مدرسان شریف اولین کنفرانس ملی مدیریت و اقتصاد جهانی کنفرانس بین المللی تحقیق و توسعه در علوم انسانی، مدیریت و اقتصاد کنفرانس آینده مهندسی و تکنولوژی ششمین کنفرانس بین المللی پژوهش در مهندسی، علوم و تکنولوژی کنفرانس بین المللی علوم و مهندسی در عصر تکنولوژی ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت، اقتصاد و علوم انسانی  رویکردهای پژوهشی در مدیریت ، اقتصاد ، حسابداری و علوم انسانی کنفرانس بین المللی مهندسی و فن آوری اطلاعات کتابخانه فرهنگ

تبعات موج ورود به دکتری در بازار کار

آمارها نشان می‌دهد طی پنج  سال  تعداد دارندگان مدرک دکتری تخصصی در بازار کار ایران صد در صد افزایش یافته است.

 به گزارش خبرگزاری مهر، طی ۵ سال ۵۳۱ هزار بی‌سواد از بازار کار خارج شده‌اند، ضمن اینکه ارتقای تحصیلات عالی شاغلان اوج گرفته و بر دارندگان مدرک دکتری ۱۰۰ درصد افزوده شده است.

مقامات دولتی می گویند بازار کار ایران دگرگون شده و در سال‌های اخیر موجی از تحصیل کرده‌های عالی در این بازار مشغول به فعالیت هستند. آنها یا تازه از راه رسیده و به اصطلاح شاغل شده اند و یا اینکه در طول دوران اشتغال، تصمیم به ارتقای جایگاه تحصیلی خود گرفته اند.

معمولا درباره شاغلان، ارتقای تحصیلی یا برای دریافت پست شغلی بهتر انجام می شود که به تبع آن دریافتی بالاتری نیز برای افراد ممکن است به همراه داشته باشد و یا اینکه افراد به دلایل شخصی و علاقه به علم و دانش بیشتر یا پرستیژ اجتماعی بهتر به دنبال تحصیلات بالاتر می روند.

درباره جوانان جوینده شغل نیز بالاتر بودن سطح تحصیلی با نگاه به آینده کاری بهتر و همچنین تلاش برای ورود آسان‌تر و مطمئن تر به بازار کار صورت می گیرد. حال هر چه که در نگاه شاغلان و جویندگان شغل درباره تحصیلات عالی باشد، درس خواندن خوب است و باعث ارتقای سطح جامعه خواهد شد.

تحصیلات خوب است ولی …

اما مسئله و نگرانی که از سوی مسئولان و سیاست گذاران در این باره مطرح می شود، این است که به هر حال کشور برای پیشبرد امور به نیروهای ساده و با تحصیلات عادی و اندک هم نیاز دارد. بالاخره یک عده باید بپذیرند که مشاغل فیزیکی، فنی و مهارتی را انجام دهند که اتفاقا بسیار نیز برای جامعه مفید بوده و مرتبا هم مورد نیاز افراد است و اصلا چرخ جامعه بدون وجود آنها نمی گردد.

نمی توان تصور کرد که همه جامعه تحصیلات در سطح عالی داشته باشند و آنگاه کسی نماند که مشاغل دیگر را انجام دهد و آنها را در شان و جایگاه تحصیلی خود نداند. معمولا برخی مشاغل و تخصص‌ها مانند ساخت و ساز در بخش عملیاتی آن و ارائه خدمات مختلف مورد نیاز مردم در هزاران بخش اتفاقا خیلی هم نیاز به تحصیلات ندارد و افرادی که در این حوزه ها به صورت مهارتی کار کرده اند، موفق تر از دانشگاه رفته ها هستند.

نگرانی دیگر اینکه بازار کار ایران ظرفیت پذیرش و جذب صدها هزار نفر تحصیل کرده را در مشاغل پشت میزنشینی و مدیریتی ندارد و اصلا نیازی هم نیست. وقتی همه چیز به سمت تکنولوژی و استفاده از تجهیزات مدرن پیش می رود، اشتغال با تعداد بالا در بسیاری از حوزه ها معنا ندارد؛ مگر اینکه سیاست گذران زمانی به این فکر بیافتند که برای از بین نرفتن فرصت های شغلی و جلوگیری از بیکاری افراد، عمدا از برخی تکنولوژی ها استفاده نشود، مانند کاری که سال ها در هندوستان انجام شد تا مردم بیکار نمانند و شغلی داشته باشند.

بازاری که ظرفیت جذب هزاران تحصیل کرده را ندارد

به هر حال، هرچند امروز هزاران جوان شرافتمند دارای تحصیلات عالی و سطح بالا می گویند حاضرند هر کاری که باشد را انجام دهند ولی بیکار نمانند اما قطعا اشتغال از روی ناچاری و بدون علاقه، نمی تواند برای خود فرد لذت کاری و پیشرفت به همراه داشته باشد و اینکه برای جامعه هم اینگونه کار کردن مفید نیست.

براساس آخرین آماری که توسط وزارت کار درباره تحولات بازار کار ایران ارائه شده، تب جویندگان کار دارای تحصیلات عالی به شاغلان هم رسیده و تنها در طول ۵ سال بر تعداد شاغلان دارای تحصیلات کارشناسی ارشد تا دکترا و دکتری تخصصی بین ۱۴۷.۳ تا ۱۹۹.۵ درصد افزوده شد.

از سوی دیگر، تا پایان سال ۹۲ مجموعا ۲ میلیون و ۶۷ هزار نفر بی سواد در بازار کار ایران فعالیت دارند که این مسئله نشان می دهد فضاهای شغلی فراوانی هستند که اتفاقا نیازمند تحصیلات نیست، البته ممکن است بخشی از گذشته مانده باشند و تا سال‌های آینده از بازار کار بازنشسته شوند.

وضعیت تحصیلات در گروه‌های مختلف شغلی

دلیل این گفته اینکه در دوره سال‌های ۸۸ تا ۹۲ از تعداد شاغلان بی سواد در بازار کار ایران ۵۳۱ هزار نفر کاسته شده است که می توان گفت سالیانه ۱۰۰ هزار بی سواد از بازار کار خارج و احتمالا به جای آنها فارغ التحصیلان دانشگاه ها وارد می‌شوند.

در سال ۸۸ تعداد ۲ میلیون و ۵۹۸ هزارنفر شاغل بی سواد در بازار کار ایران فعالیت داشتند که در سال ۹۲ به ۲ میلیون و ۶۷ هزارنفر کاهش یافت. شاغلان بی سواد در سال ۸۸ به میزان ۱۴ درصد کل بازار کار را تشکیل می دادند که این آمار در سال ۹۲ به ۱۱ درصد کاهش یافت.

بر پایه آخرین آمارهای موجود، تعداد شاغلان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا در کشور ۵۹۹ هزار نفر است، همچنین ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر لیسانس دارند و یک میلیون و ۵۰۶ هزارنفر هم دارای فوق دیپلم هستند.

۴ میلیون و ۶۸۷ هزار شاغل دارای مدرک تحصیلی پیش دانشگاهی و دیپلم هستند که در صورت ادامه روند ارتقای سطح تحصیلی شاغلان، از این آمار در سال‌های آینده کاسته و بر تعداد شاغلان دارای مدرک لیسانس و بالاتر افزوده می شود.

