مدرسان شریف اولین کنفرانس ملی مدیریت و اقتصاد جهانی کنفرانس بین المللی تحقیق و توسعه در علوم انسانی، مدیریت و اقتصاد کنفرانس آینده مهندسی و تکنولوژی کنفرانس بین المللی رویکردهای نوین در علوم انسانی، مدیریت، اقتصاد
و حسابداری کنفرانس بین المللی علوم و مهندسی در عصر تکنولوژی کنفرانس بین المللی رویکردهای نوین در علوم، تکنولوژی و
مهندسی  پنجمین کنفرانس بین المللی پژوهش در علوم و تکنولوژی کنفرانس بین المللی مهندسی و فن آوری اطلاعات استاد پرچ کتابخانه فرهنگ

پیش بینی افزایش متقاضیان فرصت های شغلی با مدرک دکتری

به زودی  یکصد و چهل هزار جوان  دارای مدرک دکتری تخصصی و حرفه ای  به جمع متقاضیان بازار کار افزوده خواهند شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، آمارها نشان می‌دهند بازار کار ایران در حال یک چرخش شدید است. این بازار طی یکی دو دهه به سرعت از حالت سنتی و شاغلان با تحصیلات پایین به سمت بازاری مدرن با شاغلانی تحصیل کرده در حرکت است تا جایی که براساس آمار، به زودی بیش از ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر از دانشگاه‌ها فارغ التحصیل و جویای شغل می‌شوند که اگر شرایط اشتغال آنها فراهم نشود با متقاضیان فعلی کار، ۷.۴ میلیون بیکار خواهیم داشت،همچنین به‌زودی ۱۴۰هزار نفر دکتر و ۵۸۰هزارنفر هم کارشناس ارشد می‌شوند.

مسئولان عنوان می‌کنند نه اشتغال مورد نظر فارغ التحصیلان دانشگاهی از جنس مشاغل موجود است و نه آنها به دنبال جایگاه های خُرد خواهند رفت. آنها می‌خواهند مشاغلی را بیابند که در شان میزان تحصیلاتشان باشد و اسم و رسمی داشته باشد. بنابراین اینکه تقاضاهای بی شماری برای برخی مشاغل شکل بگیرد و برخی رشته های شغلی خالی از تقاضا بماند، دور از انتظار نیست.

دستیابی به میز و اتاق ریاست، فکر هدایت دیگران و مدیریت و گرایش‌هایی از این نوع؛ از مسائلی است که تحصیلات دانشگاهی برای جوانان به همراه خواهد داشت. جوانانی که قبل از رفتن به دانشگاه به شغل نگاه آسان‌تری داشتند، حال پس از طی دوره های تحصیلی به ویژه ارشد و دکتری دیگر به هر کاری راضی نمی شوند و یا اگر به اجبار هم به مشاغل ساده تری وارد شوند، هرگز مورد نظر و رضایتشان نخواهد بود و آنها نگاه گذرا و کوتاه مدت به آن شغل خواهند داشت.

درس خواندن خوب است یا بد؟

کارشناسان می‌گویند اینکه سطح تحصیلات جامعه بالا برود و جوانان بسیاری از دانشگاه ها فارغ التحصیل شوند، چیز بدی نیست چون دستکم جامعه ای بهتر با افرادی موثرتر شکل می گیرد اما وقتی زیرساخت‌های لازم برای اشتغال آنها فراهم نیست و اینکه نگاه بسیاری از آنها به اشتغال در یک راستا قرار می گیرد و تقریبا شبیه به هم می شود، زنگ خطر را به صدا در می آورد، چون همانگونه که مطرح شد، کارجویان فارغ التحصیل دانشگاهی را دیگر نمی توان به هر شغلی گمارد و آنها از پذیرش بسیاری از رشته های شغلی امتناع می کنند.

حال شاید عده ای بگویند اصلا کار نیست که بخواهند به ساده و یا تخصصی بودن آن فکر کنند و حاضرند هر جایی که باشد وارد شوند اما این نگاه که حقشان بیشتر از اینهاست و چرا نباید در جایگاه به اندازه تحصیلاتشان قرار داشته باشند و یا اینکه چرا عده ای توانستند با تحصیلات پایین تر، فرصت‌های بهتری داشته باشند و آنها نتوانستند، دائما آزارشان می دهد.

