نفر در سال ۸۹ به تعداد دو میلیون و ۲۵۶ و ۶۰۲ نفر در سال ۹۰ افزایش یافته و این تعداد به دو میلیون و ۲۹۹ هزار و ۸۵۸ در سال ۹۱ افزایش یافته است.

در واقع با وجود این کاهش همچنان روند تقاضا برای ورود به آموزش عالی وجود دارد و در مقابل نیز آموزش عالی توانسته با افزایش ظرفیت به بخش عمده ای از تقاضاها پاسخ دهد تا جایی که در برخی از رشته ها، پذیرش بدون آزمون و تنها بر اساس سوابق تحصیلی امکان پذیر شده است. در گروه ریاضی و فنی در سه سال اخیر تعداد متقاضیان با تعداد صندلی های دانشگاهها برابر یا کمتر بوده است.

صف پشت کنکور در ورودی های دیگر آموزش عالی

اما اتفاق دیگری نیز در آموزش عالی رخ داده است که نیازمند بررسی هر چه بیشتر از سوی متخصصان امر است. کاهش صف ورود به دانشگاه ها به معنی تعادل در بازار آموزش عالی نیست و صف در ورودی های دیگر تشکیل شده است !

برخی دلایل رشد متقاضیان در تحصیلات تکمیلی

بر اساس آمار موجود از میان شرکت کنندگان در آزمون های تحصیلات تکمیلی ارشد و دکتری، تراکم به آن نقطه رسیده است و با توجه به وضعیت اشتغال و کمبود فرصت های شغلی برای حوزه های کارشناسی، متقاضیان ترجیح می دهند در مقاطع تکمیلی تحصیل کنند تا شاید شرایط بهتری پیدا کنند.

البته عوامل دیگری هم در رشد متقاضیان تحصیلات تکمیلی دخیل است که از آن جمله می توان به کاربردی نبودن بسیاری از رشته های دانشگاهی، نبودن پایه های تحقیقاتی قوی و استفاده درست از دانشجویان مقاطق کارشناسی در فعالیت های آموزشی و پژوهشی و از همه مهم تر نبود شغل متناسب با رشته تحصیلی اشاره کرد.

بر اساس آمار موجود تعداد داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد سال های ۸۹ تا ۹۲ با رشد بالایی مواجه شده است به طوری که تعداد داوطلبان در کنکور کارشناسی ارشد در سال ۹۰ تعداد ۸۷۱ هزار داوطلب بود که این تعداد در سال ۹۱ به ۹۳۰ هزار نفر، در سال ۹۲ به ۸۹۶ هزار نفر و در سال ۹۳ به ۹۵۰ هزار و ۹۴۳ نفر رسید. در واقع داوطلبان دوره های ارشد در حال رکورد زنی یک میلیون نفری صف کنکوری هستند.

همچنین تعداد داوطلبان کنکور دکتری که در سه دوره اخیر به صورت نیمه متمرکز از سوی سازمان سنجش برگزار می شود، به صورت چشمگیری افزایش یافته است. آمار نشان می دهد که تعداد داوطلبان دکتری در سال ۹۰ تعداد ۱۳۱ هزار و ۱۴۷ داوطلب، در سال ۱۳۹۱، تعداد ۱۷۸ هزار و ۴۵۳ داوطلب، در سال ۱۳۹۲ تعداد ۲۱۷ هزار و ۸۶۶ داوطلب و در آزمون دوره دکتری نیمه متمکرکز سال ۱۳۹۳ تعداد ۲۴۰ هزار و ۳۶۱ نفر متقاضی شدند.

در واقع آمار دو برابر شدن تعداد متقاضیان از سال ۹۰ تا ۹۳ نشان می دهد که افرادی که در مدت دو سال دوره کارشناسی ارشد خود را گذراندند، حال متقاضی ورود به دکتری هستند و تقریبا بخش عمده ای از افراد بلافاصله پس از تحصیل در دوره ارشد متقاضی دکتری هستند که این مسئله نیاز به بررسی دارد که آیا شرایط کاری و اشتغال این افراد آنها را به این موضوع سوق می دهد و یا واقعا دغدغه علم و دانش و تحصیلات بالاتر آنها را به این سو کشانده است.

موضوع مهمی که باید در اینجا مورد توجه سیاستگذاران امر آموزش عالی قرار گیرد این است که استفاده از این پتانسیل در حوزه های کارشناسی ارشد و دکتری به شکوفایی هرچه بهتر علم و دانش در کشور می انجامد. بخش عمده ای از این توانمندی می تواند در مسیر کارآفرینی، پژوهش و همچنین رشد علمی از طریق مقالات علمی قرار گیرد.