با وجود افزایش تعداد شاغلان با تحصیلات عالی، هنوز هم ۹ میلیون و ۸۲۱ هزار نفر شاغل در بازار کار ایران دارای تحصیلات کمتر از دیپلم هستند. کارشناسان هشدار می دهند اگر روال ارتقای جایگاه های تحصیلی شاغلان ادامه یابد، ممکن است در طول سال‌های آینده تامین نیرو در برخی رشته ها و مشاغل با مشکل مواجه شود و در برخی بخش‌ها نیز تقاضاهای بی شماری شکل بگیرد.

انفجار تحصیلی در بین زنان شاغل

تغییرات سطح تحصیلی درباره افراد دارای مدارک کارشناسی ارشد به بالا جالب تر است به نحوی که افراد دارای تحصیلات فوق لیسانس و دکترا در سال ۹۲ نسبت به سال ۸۸ به میزان حدود ۵۰ درصد بیشتر شد. تعداد شاغلان دارای دکتری تخصصی اما در این دوره زمانی به میزان تقریبا ۱۰۰ درصد رشد داشت و از ۴۴ هزار و ۶۲۱ نفر سال ۸۸ به ۸۳ هزار و ۷۴۹ نفر در سال ۹۲ رسید.

همه این تحولات سطح تحصیلی شاغلان بازار کار ایران در مقابل سونامی تغییرات سطح تحصیلی زنان ناچیز است. رفتار زنان شاغل در طول ۵ سال ۸۸ تا ۹۲ نشان می دهد که آنها تصمیم به یک انقلاب بزرگ تحصیلی گرفته اند و ارتقای شدیدی در میزان تحصیلات آنها اتفاق افتاده است.

تعداد زنان شاغل کشور در دوره مورد بررسی در سطح تحصیلی کمتر از دیپلم به میزان ۲۶ درصد کاهش یافت که نشان دهنده افت امید به کار زنان در رده های پایین تحصیلی است، همچنین این امار نشان می دهد زنان دارای تحصیلات پایین احتمالا جستجوی شغل کمتری نسبت به زنان دارای تحصیلات بالاتر انجام می دهند.

در بخش زنان بی سواد نیز تعداد شاغلان ۳۴.۴ درصد کمتر شده و این وضعیت تا رده تحصیلی پیش دانشگاهی و دیپلم نیز مشاهده می شود به نحوی که در این گروه تحصیلی تعداد شاغلان زن ۱۹.۹ درصد کمتر شده است. زنان شاغل تا فوق دیپلم هم در یک دوره ۵ ساله به میزان ۱۸ درصد کمتر شده است.

زنان ترجیح داده اند برای باقی ماندن در بازار کار و یا ارتقای شغلی به سمت تحصیلات لیسانس به بالا بروند؛ بنابراین در فاصله ۵ سال ۸۸ تا ۹۲ بر تعداد زنان شاغل لیسانسیه ۲۲.۴ درصد افزوده شده است. این وضعیت درباره زنان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری ۱۴۷.۳ درصد رشد نشان می دهد و بالاخره در یک دوره ۵ ساله بر آمار زنان دارای مدرک تحصیلی دکتری تخصصی ۱۹۹.۵ درصد افزوده شد.

عضویت در کانال تخصصی آزمون دکتری

نظرات (۷۶)

  1. مینا می‌گه:

    در هر حال مسئولین باید به فکر راهی برای اشتغال نیروی تحصیل کرده دکتری باشند فراموش نکنیم که نمیشود منکرتوانایی بالا این دسته شد
    اداره ها و سازمان های دولتی به جای گرفتن آزمون های تکراری و سطح پایین از افراد باید بیایند از نیروهای دکترا جوان و تحصیلکرده استفاده کنند این بهتربن کار است

  2. دانشجوی دکتری به آقا محمد و سایر دوستان می‌گه:

    سلام آقا محمد
    ۱-حق با شماست.اینکه من با مدرک ارشد شاغل نیستم تقصیر از خودمه. حالا هر وقت که دنبال کار میرم مدرک من امتیاز حساب نمیشه…از من انتظار میره که با کسی که تحصیلات پایین تری داره ولی کار عملی بلده بتونم رقابت کنم… درستش هم همینه.
    اما من انتظار دارم وقتی دنبال کاری میرم که تواناییشو دارم، یعنی تدریس در دانشگاه(این ادعا رو دارم چون به قول شما کاری جز درس خوندن نداشتم و سعی کردم این کارو به درستی انجام بدم و خودمو برای تدریس آماده کنم)با افراد دیگه که متقاضی این کار هستند رقابت سالم داشته باشم نه اینکه رقیب من با استفاده از روابط جای منو بگیره.
    ۲-من اعتقاد دارم یه فرد با علاقه و پشتکار هر دانشگاهی که درس بخونه می تونه درست درس بخونه…در واقع همون طور که “سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش” دانشگاهها هم همین حالتو دارند. .

    ضمنا بهتره اشاره کنم که نظراتی که اینجا می نویسیم بیشتر جنبه درد دل داره و همچنین برای استفاده از تجربیات دوستان هست…از جانب من قصدی برای اهانت به کسی یا نادیده گرفتن تلاش های افراد نبوده.

  3. مریم می‌گه:

    و خیلی راحت با وجود اینکه سواد لازم رو نداشت شد استاد دانشگاه و اونوقت یکی مثل دوست من که سال دوم دکتراست یا حتی دیگر دوستانی که کامنت هاشون رو هرروز میخونیم علیرغم سواد لازم باید بیکار باشن. من هم طبق گفته استاد راهنمام قید دکتری رو فعلا زدم تا زمانیکه که بتونم کاری پیدا کنم و بعد برم دنبال علاقه ام که درس خوندنه.
    ما که همه چیز رو چه خوب چه بد چه در دانشگاه و چه در ادارت و سازمانها به چشم دیدیم و صبوری میکنیم.
    امیدوارم همه موفق باشن و خواسته هاشون برسن.

  4. فارغ التحصیل دکتری و مدرس دانشگاه در خصوص موضوع مورد بحث می‌گه:

    درود…بهانه نیارید عزیزان من…بنده میگویم که دانشجو یا فارغ التحصیل دکتری نباید هیچ توقعی در باب نیل به اشتغال از کانال تحصیلات داشته باشد بنده در حال حاضر عضو هیات علمی هستم لکن اگر نمیبودم هم شغل را الزاما از رهگذر دانشگاه جستجو نمیکردم.بنده در یکی از سفرها به کشور هندوستان هنگام خرید چای از مغازه چای فروشی و در پی گفتگو با صاحب مغازه متوجه شدم که ایشان فارغ التحصیل دکتری از دانشگاه دهلی هستند بنابراین بایستی سروران گرامی این مهم را مد نظر داشته باشند که استفاده از ظرفیتهای دیگر مانند شرکتهای دانش بنیان و بخش خصوصی نیز باید در تیررس مداقه قرار گیرد.

    • جواد می‌گه:

      درود بر شما عضو هیات علمی .
      واقعا نگاه صحیح این هستش که نگاه به مدرک تغییر یابد .
      هر کسی که تمایل دارد درس بخواند و نهایتا دکترا بگیرد اما نباید توقع داشته باشد که حتما هیات علمی باشد پس بیایید نگاهمان را تغییر دهیم .

    • ناشناس می‌گه:

      درود بر شما
      ای کاش یه مدت از شغلی که هستید بیرون می آمدید و چایی فروشی می زدید تا ببینیم نظرتون بازم همینه.