ممکن است بگویند راهکار چیست؟ به نظر نمی رسد راهکار حل این مسئله پاک کردن صورت مسئله باشد، یعنی شرایطی فراهم شود که دیگر جوانان نتوانند به دانشگاه بروند و سطح تحصیلی جامعه پایین بیاید بلکه باید تلاش شود تا زمینه های ورود فارغ التحصیلان به بازار کار فراهم شود.

ورود ۱۴۰ هزار دکتر به بازار کار

آمارهای جدید که از سوی وزارت کار ارائه شده، نشان می دهد تنها در بخش تحصیلات دکتری تخصصی و حرفه ای، به زودی ۱۴۰ هزار و ۶۵۸ نفر راهی بازار کار خواهند شد و متقاضی جدی کار محسوب می شوند؛ کاری که احتمالا باید ویژگی‌های خاص خود را داشته باشد و نمی‌توان از فردی که تا مقطع دکترا درس خوانده توقع داشت به ماهیت کار پیشنهادی و جایگاه اجتماعی آن توجه نداشته باشد.

بنابراین هرچقدر سطح تحصیلات جامعه بالا برود، از آنسو دایره مشاغل پیشنهادی و قابل انجام توسط گروه تحصیل کرده ارشد نیز کوچک تر است، همچنین یافتن مشاغلی در سطح تحصیلات دکترا در بازار کار فعلی ایران، سخت و دشوار است و در مواردی حتی ممکن است فردی که تحصیلات دکترا دارد تا مدت‌ها موفق به یافتن یک شغل مناسب و قابل اعتماد نشود.

علاوه بر این، ۵۸۰ هزار نفر کارجویی که به زودی و تا یکی دو سال آینده متقاضی کار خواهند شد، در مقطع کارشناسی ارشد در حال تحصیل هستند، البته نمی توان تمامی ۵۸۰ هزار نفر را متقاضی جدید کار دانست، چون ممکن است بخشی از آنها افرادی باشند که در حال حاضر در بازار کار شاغل هستند و در حال ادامه تحصیل اند اما بالاخره وجود ۵۸۰ هزار کارشناس ارشد در بازار کار فعلی ایران هم می تواند یک فرصت تلقی شود و هم یک تهدید.

کارشناسان می‌پرسند آیا واقعا بازار کار کشور در شرایطی که کسب و کار با مسائل مختلفی دست و پنجه نرم می کند، نیازمند ورود میلیونی جوانان به دانشگاه ها است؟ آیا می توان برای صدها هزار جوان کارشناس ارشد و دکتر، فرصت شغلی مناسب و در خور شان ارائه کرد؟

در حال حاضر بیشترین جوانان در حال تحصیل مربوط به استان‌های اصفهان، تهران، آذربایجان شرقی، خراسان رضوی، خوزستان، فارس و مازندران است که در آینده نزدیک نیز حجم قابل توجهی از بازار کار این مناطق را تشکیل خواهند داد.

آمار جدید تعداد دانشجویان در رشته‌های مختلف

به صورت کلی، هم اکنون در ۸ گروه اصلی تحصیلی ۴ میلیون و ۶۸۵ هزار و ۳۸۶ نفر در حال تحصیل‌اند که از این تعداد ۲ میلیون و ۴۷۰ هزار و ۹۶۸ نفر مرد و ۲ میلیون و ۲۱۴ هزار و ۴۱۸ نفر زن هستند. از کل جوانان در حال تحصیل یک میلیون و ۴۳ هزار و ۷۶۵ نفر در دوره کاردانی و ۲ میلیون و ۹۲۰ هزار نفر نیز در دوره کارشناسی در حال تحصیل هستند.

با وجود اینکه در دوره کاردانی تعداد مردان ۷۱۱ هزار نفر و تعداد زنان ۳۳۲ هزار نفر است اما در دوره کارشناسی تعداد زنان یک میلیون و ۵۳۹ هزار نفر و تعداد مردان یک میلیون و ۳۸۱ هزار نفر است که این موضوع نشان می دهد زنان در مدارج بالاتر، نسبت به مردان تمایل بیشتری به ادامه تحصیل دارند و تعداد آنها در سال‌های اخیر به طرز چشمگیری افزایش یافته است.