با توجه به اینکه هزینه تحصیل هر دانشجو در سطح کارشناسی از میزان یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان تا ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان متغیر است و بخش عمده ای از دانشجویان در مقاطع کارشناسی تحصیل می کنند، هزینه بسیار زیادی برای بخش آموزش عالی صرف می شود که استفاده از توان این دانشجویان در رشد علمی کشور می تواند بخشی از این هزینه ها را پوشش دهد.

نکته مورد توجه این است که مسئولان امر می توانند با توجه به این آمار بر این نکته دقت کنند که کاهش جمعیت کشور، کاهش ورودی دانشگاه ها را به دنبال خواهد داشت اما هرم سنی افراد را در تحصیلات تکمیلی افزایش می دهد و بخش عمده ای از متقاضیان تحصیل تکمیلی با توجه به ظرفیت محدود دانشگاه ها در این بخش، پشت درهای بسته باقی می مانند.

عضویت در کانال تخصصی آزمون دکتری

نظرات (۱۱)

  1. زهرا می‌گه:

    تقاضای عاجزانه داریم کار زیاد شود نه دانشگاه
    ظرفیت دکتری کم شود
    این همه دکتر فردا از بیکاری میروند بیمارستان روانی
    حداقل بیمارستان روانی هارا هم زیاد کنید………………………….

  2. م.م می‌گه:

    مساله اینجاست که یک نفر مثل من عاشق ادامه تحصیل هست،اما بسیاری از افراد به امید داشتن موقعیت شغلی بهتر برای ادامه تحصیل تلاش میکنند که باعث می شود رقابت به صورت غیرقابل باوری زیاد شود وگاه افرادیکه واقعا انگیزه محقق بودن دارند پشت کنکور بمانند وافراد دیگر به مقاطع بالاتر بروند.
    اما از نظر کیفی خیلی پر بار نیستند .فقط مدرک میگیرند

  3. سارا می‌گه:

    بزرگترین دلیلش، کثرت متولدین دهه ی ۶۰ خورشیدی ست

  4. مهران می‌گه:

    ازمون دکتری باید بطور متمرکز اجرا شود. این بهترین راهکار برای اجرای عدالت در مصاحبه هاست.

  5. مهران می‌گه:

    مصاحبه با این حجم متقاضی باید حذف بشه

    • مینا می‌گه:

      یه راه بهتر هم هست. ظرفیت پذیرش دکتری را کم کنند و به جای اینکه ۸ برابر ظرفیت برای مصاحبه دعوت کنند (مثل امسال) ۱٫۵ تا ۲ برابر دعوت کنند.
      چه خبره؟ این همه دکتر میخوایم چیکار؟

      • ph.d می‌گه:

        حقیقتا هزینه اضافی است. هم برای دانشجویان که بهترین سالهای عمر خود را صرف دکتری ای می کنند که لازم نیست و هم برای وزارت علوم که هیچ نیازی به این همه دکتری ندارد. چون میدانیم که هر دانشجوی دکتری در طول مدت تحصیل چه هزینه سنگینی دارد که وزارت علوم آن را پرداخت می کند.

  6. سعید جعفری می‌گه:

    اتفاقا الان تمام شغل ها برای مقطع کارشناسی است. به طوری که در خیلی از آگهی های استخدام شرط اصلی دارا بودن مدرک کارشناسیه و ارشد رو کلا نمی گیرن… پس کسایی که ارشد خوندن برای این نبوده که کار گیرشون نیومده بلکه برای این بوده که موقعیت شغلی تاپ تری مثل تدریس پیدا کنن که زهی خیال باطل… چون الان ۴-۵ سال پیش نیست که بتونی با مدرک فوق توی دانشگاه ها تدریس کنی… الان باید دکتر باشی و این می شه که این ارشدا که تو پرشون خورده می گن حالا که تا اینجا اومدیم باید تا آخرش (دکتری) بریم گویا… چون هدفمون متعالی بوده… اما آیا چن سال دیگه اگه دکتری قبول شن و بخونن تضمینی برای کارشون هست؟؟؟؟

  7. محمد می‌گه:

    فکر نمیکنم دغدغه علمی داشته باشد که اگر اینطور بود دکان های چاپ مقاله و تهیه پایان نامه اینطور رونق نمی گرفت
    رشد علمی هم فقط تولید مقاله نیست این نیروی متخصص باید طوری بکارگرفته بشه که تاثیرش در بهبود اوضاع جامعه محسوس باشه
    بهرحال این وضع بسیار نگران کنندست. تمامی افرادی که سودای دکترا دارن به این امید هستن که حداقل در این مقطع دیگه مشکل اشتغال نخواهند داشت. و البته اگر در سن ۳۵ ۳۶ سالگی شغلی برای یک دکتر توی مملکتمون نباشه باید خون گریه کرد و یقه کسانی ر گرفت که مثل قارچ مجوز دانشگاه های بی کیفیت رو دادن

  8. رفتار تهران می‌گه:

    مسلما در حال حاضر علت اصلی افزایش متقاضیان تحصیل در دوره های تحصیلات تکمیلی، نبود شغل است نه مسئله ای دیگر؛ و همه ما از این موضوع آگاهی کامل داریم.
    به علت عریض بودن هرم سنی در متولدین ۶۰ تا ۶۵، جوانان این سنین، در هر دوره ای باشند، رقابت برای ورود به آن دوره افزایش خواهد یافت.
    در حال حاضر بیشتر این افراد وارد رقابت برای ورود به دوره ی دکتری شده اند، اما مشکل این است که در ۳- ۴ سال آینده که این افراد از دوره دکتری فارغ التحصیل بشوند و کار و شغل مناسبی هم پیدا نکنند، باید چکار کرد؟؟

  9. امیدوار می‌گه:

    همانطور که متقاضیان ارشد به علت عدم وجود شغل و ناکارآمد بودن رشته تحصیلی و عدم تناسب رشته با تقاضای بازار کار به سمت تحصیل در مقاطع بالاتر روی می آورند همین متقاضیان در دوره دکتری نیز به احتمال ۹۹ درصدی به علت فرار از بیکاری و امید به داشتن موقعیت بهتر برای مقطع دکتری متقاضی می شوند ولی این مسئله یک چرخه معیوب را به دنبال خواهد داشت فردی که فارغ التحصیل مقطع دکتری است به سختی می تواند مشاغل متوسط جامعه فرض مثال رانندگی را پیشه خود کند و با توجه به نگرش افراد جامعه ایران متاسفانه انتخاب مشاغل آزاد نظیر نیز مشکل خواهد بود نتیجه عدم بکار گیری فردی که حداقل ۲۴ سال عمر خود را صرف تحصیل کرده شیوع و بروز برخی بیماری های روانی در میان افراد تحصیل کرده جامعه خواهد بود وقتی می توانیم بگوییم که متقاضیان مقاطع بالاتر به علت پیشبرد اهداف عالی کشور به این سمت سوق پیدا کرده اند که پشتوانه و امیدی برای شکوفایی و به عرصه ظهورنهادن توانمندی های شان را داشته باشند چند درصد از جوانان جامعه توانسته اند استعداد هایشان را به کار گیرند. و عملاٌ از آن در راه پیشرفت و اعتلای میهن عزیزمان استفاده کنند. مسئولان بایستی چشم خود را به روی این واقعیت بازنگه دارند که امثال من نوعی علیرغم علاقه بسیار زیاد به کسب دانش بیشتر به این علت که فاقد شغل هستم به کسب دانش روی آورده ام و این یک واقعیت است ولاغیر. مگر ظرفیت دانشگاه ها برای جذب هیئت علمی چقدر است است که بخواهیم به علت افزایش متقاضیان دکتری ظرفیت پذیرش این مقطع را افزایش دهیم همانطور که آمار نشان می دهد در مقطع کارشناسی با افت تعداد متقاضی و در نهایت خالی ماندن کرسی دانشگاه مواجه هستیم و این عملاٌ به این معنا است که هیئت علمی کنونی در برخی دانشگاه ها خود نیز بیکار می شوند چه برسد به این که دانشگاه بخواهد جذب علمی جدید از میان خروجی های دکتری داشته باشد. ای کاش می شد در دانشگاهها مهارت های بیشتری به دانشجویان ارائه میشد تا بتوانند کارآفرین واقعی باشند رشته خودم را مثال میزنم زمین شناسی که علم مادر بوده و در کشورهای پیشرفته پایه صنعت به شمار می رود کشورهای پیشرفته از اینکه کشورهای جهان سوم در این زمینه تولید علم داشته باشند واهمه دارند چرا که اقتصاد و صنعت آنها به منابع طبیعی که در کشورهای جهان سوم نهفته است وابسته می باشد کشور ما زمین شناس پرورش میدهد پتانسیل بکارگیری از این منابع انسانی هم وجود دارد ولی متاسفانه و متاسفانه این نیروها اصلا در عمل بکار گرفته نمی شوند لذااز دولت تدبیر و امید، امید می رود تدبیری اندیشیده که تنها به فکر افزایش تعداد مقاله نباشیم به فکر تولید علمی باشیم که کارآمدباشد. به فکر افزایش ظرفیت دانشگاه ها در مقاطع بالاتر نباشیم که نتیجه آن تولید مدرکی خواهد بود که نه تنها دردی از جامعه دوا نمی کند بلکه دردی بر دردهای دیگرمان خواهد افزود. در نهایت بگویم که عاشق علم هستم و با وجود بیکاری موجوددر جامعه تمام تلاشم را خواهم کرد تا بعنوان یک ایرانی تعهدم به میهن عزیزم و دینی را که برگردنم هست را ادا کنم ولی از مسئولان نیز این انتظار را دارم که …………

درج نظر