  5. دانشجوی دکتری .. می‌گه:

    می دونین مشکل چیه؟!الان کارمندایی که با مدارک پایین استخدام شدن با این توجیه که علاقه به علم داریم یا چون همه ارشدو دکترا دارن ما هم می خوایم ادامه تحصیل بدیم و نباید جلوی تحصیل کسیو گرفت، میرن و از به سادگی از یه دانشگاه پولی مدرک می گیرن!حالا اگه این افراد به کار سابقشون قانع باشن باز میشه تحمل کرد!اما نکته ای که وجود داره این افراد با روابطی که در اثر شغلشون و با تجربه کار چند سالشون ایجاد کردن خیلی سریع به صورت حق التدریسی مشغول تدریس تو دانشگاهها میشن و جوون بیچاره ای که عمرشو صرف درس خوندن کرده دستش به جایی بند نیست و حتی چند واحد حق التدریسم نمی تونه بگیره برا امرار معاش!

    • مهندسی شیمی می‌گه:

      بله دقیقا همینطوره…
      کاش فقط بخاطر علم درس میخوندن نه ارتقاء پست و حقوق..

    • محمد می‌گه:

      «به سادگی از یه دانشگاه پولی مدرک می گیرن!»
      این اظهار نظر شما است.
      شخصی که می خواهد دکتری بخواند، حرف هایش را در قالب مستندات و با شاهد و علمی بیان می کند.
      کدام دانشگاه پولی به همین راحتی است که شما می گوئید؟
      مشکل شما دوست عزیز این است که فقط یک کار بلدی: درس خواندن.
      باید طی این سالها به توانمندی شخصی هم می پرداختی.
      اگر ارشد داری و هنوز مشغول هیچ کار دیگری نیستی، تقصیر شاغلین نیست.
      خودت جز درس خواندن دغدغه دیگری نداشته ای …..

      • المیرا می‌گه:

        محمد آقا سلام .
        برادر من سال ۱۳۹۱ رو به همین زودی فراموش کردی ، واقعیت این است که «به سادگی از یه دانشگاه پولی مدرک می گیرن!»
        توصیه می کنم یک سری به پردیس های خودگردان به خصوص پردیس دانشگاه فردوسی مشهد بزنید بعد از تحقیق مجدد پاسخ بدهید .
        در پناه حق

        • محمد می‌گه:

          سلام از من.
          ورودی دکتری ۹۳ دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات تهران هستم.
          در دانشگاه آزاد از این خبرها نیست.
          اتفاقا بالعکس برای آنکه حرف و حدیثی نباشد، خیلی هم سخت می گیرند.
          حضور و غیاب سختگیرانه، ارائه مقاله، پژوهش و پروژه و ….
          اگر واقعا پردیس اینگونه است، من حسرت می خورم که چرا آنجا را انتخاب نکردم!
          «یه پول ساده می دادم و یه مدرک آب خوردن می گرفتم»
          افسوس!
          دیر فهمیدم….
          فعلا که مشغول سفید کردن مو در دانشگاه آزادم ……

      • ایرانی می‌گه:

        محمد جان حرف این دوستمون خیلی بی ربط نیست، من یکی رو میشناسم که کارمند رسمی بود و میخواست فوق لیسانسشو بگیره با سهمیه ای که داشت آزمونش رو قبول شد و رفت دانشگاه چون سهمیه داشت پول شهریه دانشگاه هم نمیداد بگذریم، برا پاس کردن درساش که با تقلبی و رابطه بازی واین حرفا پاس کرد تا رسید به پایان نامه ۲ تومن داد به بابایی تا پایان نامشو براش نوشت و رفت ارایه داد و فوقش رو گرفت حالا هم چون سمت داره و پروژه های پیمانکاری زیر دستشن با یه استاد دانشگاه که هیات علمی هست و پیش اونا یه پروژه ورداشته داره رایزنی میکنه تا از دانشگاه براش واحد بگیره یعنی آقای مدیر هوس کرده استاد دانشگاه بشه اونوقت جوونایی که واقعا درس خوندن زحمت کشیدن و خودشون پایان نامشونو با همه فراز ونشیبها انجام دادن باید بیکار باشن مث من

        • محمد می‌گه:

          درک می کنم.
          آنکه دود چراغ خورده درک می کند.
          چه بگویم؟
          به همین ۲ بیت از حضرت حافظ بسنده می کنم چرا که جز دعا فعلا کاری از دستمان بر نمی آید:
          سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی/ خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
          دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است/ بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

        • مریم می‌گه:

          سلام، حق با شماست دوست عزیز. من ارشدم رو دانشگاه آزاد بودم و امسال هم دکتری دانشگاه آزاد پذیرفته شدم اما بنا به دلایلی نشد که برم. مصداق صحبت های شمارو به عینه دیدم چه در مقطع ارشد و چه در مقطع دکتری چون من یک جلسه سر کلاسهای دکتری رفتم و یکی دو نفر رو میشناختم که فقط برای گرفتن مدرک اونم بدون هیچ تلاش و زحمتی فقط برای داشتن پست و مقام بهتر و افزایش حقوق اومدن مقطع بالاتر! در دوران ارشد یه آقایی که همکلاس بنده بود و شهردار یک منطقه،قبل از اتمام درسش اونم با همون شیوه ای که شما فرمودید(رابطه بازی) تونست در دانشگاهی که مشغول به تحصیل بود واحد بگیره

      • دانشجوی دکتری می‌گه:

        اگه یه سری به واحدهای دانشگاه آزاد واحد … و پدیس های خودگردان بزنین مطمئنم که نظرتون تغییر می کنه. دانشگاه آزاد که در بعضی مراکز در یک رشته ۳۰ دانشجو گرفته. من برای ورود به دکتری دو سال تمام وقت برای دکتری خوندم و بعد از قبولی کلاسهامون ۴ روز در هفته بود اما همان موقع که یکی از دوستام دانشگاه آزاد درس می خوند فقط هفته ای یک روز اون هم جمعه ها!!! کلاس داشت (دانشجوی پروازی بود).پوستمون رو کندن. اون دوستم به من می خندید می گفت دانشگاه دولتی مال بدبخت بیچاره هاست، ما پول داریم خرج می کنیم. اگه شما هم این چیزا رو میدیدن هیچ وقت چنین حرفی نمی زدین. خدا بخیر کند.

    • یک دانشجوی دکترا می‌گه:

      منم دانشجوی دکترا دولتی روزانه هستم و سال ۹۳ قبول شدم. البته دو سال هم آزاد و هم سراسری در ازمون شرکت کردم که پذیرفته نشدم.
      متاسفانه از سال قبل دانشگاه ازاد با پذیرش بی رویه اندک امید ما رو هم از بین برد.
      من مطمئنم خیلی از دوستانی که در دانشگاه ازاد مشغول به تحصیل هستن زحمات زیادی کشیدن اما چه فایده….