هم اکنون ۵۸۰ هزار نفر در دوره کارشناسی ارشد در حال تحصیل هستند که از این تعداد، ۳۰۶ هزار نفر مرد و ۲۷۳ هزار نفر زن هستند، همچنین ۶۷ هزار نفر در حال تحصیل در دوره دکتری حرفه ای هستند که در این بخش ۲۸ هزار نفر مرد و حدود ۳۹ هزارنفر زن هستند.

زنان در دوره دکتری تخصصی نیز آمار بالایی دارند به نحوی که از مجموع ۷۳ هزار شاغل در دوره PHD بیش از ۴۳ هزار نفر مرد و ۳۰ هزار نفر زن هستند. البته ۲۴۳ هزار نفر در رشته های بهداشت و رفاه، ۱۸۰ هزار نفر در رشته های خدمات، یک میلیون و ۵۱۳ هزارنفر در رشته های علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق و ۳۷۶ هزارنفر نیز در رشته علوم انسانی و هنر در حال تحصیل هستند.

علاوه بر این، ۱۷۴ هزار نفر در علوم تربیتی، ۳۰۳ هزار نفر ریاضیات، علوم و محاسبات، ۱۶۳ هزار نفر کشاورزی و دامپزشکی و یک میلیون و ۷۲۹ هزار نفر در رشته های مهندسی، تولید و ساخت درس می‌خوانند.

عضویت در کانال تخصصی آزمون دکتری

نظرات (۳۴)

  1. فاطیما می‌گه:

    یه حقیقته. بعضی از رشته ها توان کار کردن تو هیچ ارگان و سامان خصوصیرو ندارن. یه رشته ای مثل باستان شناسی کجا می تونه کار پیدا کنه؟ خود من یک ساله فارغ التحصیل ارشد باستان شناسی هستم. دریغ از اینکه تو این هفت سال دوران دانشجوییم دیده باشم تو یک جای این مملکت یه باستان شناس استخدام شه. ام با این وجود حداقل سالانه ۳۰۰ فارغ التحصیل ارشد از این رشته رو داریم.واقعا انصافه منی که از بهترین دانشگاه و با بهترین رتبه مدرکمو گرفتم بیکار بمونم. خب وقتی کشور ظرفیتشو نداره این حجم بالای پذیرش دانشگاه ها چه معنی داره؟بالا رفتن سطح سواد جامعه بد نیست. اما به چه قیمتی؟ اون افراد بیکار مثل آتیش زیر خاکستر هستن.
    اقلا پذیرش در رشته هایی که امکان کار خصوصی براشون نیست باید محدود بشه.

  2. نسرین می‌گه:

    سلام دوستان.لطفا جو را متشنج نکنید و بگذارید افراد به دنبال ارزوهای خود برود.حالا چه کار باشد چه نباشد.

  3. نسرین می‌گه:

    سلام.دوستان عزیز لطفا به جای بحث و ایجاد تشنج حرف های امیدوار کننده بزنیدو بگذارید هر کس در پی هدف خود برود.یا موفق میشه یا…

  4. رضا می‌گه:

    من هم رشت و اراک مصاحبه دادم/قبول شدم که خیلی هم عالی/نشدم میرم دنبال برنامه دیگه کاری زندگیم/اصلا هم ثبت نام جدید نمیکنم.