  6. maryam می‌گه:

    سلام
    من مدرک فوق لیسانسم رو از یکی از دانشگاههای تراز اول کشور گرفتم …. خیلی زحمت کشیدم …الان هم نیروی رسمی یکی از ادارات دولتی هستم و ۱۵ سال سابقه کار چند بار آزمون دکتری شرکت کردم اما واقعا آمادگی کامل رو نداشتم وبدلیل مشغله کاری و تاهل و داشتن فرزند زمان کافی نداشته ام ….لازمه بگم حدود ده سال سابقه ی تدریس ( حق التدریس)در دانشکده های فنی همزمان با کار اداری هم دارم …دوستانی که نگرانند حق دارند ولی باور بفرمایید در همین اداره ای که من کار میکنم به قول اون دوستمون که فرمودن وقتی من وارد شدم تعداد زیادی با مدرک دیپلم و چند نفر زیر دیپلم از قبل بودند .در حین کار به اصطلاح ادامه تحصیل دادند و از همین مراکز آموزشی نه چندان معتبر که فوق دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس تولید میکنند مدرک گرفتند . جالب اینجاست من که خود شاهد قسمتی از نحوه درس خوندن و امتحان دادن و به اصطلاح کار های تحقیقی این افراد بودم و اطمینان دارم در رشته هایی که نام نمیبرم کمترین آگاهی را ندارند و در رسته های شغلی مختلف حالا برای خود ادعایی دارند . بدی این موضوع آن است که این افراد متاسفانه حتی خودشان آگاه به این مسئله نیستند چون اصولا زحمتی نکشیده اند …دوستانی که این شرایط را دیده اند حرف بنده رو بهتر درک میکنند … در های باز برای ورود به مقاطع لیسانس به بالا برای همه گان باهر سطح دانشی در طیف وسیعی از دانشگاههای سطح پایین و بعضا بدون کنکور اشتباهی بود که به نظرم جبران ناپذیر است … امیدوارم هر کس که شایستگی دارد و برای تخصصی که دارد زحمت میکشد و تلاش میکند به خواسته هایش برسد …توکلتون به خدا باشه

    • ... می‌گه:

      خیلی ممنون. دقیقا یه عده با زوربازوو با استعداد واقعی زحمت کشیدن امروز ناامیدسرخورده در خونه به امید پیداکردن کار و یه عده انقد راحت در ادامه تحصیل براشون بازشده.

      • جواد می‌گه:

        خیر .
        به نظر من دانشگاه محل تحصیل می تواند تا حدودی معرف تلاش فرد در زمینه تحیلات باشد .
        به عنوان مثال فردی که از پردیس مدرک دکترا دارد قطعا با فردی که از دانشگاه دولتی و یا آزاد مدرک دکترای خود رو گرفته از نظر تلاش متفاوت است .
        یکی کمتر و دیگری بیشتر تلاش نموده است .

  7. احسان می‌گه:

    سلام، دوستان عزیز منم دانشجوی سال سوم دکتری ازاد هستم. معدل دوره آموزشی ۱۹٫۸۸ و چند تا مقاله و یک کتاب که در مقطع کارشناسی ارشد تدریس میشه دارم. سالی که من و امسال من دکتری قبول شدیم ورودی دکتری ازاد برای یک واحد دانشگاهی حدوداً ۲ الی ۶ نفر بود. الان گرایش های بیشتری اوردند در همون دانشگاه و مثلا تا ۱۵ نفر رو می گیرند که عمدتا یا هیات علمی هستند و یا شاغل. به هر حال با اینکه من سنم پایینه و واسه من محدودیت سنی گذاشتن بهتره، اما واقعا حق درس خوندن رو نمیشه از هیچ ادمی گرفت. فقط خواهش می کنم یعنی کاش می شد صدامون به گوش مسئولین می رسید، آقایون اصلا کنکور رو بر دارید و هرکی ارشد داره بیاد دکتری بخونه ولی همون سختی هایی که به ما گرفته شد هم به اونا گرفته بشه، من یادمه پوستم برای پایان نامه کارشناسی ارشدم کنده شد، در صورتی که الان اکثر دانشجوهای ارشد(حتی دولتی ها) ۲ میلیون میدند براشون پایان نامه بنویسند. خوب طبیعی که اینا همه میل به دکتری خوندن پیدا می کنند. الان تو مقطع دکتری برای دفاع از رساله باید حدود ۳۰ میلیون پول بدی و کلی سختی بکشی، بعد همونی که درساشم نمی تونست پاس کنه و هیات علمی فلان دانشگاه به واسطه چهار ریال پولی که میده یه جا براش رساله بنویسند میشه استادیار. این جوری پیش بریم یه کشور، با جمعیتی از درس خونده های افسرده در انتظارمون. در نهایت یک جمله یا یک شعار: چه اشکالی داره که همه ایران دکتر باشند، ولی واقعا از اون رشته ای که درس خوندند، یه چیزی فهمیده باشند. ممنون از توجه دوستان.

    • جواد می‌گه:

      این که کنکور ورودی راحت باشه که الان شده و تقریبا دکتری آزاد بی کنکور است ، ولی دانشگاه ها سخت تر بگیرند نه در کشور ما عملی نیست شما سخت ورود کردی سخت تر هم درس خوندی الان ورود راحت و ….

    • مریم می‌گه:

      صحبت های شما درسته،من هم موافق این قضیه هستم که نمیشه جلوی کسی رو گرفت و بهش گفت که درس نخون،بهتره که ورود آسون باشه اما خروج سخت تا کسانی که هدفشون واقعا از تحصیلات تکمیلی خصوصا دکتری کسب علم و دانش هست بتونن در این مقاطع تحصیل کنن. بنده هم مثل شما با پایان نامه ارشد پوستم کنده شده و حسابی اذیت شدم به حدی که وقتی به سختی هایی که کشیدم فکر میکنم دیگه دلم نمیخواد آخرین پله رو هم برم و تحصیلاتمو تمام کنم اما از طرفی هم عاشق درس خوندنم.متاسفانه علیرغم قبولی در کنکور دکتری نتونستم برم ثبت نام کنم و شدیدا ناراحتم.متاسفانه دیگه کسی برای پایان نامه و مقاله و… زحمت نمیکشه و همه مشکلاتشو با پول حل میکنه و به قول شما پست و مقام بهتری هم نسبت به کسی که رزومه علمیش حاصل تلاش خودش بوده نصیبش میشه!

  8. ایرج می‌گه:

    کسانی که با سن بالا یعنی بالاتر از ۳۵ قصد ادامه تحصیل در مقطع دکتری دارند اکثرا شاغلند. پس معضل اشتغال مربوط به این افراد نیست.

  9. جواد می‌گه:

    راه حل برخورد قاطع وزارت علوم با افزایش بی رویه پذیرش دکتری است البته همین الان هم دیر شده و دکتری آزاد تقریبا بدون کنکور شده است.

  10. گلاره می‌گه:

    راه حل گذاشتن محدودیتهای سنی نیست , چه بسیارآدمهای مستعدی که بخاطر شرایط زندگیشون بین مقاطع تحصیلیشون وقفه میفته.راه حل منطقی و معقول اینه که جلوی پذیرش بی رویه دانشجو در مقاطع ارشد و دکترادر دانشگاههای مختلف گرفته بشه.

  11. نگار می‌گه:

    اول از همه باید جلوی این صد در صد قبولی در مرحله کارشناسی گرفته بشه و هم چنین ارشد

  12. جواد می‌گه:

    نمیشه به همه دکتری بدهند تا بعضی بدون زحمت دکتر شوند
    هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد
    نابرده رنج گنج میسر نمی شود

  13. حامد می‌گه:

    دوست من که دانشجو دکتری هستی و میگی تحصیل در این مقطع هزینه ای نداره عزیزم بزرگترین هزینه عمر و جوانی ماست بزرگترین هزینه از دست دادن موقعیت های شغلی است.سخت تر و طولانی تر شدن مدت سربازی است.بزرگترین هزینه استرس و فشار های روانی ناشی از طمع برخی که کشور تبدیل به کارخونه تولید مقاله کردن.همه این هزینه ها رو باید دانشجو تحمل کنه اونم به امید آینده ای مبهم.