  5. نیلوفر می‌گه:

    منم واقعا سردرگم شدم!! متاسفانه شرایط را طوری کردند که نه راه درس خوندن نه راه کارکردن هیچکدام را ادم نمیتونه با اطمینان پیش بگیره.نتیجه هردو ممکنه شکست باشه

    • تینا می‌گه:

      منم شرایط شما رو دارم و سردرگم شدم. دانشگاه محل تحصیلم دکتری نداره. همسرم در ابتدا برای ادامه تحصیل مشوق من بود ولی الان با این وضع بورسیه شدن و کار نظرش عوض شده. ۵ سال تحصیل تو یه شهر دیگه به دور از خانواده رو باید به جون بخرم اخرشم یه اینده نامعلوم. برای یه کارشناس ارشد گیاهپزشکی هم کار خاصی نیست. یا باید در عین مخالفت همسرم برم دنبال دکتری یا برم دنبال شغل ازاد!!!؟؟؟؟

  6. میثم می‌گه:

    بعضی رشته ها هستن که تا مدرک دکتری شون رو نگیری کلا کسی حساب تون نمیکنه

  7. صنعت می‌گه:

    به نظر من حتی اگه کسی دانشجوی دکتری باشه اما مهارت و تخصص نداشته باشه و کار بلد نباشه به عنوان آبدارچی هم جایی استخدام نمی شه.

  8. فاطمه مدیریت می‌گه:

    با سلام به همه عزیزان
    نظرات همرو خوندم.
    به نظرم برخی دوستان خیلی بیرحمانه نظر میدن مثلا درباره دانشجویان آزاد.
    من ارشدم رو آزاد خوندم نه بخاطر اینکه دولتی قبول نشدم بلکه بخاطر شرایط شغلیم اصلا نتونستم کنکور دولتی شرکت کنم برای کنکور آزاد هم تلاش کردم و با رتبه خوب قبول شدم و دوران تحصیلم به اندازه یه دانشجوی خوب و فعال بهترین دانشگاه دولتی ایران هم تلاش کردم و معدل الف هم هستم نه با تقلب و نا با پارتی و نه با پول بلکه فقط با زحمت.
    الان هم در هر سه آزمون سراسری، آزاد و وزارت بهداشت شرکت خواهم کرد و برای همه تلاش خودم را خواهم کرد. هر چند که بیشتر پیشکسوتان میگن تو مصاحبه های دکتری سراسری اعمال سلیقه خیلی صورت میگیره اما باز هم تلاشم رو می کنم و به خودم اجازه نمیدم به هیچ دانشجویی از هر دانشگاهی بی احترامی کنم.
    برخی دانشجویان محترم دانشگاه تهران هم فکر نکنند چون تهران خوندند پس برترند.
    و با نظر حسن آقا موافقم کسی که ارشد خونده برای برداشت محصول زحماتش میخواد دکترا بخونه نه برای صرفا اخذ مدرک.
    با این حرف موافقم نباید انقدر ظرفیت پذیرش بالا باشه و در برخی دانشگاه ها بی پایه و اساس.
    یه فردی که ارشد یا دکتری داره باید یه دانشمند برجسته در رشته تحصیلیش باشه و بر عهده نظام آموزشی هست که چنین متخصصی تحویل جامعه بشه.
    باید تعداد ارشدها و دکترهای متخصص ایران افزایش یابند.
    و باید تخصص جنبه عملی داشته باشد.
    و باید زمینه کار این متخصصین توسط دولت فراهم شود.
    برای همه عزیزان آرزوی سلامتی، سربلندی و سعادت دارم.
    یاحق

  9. رادنیا می‌گه:

    به نظر من دانشجوها هم خودشون مقصرن
    کسی که هدف ش از اومدن به دکتری نرفتن به خدمت سربازیه! چطور محققی میخواد بشه؟!!
    یا کسی که میاد دانشگاه از ۱۶ جلسه کلاسی ۱۲ تاشو نمیاد و آخرش هم پایان نامه و رساله شو در میدان انقلاب درست میکنه چه انتظاری داره؟
    به نظرم کسی که واقعا کیفیت لازم رو داشته باشه امکان نداره بیکار باشه و حتما یه جایی دست خودش رو بند میکنه

  10. کارولین می‌گه:

    سلام دوستان – اول کار مهمه و بعد درس.
    درس را همیشه می شه خوند ولی باید زود رفت سرکار- تو محیط کار چیزهایی یاد می گیرید که تو هیچ کتابی نوشته نشده. متاسفانه شرایط یک مقدار سخت شده. افرادی که تحصیلات بالا دارند دوست دارند شغل سطح بالا پیدا کنند مثل تدریس که متاسفانه پیدا کردنش سخته.
    در مورد افرادی که فرمودید سواد ندارند ولی دارند دکتری می خونند- مطمئن باشید بالاخره چیزی بلدند وگرنه امممکان نداشت قبول شند.شاید اول انگیزه نداشته بعد علاقه مند شده.

  11. ارش می‌گه:

    دوستان عزیز من خیلی ناامید شدم. واقعا مرددم دکتری بخونم یا نه با شرایط موجود. می ترسم بعد ۵ سال صرف وقت و هزینه کاری پیدا نکنم. هر چی سبک سنگین هم میکنم به نتیجه نمی رسم. از طرفی خیلی به ادامه تحصیل علاقه مندم از طرفی مخالفت خانواده و شرایط بازار کار من رو سر دو راهی قرار داده. لطفا نظراتتون رو بفرمایید خوشحال میشم

    • نادر می‌گه:

      به نظرم اصلا نباید اینطور فکر کنید که بعد ۵ سال باید مدرک بگیرید و بعد از اون تازه دنبال کار باشین
      شما باید دکتری رو در یک دانشگاه. درجه ۱ بخونید و اونجا از روابطی که با اساتید و… به دست میارید در همون مقطع دکتری یواش یواش سابقه برای خودتون جمع کنید و خودتون رو از سیل مدرک به دست ها جدا کنید
      من نمی دونم رشته شما چیه؟ ولی باید ببینید چه نوآوری میشه در رشته تون انجام داد که تا به حال کسی دنبال ش نرفته؟ باید تا می تونید مهارت خودتون رو بالا ببرید و اصلا به امید یه تکه کاغذ مدرک نباشین

    • saba می‌گه:

      سلام به نظر من اگر واسه رشته تحصیلیتون کار و استخدامی وجود داره بیشتر روش سرمایه گذاری کنین چون شما علاقه به ادامه تحصیل دارین هر زمانی میتونین واسش برنامه ریزی کنین ، داشتن یه کار خوب آدمو به آرامش میرسونه ،حالا تا ۵ سال دیگه مشخص نیست وضعیت استخدامیها چطور باشه ، زمانی با دیپلم داخل بانکها استخدام میکردن ، ولی ما شرکت نمیکردیم و ادامه تحصیل واسمون مهمتر بود ، الان ما ادامه تحصیل دادیم ولی بیکاریم ، اما کسانی که با دیپلم استخدام شدن هم کارشون رو دارن و هم ادامه تحصیل دادن ، البته میدونم که ادامه تحصیل ما با اونها زمین تا آسمون تفاوت داره ها ، اونها بیشتر واسه پاس کردن دروس و گرفتن مدرک تحصیل کردن ولی ما همه وقتمونو واسه تحصیل و نمرات خوب و یادگیری بالا گذاشتیم ، اما ههمون میدونیم که داریم تلاش میکنیم که با داشتن یک کار خوب بتونیم نتیجه تلاشهامونو ببینیم :) امیدوارم موفق باشین.

  12. بامداد می‌گه:

    دوستان شرایط همه رشته ها مثل هم نیست لطفا جو رو نا ناامیدانه نکنید
    رشته من اقتصاده و به جرات می تونم بگم دانشجوی دکتری بیکار در دانشگاهی که هستم ( دانشگاه الف شهر تهران) نداریم
    همین چند وقت پیش بانک مرکزی نامه ای زد و عده ای از دانشجویان دکتری رو به خدمت گرفت
    پس به نظر من شرایط رشته / دانشگاه / خودِ فرد / در پیدا کردن کار بعد از دکتری موثره…

    • farzane می‌گه:

      سلام
      منم دانشجوی دکتری تهرانم و بین همکلاسی هایم هیچکدام بیکار نیستیم اما امنیت شغلی هم نیست چون جایی استخدام نیستیم و کسب و کار خودمان را تشکیل دادیم. ولی مطمئنا دوست داشتیم جایی استخدام بودیم …..