  14. نگار می‌گه:

    بنظر من باید واسه ادامه تحصیل محدودیت سنی بزارن مثلا ارشد تا ۳۰ سال و دکترا تا ۳۵ سال یعنی کسی که سنش از ۳۵ میره بالا حق شرکت در ازمون دکتری نداره!اینجوری تکلیف افراد با خودشون هم مشخص میشه و مسیر درست و بدرد بخور زندگیشون رو هم پیدا میکنن.

    • ریاصی کاربردی ....هما می‌گه:

      موافقم

    • فریماه می‌گه:

      موافق نیستم. تحصیل حق مردمه و همه کسانیکه استعداد دارند باید از این حق استفاده کنند. در ضمن تکلیف هر کسی دست خودشه و هر کسی راهشو خودش انتخاب میکنه نباید منتظر بشه دیگران براش تعیین کنند.

    • کنکور می‌گه:

      موافق نیستم

    • دکتر آینده می‌گه:

      دوست عزیز در تمام دنیا داره تلاش میشه همه در معرض آموزش رایگان در تمام مراحل و سطوح قرار بگیرن و برای این هدف سیستم های آموزشی انلاین مثل کورسرا و … رو ایجاد کردن ولی نکته مهم این که نباید یک چیزی مثل مدرک اولا ارزش قرار بگیره دوم یادگیری و آموزش بی هدف و بدون هدایت و آگاهی نتیجش این طور آمار ها و نگرانی ها است. هر کس باید استعداد و توانایی و هوش های خودش رو بشناسه و در اون راستا بهترین آموزش رو ببینه و بهترین نتیجه و کارایی رو برای جامعش داشته باشه. محدودیت سنی راه حل این ماجرا نیست کمی مدیریت و برنامه ریزی شاه کلید این مسئله هست.

  15. مسعود می‌گه:

    ببینید عزیزان :

    به نظر من نباید جلوی دانایی مردم را گرفت
    و اینو خدمت دوستان عرض کنم که درمقطع دکتری بیش از ۸۰درصد شاغلان ورود پیدامی کنن وصرفا برای افزایش علم و توسعه خودشکوفایی ونباید تمام فارغ التحصیلان دکتری را جویا کار نامید .

    موفق باشید وسرافراز

  16. امیر می‌گه:

    جامعه جهانی امروز به سمت حرفه ای شدن حرکت می کند کشور ما هم از این قاعده مستثنی نیست . مدرک تحصیلی امروزه دیگر تضمینی برای پیدا کردن شغل نیست . خیلی از افراد را می شناسم که با مدرک زیر دیپلم استخدام شدند در حالیکه افراد با مدرک فوق لیسانس و دانشجوی دکترا نتوانستند جایی کار پیدا بکنند البته اینها جزو استثنا و غیره است . امااگر کسی حرفه ای باشد چه دیپلم و چه مدرک دکترا می تواند براحتی برای خودش اشتغال زایی بکند ، انسانهای کارآفرین و خلاق می توانند براحتی جذب بازار کار بشوند و یا کاری را ایجاد کنند. خودم در مقطع دکترا همکلاسی هایی دارم که کوچکترین مهارت در هیچ زمینه ای ندارند حتی اون رشته ای که در آن درس می خوانند چیزی سر در نمی آورند و تنها مقداری نظریه حفظ و ازبر دارند ، خوب این افراد نباید امیدی به پیدا کردن شغل داشته باشند همین . ولی اگر کسی برای علاقه خودش بخواهد ادامه تحصیل بدهد هیچ ایرادی ندارد.

  17. Amin می‌گه:

    میدونم این درست نیست که کسی جلو کسی رو به بگیره برای دکتری ولی چیزی که چند وقته بهش فکر میکنم که الان خیلی از سرپرست های خانواده ها و کارمندا معلما واسه إفرایش حقوق ادامه تحصیل میدن که این باعث میشه کیفیت بیاد پایین و بعد از گرفتن مدرک علاوه بر اشباح کردن جامعه با اهتراض های گاه وبی گاه نسبت به اشباح جامعه جو بر علیه ادامه تحصیل میکنند موافق شرایط سنی نیستم برای دوره های تکمیلی چون تحصیل باید ازاد برای همه باشه ولی شرایطی بزارن که هیچ تاثیری مدرکشون رو کار فعلی نداشته باشه
    یا حتی با گذاشتن شرایط سخت برای افراد با تجربه فقط افراد لایق رو انتخاب کنن
    بجای اینکه نسل جوانو بسوزونن

  18. دانشجوی دکتری می‌گه:

    سلام خدمت دوستان
    من دانشجوی دکتری سال سوم و کارمند رسمی یک اداره با ۳۰ سال سن و ۵ سال سابقه کار می باشم و در اداره مسئول امور مالی می باشم. من با مدرک کارشناسی ارشد استخدام شدم و دو سال بعد دکتری قبول شدم. خیلی ها قبل استخدام میگن هر کاری باشه انجام میدم اما وقتی وارد بازار کار میشن بعد از یک مدت کوتاهی خسته میشن. من خودم این رو تجربه کردم. کارمندهای با تحصیلات لیسانس و پایین تر در کارهای اداری از تحصیلکرده های فوق لیسانس و دکتری خیلی موفق تر و با انگیزه تر هستن و با استخدام افراد با تحصیلات عالی در کارهای اداری کاملا مخالفم چون کار اداری یک کار تجربی است برای من و امثال من حوصله ای برای کارها نمونده. کار مناسب و متناسب با شان افراد با تحصیلات عالی مراکز دانشگاهی و پژوهشی است نه کارهای رومزه اداری که یکی با مدرک سیکل هم میتونه همون کار رو انجام بده.

    • دکتر می‌گه:

      دقیقا……حرفتون کاملا درسته….

    • محمد رضا می‌گه:

      دانشجوی دکترای عزیز سلام.
      بله فرمایش شما صرفا در حوزه بوروکراسی اداری صحیح است .
      اما نکته مهم اینجاست که با وضعیت استخدام حال حاضر و حقوق اندک مشاغل دولتی، فارغ التحصیلان ناگزیر هستند که خلاقیت خودشون رو بروز بدهند و در بازار آینده که پیش بینی می شود از رونق مطلوبی برحوردار گردد، هنرنمایی کنند .
      فارغ التحصیلان باانگیزه بالای امروز همان کارآفرینان فردا خواهند بود .
      به عقیده من تحصیلات تکمیلی می تواند بر عزت نفس بیافزاید و اعتماد به نفس را افزایش دهد.

      • دانشجوی دکتری می‌گه:

        متاسفانه شیوه آموزشی تئوری محور است و دانشجویی که حتی در مقطع دکتری هم فارغ التحصیل می شود متاسفانه هیچ تخصص عملی ندارد و علمش فقط روی کاغذ پیاده می شود که نتیجه آن چاپ چند مقاله است که هیچ کاربردی ندارد و تنها چیزی که از این فارغ التحصیلان انتظار نمی رود متاسفانه کارآفرینی است و همه منتظرن که یک کار دولتی بهشون بدن که پشت میز بشینن. به نظرتون چند درصد از فارغ التحصیل های مقاطع ارشد و دکتری کارآفرین هستند؟ وقتی فردی با تحصیلات عالی نتونه شغل مورد علاقه اش رو پیدا کنه به مرور زمان اعتماد به نفسش رو کاملا از دست میده و چیزی جز افسردگی و حسرت براش باقی نمیمونه.