      • بامداد می‌گه:

        بله امنیت شغلی در استخدام بیشتره ولی همین تعداد دوستی که گفتم الان بورسیه بانک مرکزی شدن…
        در کل میخواستم بگم ما رشته های گوناگون و مدارک زیادی داریم
        از ادبیات گرفته تا مهندسی و مدیریت و اقتصاد و اصلاح نباتات و فیزیولوژی و….
        مدارک دکتری هم از دانشگاه شریف گرفته تا دانشگاه آزاد فلان جا هست… پس نمیشه گفت حتما دکتری خوندن آخرش بیکاری هست چون شرایط رشته ها / دانشگاه ها / اساتید / متفاوته

        • مریم می‌گه:

          بامداد عزیز تو همون دانشکده اقتصادی که شما میگید خیلی از بچه های دکترا بیکارن و در مورد بانک مرکزی هم اون افرادی که شما میگید بورسیه شدن رو اصلا نگرفته فقط آگهیشو زده بود ولی هیچکس رو هنوز بورسیه نکرده و خواهشا جو الکی ندید منم خودم همونجایی که شما درس میخونید مشغول به تحصیلم

          • بامداد می‌گه:

            جو الکی نبود
            درباره بورسیه هم من حداقل ۳ نفر رو می شناسم که رفتن بانک مرکزی و مشغول شدن
            اگه خواستید شماره تماس و ایمیل بدم زنگ بزنید بپرسید
            من نگفتم اوضاع کاملا مناسبه ولی از خیلی جاها بهتره

  13. رضا می‌گه:

    دانشگاه آزاد این دو سال آنقدر دکتری پذیرش کرده که دیگه اعتباری برای دکتری نمانده است.

    • s می‌گه:

      دقیقا” ، واسه کارشناسی ارشدم همینکارو کرد ، هرکی رو میبینی کارشناسی ارشدشو از آزاد گرفته ، متأسفانه کارنامه های بیشتر قبولیهاشون با نمرات منفیه :( واقعا” متأسفم همین :(

  14. زینب می‌گه:

    حرف تمام دوستان عزیز درست است، از همه عذرخواهی میکنم. موفق و پیروز و سربلند باشید.

  15. زینب می‌گه:

    حسن آقا، کجای دنیا حرف شما رو تایید میکنند؟ شما صد ملیون هزینه و ۴الی ۵ سال عمر خودتون رو در راهی میذارید که نه احترامی در آن هست و نه درآمدی! مقطع ارشد و دکترا برای یه عده خاص ( واقعا درسخون و عاشق تحقیق) هست ، همانطور که صنعت و کارآفرینی هم برای یه عده خاص هست. کسی که دوره کارشناسی رو برق خونده و الان اومده داره ارشد عمران میخونه، میشه بفرمایید ، جز ادای درس خوندن، و اخذ یه کاغذی به اسم مدرک، هدفش چیه؟

    • حسن می‌گه:

      خوب وقتی از مدرک دکتری انتظار احترام و درآمد داشته باشید نتیجش همین میشه .

      • حسن می‌گه:

        در ضمن یه زمانی یه عده تو این مملکت تا حرف کنکور زده می شد می گفتن همه جا بر عکس حالا که ظرفیت ها بالاتر رفته همون عده که همیشه در همه حال در حال مخالفت کردن هستن همون حرفا رو میزنن.صنعت و کارآفرینی برای عده خاصی نیست برای کسانیست که مهارت داشته باشند .زیر ساخت ها را باید کسی دیگه آماده کنه حالا شهروندا بخوان تا فوق دکتری درس بخونن عیبی نداره .مگه کشور آلمان با همه صنعت عظیم هرچه نیروی متخصص جذب کنه باز کشش داره

        • زینب می‌گه:

          حالا وقتی هیچ زیرساختی نیست، چه باید کرد؟ در همون آلمان، ببینید در تربیت نیروی متخصص دانشگاهی دارای برنامه ریزی هستند، نه اینکه به امید خدایی ، ملتی رو اونم تو بهترین سنین زندگیشون، علاف کنند. تازه حسن آقا، میشه این سوال منو جواب بدبد؟ چه جوری میشه یه عده که معدل از کلاس اول تا دیپلمشون( با هر نظام آموزشی) به ۱۵ نرسیده و جالبتر اونکه پایین ترین نمراتش مربوط به دروس ریاضیات و فیزیکش هست، یهویی شده دانشجوی ارشد و دکترا ! اونم تو رشته هایی مثل برق که اساسش ریاضیات و فیزیکه؟ ایشون بناس محقق بشن؟ اونم محقق در رشته های فنی که ابزارش ریاضیاته و فیزیک!!

          • رضا می‌گه:

            از دوران دبیرستان و گرفتن دیپلم تا ارشد و دکتری هزار و یک جور تغییر و تحول در سیستم مغزی و شخصیتی افراد رخ میدهد؛ شما چطور میتوانید ملاک توانایی فردی را در مقطع دکتری در نمرات ریاضی و فیزیک وی در دوران دبیرستان خلاصه کنید؟؟؟؟!!!!!!!!

          • حسن می‌گه:

            من الان یکی رو می شناسم با کولر بردن به مدرسه دیپلم گرفت با سکه لیسانسشو گرفت اما از دانشگاه گلاسکو اسکاتلند در رشته آب در نهایت فارغ التحصیل شد.آدم ها با توجه به هر محیطی و زمان و مکان تغییر می کنند.یه عده هم فقط خوب بلدا کنکور بدن وقتی وارد دانشگاه معتبری میشن انقدر اطرافیانشون حلوا حلواشون می کنن که دیگه انگیزه ای ندارن از اونور هم آزادیایی رو داریم که انقدر زدن تو سرشون بیشتر تلاش کردن تا قوی تر بشن،من تمام حرفم اینه بزارید مردم بخونن اما دولت باید انقدر قوی باشه که هرکسی که بتونه یه دیوار خراب شده تو این مملکت را آباد کنه جذب کنه .

          • مهرداد می‌گه:

            من با حرف زینب خانم موافقم. دوستی داشتم که در دانشگاه بیرمنگام درس می خوند ولی همونطور که خودش می گفت به قدری اصولی و مشکل بود درس خوندن که در کارشناسی حالا ۶ ماه بعد رها کرد. ولی همون آدم داره الان وارد مقطع دکتری میشه در ایران و چون هم رشته ی منم هست میدونم که سواد بسیار کمی داره. اینکه ما درها رو باز کنیم و بگیم بفرمایید همه با هم پیش به سوی دکتری به ضرر همه هست. شما فکر میکنید اگه روز به روز به فارغ التحصیل های دکتری و ارشد میگن کار بلد نیستی از کجا آب میخوره؟ از همین پذیرش های بی مورد. شما آیا وجود این رو دارین که به فارغ التحصیل دکتری مثلا از آکسفورد بگین که کار بلد نیست و فقط مدرک داره؟

          • علی مکانیک می‌گه:

            سیاست گذاری های هر کشور باید با توجه به شرایط همون کشور انجام بشه. در حال حاضر مقایسه ایران و آلمان منطقی به نظرم نمیاد.
            به نظرمن اینجا فعلا باید ظرفیت ها محدود باشه. اما در عین حال تلاش برای استفاده ی کارآمد از نیروی متخصص و همچنین تلاش برای تربیت نیروی متخصص در کیفیت بالا هم انجام بشه. نه اینکه ورودی ارشد دانشگاه بی کیفیتی مثل … مثلا دویست نفر تو رشته عمران باشه!

    • رضا می‌گه:

      دوست عزیز هدف اون دانشجویی که شما ازش یاد کردی به خودشون مربوط میشه نه ما، حتی اگر هدفشون به قول شما گرفتن یه کاغذ باشد!

      کسی که قصد صرف این مقدار هزینه و وقت را دارد، قطعا از قبل همه جوانب کار را بررسی کرده است.در ضمن هدف از ادامه تحصیل مقوله ای شخصی میباشد.

    • شیما می‌گه:

      هدف افراد به شما ربطی نداره

  16. حسن می‌گه:

    به نظر من وظیفه شهروندان ایجاد موقعیت شغلی تیست بلکه دولتمردان باید کار ایجاد کنند ،قطعا کسی که دکتری میخونه هشتاد درصد برای دل خودش بوده چون اگر کسی واقعا در دوران ارشد زحمت کشیده باشه میوه واقعی زحماتش در دوران دکتری بدست میاد.

درج نظر