    • ehsan می‌گه:

      «جانا سخن از زبان ما می گویی» ,هشت سال پیش که من استخدام شدم در تمام سازمان ما با ۱۸۰۰ نفر کارمند فقط ۲۴ نفر مدرک کارشناسی ارشد داشتند اما متاسفانه در حال حاضر ۱۴۰ نفر دارای مدرک ارشد هستند و ارزش مدرک من تقریبا هیچ شده !!!!

      • دانشجوی دکتری می‌گه:

        بله کاملا موافقم، روزی که استخدام شدم، در یک اداره با ۸۰ کارمند تنها فوق لیسانس اداره من بودم، فارغ التحصیل از یک دانشگاه دولتی. دو سال بعد نصف همکارام از دانشگاه آزاد ارشد گرفتن، همه فارغ التحصیل رشته های خاصی که نام نمی برم.

    • مهشید می‌گه:

      سلام. با صحبت های شما موافق هستم اما این نکته رو هم در نظر بگیرید که کسانی که تحصیلات تکمیلی دارن و در محیط های پژوهشی و دانشگاهی براشون کار وجود نداره به ناچار بایستی یا برن سراغ کار اداری و یا آزاد که به قول شما یه شخصی با سیکل هم میتونه اون کارو انجام بده.
      من با ۲۸ سال سن امسال دکتری قبول شدم اما علیرغم علاقه ای که به تحصیل دارم،نرفتم و یک دلیلش این بود که بعید میدونستم به این زودی ها بتونم شاغل بشم و نمیتونستم هزینه سنگین دکتری رو بر خانوادم تحمیل کنم اونم وقتی که میدونستم مدرک دکتری هم تضمینی برای داشتن کار مناسب نیست،هرچند که با ارشد هم نمیشه امیدی چندانی به پیدا کردن شغل خوب داشت.

    • فرشته به دانشجوی دکترا می‌گه:

      جالبه شما هم داری حقوق می گیری و هم درس می خونی بعد می گی حوصله نمونده؟!!
      با نظر دوستان موافقم اصلا به افراد شاغل نباید اجازه تحصیل در مقطع دکترا بدن چون شما نمونه بارز این دلیل هستین که اگر امکان ادامه تحصیل نداشتین الان با دل و جون به کارتون می چسبیدین و هیچوقت نمی گفتین کار اداری در شان یه فرد تحصیلکرده نیست و در شان یه فرد با مدرک سیکل هست !!!

      • دانشجوی دکتری می‌گه:

        من از روی اول هیچ علاقه ای به کار اداری نداشته و ندارم. فقط با توجه به شرایط زندگی ام مجبور شدم کار کنم. لازم به ذکر است که هیچ وقت نذاشتم کارم به درسم لطمه بزنه. من لیسانس و فوق لیسانسم دولتی روزانه و الان دانشجوی دکتری امیر کبیرم و چهار ساله در دانشگاههای مختلف دولتی دارم تدریس می کنم.اولویت اول من درسم بوده و نه کار. مثل خیلی ها دنبال مدرک نبودم که بخوابم توی سیستم اداری خودمو ارتقا بدم. من کار رو فقط به خاطر کسب درآمد برای ادامه تحصیل می خواستم و به خاطر دانشگاه از خیلی چیزا گذشتم و فرصت های شغلی زیادی رو از دست دادم. هنوز هم معتقدم که کار اداری درخور یک فرد لیسانس به بالا نیست. چون خودرم در پست های مختلف اداری کار کردم.

      • دانشجوی دکتری می‌گه:

        من از روی اول هیچ علاقه ای به کار اداری نداشته و ندارم. فقط با توجه به شرایط زندگی ام مجبور شدم کار کنم. لازم به ذکر است که هیچ وقت نذاشتم کارم به درسم لطمه بزنه. من لیسانس و فوق لیسانسم دولتی روزانه و الان دانشجوی دکتری امیر کبیرم و چهار ساله در دانشگاههای مختلف دولتی دارم تدریس می کنم.اولویت اول من درسم بوده و نه کار. مثل خیلی ها دنبال مدرک نبودم که بخوابم توی سیستم اداری خودمو ارتقا بدم. من کار رو فقط به خاطر کسب درآمد برای ادامه تحصیل می خواستم و به خاطر دانشگاه از خیلی چیزا گذشتم و فرصت های شغلی زیادی رو از دست دادم. هنوز هم معتقدم که کار اداری درخور یک فرد لیسانس به بالا نیست. چون خودرم در پست های مختلف اداری کار کردم.

        • الناز به دانشجوی دکتری می‌گه:

          باور بفرمایید خیلی ها از خداشونه که کاری که شما دل خوشی ازش نداری رو انجام بدن و حداقل یه حقوقی داشته باشن. بهتر نیست شما باتوجه به اینکه دانشگاه دولتی درس خوندید و اولویت اولتون درس بوده برید سراغ پژوهش و تحقیق که حوصلتون هم بیاد سر جاش!
          از ۲۵ سالگی کار میکنید،از ۲۶ سالگی کار تدریس رو شروع کردید،۲۷سالگی دکتری قبول شدید و الان با سن ۳۰ سالگی و دو نوع شغل و مدرک عالیه میگید که حوصله نمونده و کار اداری به درد افراد تحصیلکرده نمیخوره! الان درصد بالایی از جامعه رو یشر تحصیلکرده تشکیل میدن که یا شرایط شمارو داشتن و یا بخاطر مزایا ادامه تحصیل دادن و بعد از اینکه به همه چیز میرسن به دیگران میگن اینجوری خوب نیست و اونجوری خوبه! خیلی از افراد تحصیلکرده هستن که حتما خودتون هم دور و برتون دیدید که بیکار هستن و آرزوشون یکی از اون کاراییه که شما بهشون رسیدید، عده ای هم بخاطر مشکلات مالی و اینکه شاغل نیستن از پس هزینه دکتری برنمیان و نمیتون ادامه بدن و اونوقت شما با سن و سالی که دارید بهتره شاکر خدا باشید و دیگران رو هم درک کنید و اگر هم واقعا کارتون رو دوست ندارید و فکر میکنید که یه آدم با مدرک سیکل میتونه اون کارو انجام بده بهتره استعفا بدید و فقط کار تدریس رو انجام بدید… شما کار اداری رو بخاطر تامین هزینه هاتون میخواید و تدریس رو برای سابقه… عالیه… مرحبا… امیدوارم همه به خواسته هاشون برسن مخصوصا اینکه بخاطر مشکلات مالی ترک تحصیل نکنن…

          • الناز به دانشجوی دکتری می‌گه:

            قبول دارم که جامعه مدرک گرا شده و خیلی ها بخاطر چشم و هم چشمی میرن دنبال ارشد و دکتری اما هستن کسانی که واقعا به درس خوندن علاقه دارن و متاسفانه به هر دلیلی حتی بعد از قبولی نمیتونن ادامه بدن و علاوه بر غصه بیکاریشون باید غصه اینکه نتونستن درس بخونن رو هم بخورن.
            باعث و بانی این مسائل شما نیستید،شما چیزی گفتید که سر درددل دیگران رو باز کنید وگرنه شما هم مثل بقیه روند طبیعی زندگیتون رو ادامه دادید و خداروشکر که موفق شدید و عده ای هم یا بخاطر عدم سعی و تلاششون و یا بخاطر بدشانسیشون نتونستن به اهدافشون برسن. بهرحال به نظر نمیاد کسی باشه که از موفقیت هموطنش ناراحت بشه، شما هم مثل برادر ما میمونید اما خب اگر منطقی فکر کنیم میبینیم که بیکاری معضل جامعه ماست. شخصی که مدرک سیکل یا دیپلم داره راحتتر میتونه هر کاری به جز کار اداری رو انجام بده اما کسانی که تحصیلات خوبی دارن توقعشون میره بالا و طبیعیه که دنبال کار مناسب با تحصیلاتشون باشن اما کجاست کار که رفت دنبالش…
            من به شخصه مهرماه در مقطع دکتری پذیرفته شدم اما بدلیل اینکه شاغل نیستم نرتم برای ثبت نام چون نخواستم فقط خرج کنم وقتی که با این اوضاع قرار نیست درآمدی داشته باشم و بزرگترین حسرتم اینه که نتونستم درسمو ادامه بدم.

          • دانشجوی دکتری می‌گه:

            ادامه تحصیل در مقطع دکتری هیچ هزینه ای نداره که شما ازش صحبت می کنین به جز هزینه هایی مثل کتاب و شرکت در کنفرانس و…که چیز زیادی نمیشه، مگر اینکه بخواین مدرک پولی بگیرین از جاهایی مثل پردیس و دانشگاه آزاد و امثال اینها! من نا شکر نیستم و بابت چیزهایی که تا امروز به دست آوردم خدا رو شاکرم. نگران نباشید در آینده ای نزدیک در یک مرکز آکادمی و تحقیقاتی مشغول به کار خواهم شد و از سمت اداری استعفا خواهم داد و جای خود را به فرد دیگری خواهم سپرد.

          • دانشجوی دکتری می‌گه:

            من بیشتر نگران مدرک گرایی ام که بیشتر افراد به وی‍ژه کارمندان با پول خرج کردن بدون داشتن حداقل علم در مقاطع عالی فارغ التحصیل میشن و هیچی از رشته شون نمیدونن و بعد از فارغ التحصیلی از مدرکشون سوء استفاده می کنن. من میخوام افرادی در مقاطع تحصیلات تکمیلی درس بخونن که واقعا استحقاقش رو دارن و صرفا دنبال مدرک نیستن. به نظرم فردی که زحمت می کشه و خیلی از خواسته هاش رو قربانی اهدافش می کنه باید موفق بشه.

          • الناز به دانشجوی دکتری می‌گه:

            بنده هم عرض کردم قبول دارم جامعه مدرک گرا شده و این صحبت شما هم درسته که کارمند اداره بخاطر ارتقا شغل و افزایش حقوق دنبال ادامه تحصیل میره و دقیقا همینطوره که هیچ اطلاعاتی درمورد رشته ای که میخونه نداره و علمش فقط در حد همون چند صفحه ای هست که مجبوره بخونه. بله خوبه که شرایط پذیرش رو سخت کنن و هرکسی که دانش بیشتری داشت پذیرفته بشه اما اینا دست من و شما نیست. ما فقط نظر میدیم. درس خوندن در دانشگاه دولتی،آزاد یا هر جای دیگه فرقی نمیکنه،کسی که کسب علم و دانش رو دوست داشته باشه هرجوری شده تلاش میکنه که به هدفش برسه،درسته بعضی از دانشگاهها از نظر علمی برتر از دیگر دانشگاهها هستن اما قرار نیست همه در دانشگاههای برتر پذیرفته بشن، مقطع دکتری یعنی تحقیق و پژوهش چه در دانشگاه دولتی چه در آزاد،مهم اینه که فرد واقعا علاقه داشته باشه و دنبال مدرک و فخرفروشی نباشه! چه بسا دانشجویانی که در دانشگاه آزاد درس خوندن اما سوادشون از کسی که در دانشگاه دولتی صرفا بخاطر دولتی بودنش درس خونده بیشتره بدلیل اینکه خود دانشجو علاقه به کار پژوهشی و تحقیق داشته و وابسته به دانشگاه نبوده.
            بهرحال امیدوارم موفق باشید و از حرفام سوء تعبیر نداشته باشید دکتر.

          • از دانشجوی دکتری به الناز خانم می‌گه:

            حرفتون کاملا درسته. برای شما و سایر دوستان آرزوی موفقیت می کنم.

      • آرمان می‌گه:

        حرف شما کاملا اشتباهه تا زمانی که طرف بیکاره فقط میخاد پول بیاد جیبش ولی میری سر کار دولتی میبینی فقط تو ذوقت میخوره این تجربه منه با فوق لیسانس برق از بهترین دانشگاه دولتی

    • کامران می‌گه:

      سلام، با وجود قانون ممنوعیت ادامه تحصیل کارکنان دولتی در ساعات اداری روزهای هفته موب ۱۳۷۲ چگونه شما هم دانشجو هستید و هم کارمند؟ محل کار ما به شدت پیگیر اجرای این قانون هستند و اجازه ادامه تحصیل مگر با اخذ مرخصی بدون حقوق داده نمی شه مجازت اینکار سه سال انفصال از خدمته

  19. امیر می‌گه:

    دکتری گرفتن بد نیست اما به شرط اینکه وقتی کار گیر نیومد افسرده نشید دوستان….

  20. حسین می‌گه:

    شما جمعیت امریکا را با ایران مقایسه می کنید؟

  21. حسین می‌گه:

    دوستان به نظر بنده جلوگیری از ادامه تحصیل آحاد جامعه به بهانه های واهی و خیالی درست نیست هر چه قدر درصد تحصیلکرده های یک جامعه افزایش یابد فهم عمومی ملت افزایش می یابد جامعه از شعار زدگی به سوی منطق و عقلانیت میرود همه با هم پیش به سوی تحصیلات عالیه

  22. المیرا می‌گه:

    به امید روزی که دیدگاه های تنگ نظرانه خود رو کنار بگزاریم .
    طبق آمار United States Census Bureau از هر ۱۰ امریکایی بزرگسال ۷ نفر دارای مدرک دکترای تخصصی و حرفه ای هستند .
    به نظر من ، ما هم باید نگاهمون رو به این موضوع تغییر دهیم و اجازه بدهیم هر فردی با هر شغلی و با هر انگیزه ای اگر تمایل به ادامه تحصیل دارد راه خود راادامه بدهد و تصور نکنیم که شاید مدرک ما کم ارزش بشود ، این کوتاه بینی است .
    واقعا باید از سیاست های پیش روی دانشگاه آزاد تقدیر کرد و من اعتقاد دارم تقدیر بیش از ۲۴۰ نماینده از سیاست های آموزشی دانشگاه آزاد واقعا بر حق بوده است.

    • رضا می‌گه:

      این اخبار را از کجا می آورید از هر ۱۰ امریکایی ۷ نفر دکتری دارند؟؟؟
      به ۲ درصد هم نمی رسد
      بلکه آنها دوره های ضمن خدمت قوی دارند ولی اسمش دکتری نیست

      • احسان می‌گه:

        آقا رضا سلام
        من آدرس مورد اشاره المیرا خانوم رو نگاه کردم ، ایشون درست میگه ، این آدرس مرکز بین المللی آمار امریکاست که در قسمت social این آمار ذکر شده .
        موفق باشید .

    • حسین می‌گه:

      احسن مرحبا به این تحلیل منطقی توام با درایت .انسان وقتی این تحلیلهای مستدل و علمی جوانان فهیم و با شعور این مرز و بوم را در جای جای فضای مجازی در رابطه با مسائل مختلف کشور مشاهده میکنه شعله های امید در دلش روشن میشه و نسبت به آینده کشورعزیزمان امید وارتر میشه. واین نشانه ایی است از تغییر تدریجی در نگرشها و تفکرات سنتی پیشین به سوی علم و منطق و عقلانیت.

    • kitz می‌گه:

      من با این قسمت صحبت شما موافقم که بله هر کسی اراده کرد و خواست باید بتونه ادامه تحصیل بده و وارد محیط تحصیلات بشه.اما با اون قسمت که باید بتونه مدرک بگیره به شدت مخالفم.به نظرم قضیه درس خوندن علم آموزی نیست.گواهش هم بازده ناچیز دانشگاه هاست.اگه این همه آدم واقعا کار علمی می کردن اوضاع این بود؟بسیاری هیچ توانایی هم ندارن،یعنی قبل و بعدش هیچ فرق خاصی نکردند.به نظرم منصفانه اونه که هرکی خواست وارد بشه اما تنها دانشجویان توانا بتونن فارغ التحصیل بشن.اینطوری اون جو گرفته ها خود به خود ریزش می کنند.

  23. فرشاد می‌گه:

    کارگر کم شده؟ شما انتظار دارید هنوز به سبک صد سال پیش بیل کلنگ دست بگیریم؟ تو قرن ۲۱ کار و شغل فرق کرده همه فناوری های روز کار میکنن کار یدی کم شده همه کارا فکری شدن

  24. amin می‌گه:

    شخص بنده ارشد دارم یه کارشناس بیاد بگه تو این کشور فلان کار رو زمین مونده من به شخصه میرم اون کار رو انجام میدم…
    دوستان کارشناس کار کجا بوده که نگران کارگرش هستید ؟؟؟ واقعااینهمه جوان بیکار تو این مملکت هست بعد یه عده میگن نگران هستیم یه سری مشاغل روی زمین بمونه !!!!

  25. نسیم می‌گه:

    واقعاااا متاسفم … الان که عده ی زیادی تحصیل کردن و زحمت کشیدن، الان باید بگن؟؟؟ اگه بخام نظر بدم در این مورد حرفام تمومی نداره. ولی وقتی هیچ کی نیست که به فکر ما جوانان باشه چه فایده
    کاری از دست ما برنمیاد

  26. SINA می‌گه:

    پس چرا دانشگاه آزاد ظرفیت را بالا میبره ؟؟؟؟من نمیدونم

  27. ...... می‌گه:

    کاری که برای جوانها نمیکنند. فقط جلوی پیشرفت ما را به راحتی میگیرند.
    درس نخونیم چون کارگر کم اومده؟؟ !!!!

  28. مریم می‌گه:

    حالا دیگه…
    باید همون چند سال قبل که این موج به راه افتاد و جون گرفت جلوشو میگرفتید تا جوونای مردم چند سال از عمرشونو تلف نکن و با مدرک ارشد و دکتری بیکار بمونن. با مدرک کارشناسی توقع کار عالی و پست و مقام آنچنانی نمیشه داشت اما با ارشد و دکتری قضیه فرق میکنه. حداقلش این بود اونایی که شایسته بودن وارد تحصیلات تکمیلی میشدن و وقت و هزینه هاشون رو الکی صرف نمیکردن و بازار کار هم براشون وجود داشت چون تعدادشون اندک بود و مثل الان جامعه مدرک گرا نمیشد. من به هر جایی مراجعه کردم با ارشد بهم کار ندادن و میگن نیرو نیاز نداریم و دوستمم که دانشجوی دکتراست هرجا مراجعه میکنه برای کار روش نمیشه بگه دانشجوی دکتراست بخاطر اینکه مسولان اون سازمان یا دانشگاه فکر نکن دانشجوی دکترا توقع خیلی زیادی داره و دنبال پست و مقام هست. این واقعیته ….

    • ثابت می‌گه:

      نمی دونم چرا دایما نکات منفی رو می بینید .
      بابا اجازه بدید همه ملت تحصیلات عالی داشته باشن ، هیچ رکود و تورم و …. به این موضوع بسته نیست ، فقط و فقط گستره و انگیزه علم رو بسط می دهیم.

  29. جواد می‌گه:

    افزایش بی رویه پذیرش دکتری حتی به نفع آخرین فرد پذیرش شونده است.
    هم آنان که نخبگان علمی هستند روحیا و حس تلاش بیشتر را از دست می دهند و هم حتی آخرین فرد قبولی زیرا مدرو بر سر چیزی که کاملا بی ارزش شده خواهد بود.

  30. سامی می‌گه:

    این وضع روز به روز بدترم میشه…

  31. Amin می‌گه:

    ممنون از دل نگرانیتون واسه کار
    واقعا خیلی جالب حالا چون ظرفیت کار لرأی متخصصین کم شده باید جلو تحصیلات رو گرفت ظرفیت هارو کم کرد یعنی این راه حل مشکل؟
    کسی که با ارزو دکتری ارشد گرفته حالا باید قید تخصص رو بزنه چون ظرفیت کاری نداره
    یا راه حل مشکل اینکه کسی که هنوز تو مدرسه هستشو وارد این راه نکنید با اموزش های فنی و بازار کار نکنید
    با این دید فقط ریشه به ریشه جون های ٢۴ تا ٢۵ سالی میزنید که با هزار امید سال های زیادی رو صرف علم کردن

    • دکتر می‌گه:

      خیلی از مدارک ارشدی که گرفته شده کیفیت لازم رو ندارن…..و فقط باعث توهم علمی عده کثیری از افرادی شده که این مدارک رو دارن…و متاسفانه با این توهم حاضر نیستن هر کاری رو انجام بدن….و این میشه اوضاع اینجوری میشه..

    • amin می‌گه:

      دقیقا موافقم با شما
      همیشه یه عده کثیری از جوان ها قربانی این تصمیمات می شوند ….
      شما که نمیخوای اینهمه دکتر داشته باشی تو مملکت چرا زمانی که ابتدایی یا راهنمایی یا حتی دبیرستان بودیم ما رو به سمت مشاغل فنی سوق ندادید؟؟ الان دوستان کارشناس باید نگران بشن ؟؟ الان که اعتراضات به تکمیل ظرفیت هست و حق یه عده رو میخوان پایمال کنند باید نگران این وضعیت بشن ؟؟؟ چرا همین امسال نمیگن که ظرفیت فلان رشته سال آینده این تعداد هست که بچه ها از همین الان یه فکری بکنن؟؟ من خودم به شخصه با کم کردن ظرفیت ها و بالا بردن کیفیت موافقم اما نباید یهو وسط کار این تصمیم گرفته بشه که یه عده من جمله بنده که اینهمه دو سال کنکور تخصصی دادیم قربانی این دست تصمیمات بشیم ….

درج نظر