مدرسان شریف  دومین کنفرانس بین المللی رویکردهای پژوهشی در مدیریت،اقتصاد، حسابداری و علوم انسانی سومین کنفرانس سالانه مدیریت و اقتصاد کسب و کار کنفرانس سالانه پژوهش در علوم انسانی و مطالعات اجتماعی کنفرانس ملی دانش و فناوری نوین در علوم مهندسی در عصر تکنولوژی کارگاه دکتری خارج از کشور کارگاه پروپوزال‌ نویسی و پایان‌ نامه‌ نویسی دکتری روانشناسی ابن یمین

انجمن آزمون دکتری مجموعه فلسفه

2136

‌رشته و گرایش

۱) فلسفه

۲) فلسفه غرب

۳) فلسفه تحلیلی

۴) فلسفه معاصر

۵) فلسفه دین

۶) فلسفه اخلاق

۷) فلسفه اخلاق تطبیقی

۸) فلسفه تطبیقی

۹) فلسفه حقوق

۱۰) فلسفه هنر

۱۱) حکمت هنرهای دینی

۱۲) فلسفه علوم اجتماعی

۱۳) فلسفه اقتصاد اسلامی

عناوین دروس امتحانی

۱- مجموعه دروس تخصصی در سطح کارشناسی شامل (فلسفه عمومی، منطق، فلسفه اسلامی، فلسفه غرب) و کارشناسی ارشد شامل (فلسفه غرب، فلسفه تحلیلی، فلسفه معاصر، فلسفه اسلامی)

۲- استعداد تحصیلی

۳- زبان (انگلیسی، فرانسه، آلمانی)

رشته‌های مجاز به شرکت در آزمون

تمامی رشته‌های فلسفه و رشته‌ها با گرایش فلسفه، تمامی گرایش­های الهیات و معارف اسلامی، تمامی گرایش‌های ریاضی، تمامی گرایش‌های فیزیک، تاریخ علم دوره اسلامی، فلسفه هنر، فلسفه و کلام اسلامی، الهیات و معارف اسلامی، سطح سه حوزه

سؤالات آزمون دکتری سال‌های گذشته

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۹۶ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۹۵ مجموعه فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۴ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۳ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۲ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۱ رشته فلسفه

 2137

‌رشته و گرایش

۱) فلسفه منطق

۲) منطق با رویکرد فلسفی

عناوین دروس امتحانی

۱- مجموعه دروس تخصصی در سطح کارشناسی شامل (فلسفه عمومی، منطق- فلسفه اسلامی، فلسفه غرب) و کارشناسی ارشد شامل (منطق فلسفی، منطق ریاضی، فلسفه منطق)

۲- استعداد تحصیلی

۳- زبان (انگلیسی، فرانسه، آلمانی)

رشته‌های مجاز به شرکت در آزمون

تمامی رشته‌های فلسفه و رشته‌ها با گرایش فلسفه، تمامی گرایش‌های الهیات و معارف اسلامی، تمامی گرایش‌های ریاضی، تمامی گرایش‌های فیزیک، تاریخ علم دوره اسلامی

سؤالات آزمون دکتری سال‌های گذشته

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۹۶ رشته فلسفه منطق

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۹۵ مجموعه فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۴ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۳ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۲ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۱ رشته فلسفه

 2138

‌رشته و گرایش

۱) فلسفه علم و فناوری

۲) فلسفه فیزیک

عناوین دروس امتحانی

۱- مجموعه دروس تخصصی در سطح کارشناسی شامل (فلسفه عمومی، منطق – فلسفه اسلامی، فلسفه غرب) و کارشناسی ارشد شامل (فلسفه علم، تاریخ علم)

۲- استعداد تحصیلی

۳- زبان (انگلیسی، فرانسه، آلمانی)

رشته‌های مجاز به شرکت در آزمون

تمامی رشته‌های فلسفه و رشته‌ها با گرایش فلسفه، تمامی گرایش‌های الهیات و معارف اسلامی، تمامی گرایش‌های ریاضی، تمامی گرایش‌های فیزیک، تاریخ علم دوره اسلامی، فلسفه علوم اجتماعی، جامعه شناسی

سؤالات آزمون دکتری سال‌های گذشته

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۹۶ رشته فلسفه علم

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۹۵ مجموعه فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۴ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۳ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۲ رشته فلسفه

دانلود سؤالات آزمون دکتری ۱۳۹۱ رشته فلسفه

دریافت سریع آخرین اخبار کنکور دکتری در کانال تخصصی آزمون دکتری

نظرات (۲,۹۱۴)

  1. ناشناس گفت:

    لازمه “انسداد اثبات باري تعالي” كدام است؟
    ١)جواز ترجيح بي مرجح ٢)محال بودن ترجح بي مرجح
    ٣)جواز ترجح بي مرجح. ٤)محال بودن ترجيح بي مرجح
    من گزينه ٣ رو زدم ، نظر دوستان چيست؟

  2. مجتبی گفت:

    سلام
    دوستان کسی نمیدونه کی کلید سوالات رو میزنن؟؟

  3. عماد گفت:

    از فلسفه علم کسی هست نظر بده.

    ما که اصلا نمیدانستیم کنکور امسال برای فلسفه علم چگونه خواهد بود و باید روی چه مباحثی بیشتر تمرکز کنیم.
    10سوال منطق بود
    10سوال فلسفه اسلامی
    10سوال فلسفه غرب
    30سوال فلسفه علم
    30سوال تاریخ علم

    سوالات منطق سخت و وقت گیر و مربوط به مبانی منطق بود به نظر میامد بیشتر از کتاب منطق دکتر نبوی طرح شده بود.

    سوالات فلسفه اسلامی و غرب از مباحث مختلف و معمولی بود.

    سوالات فلسفه علم به نظر من اکثرا ساده بودند.

    سوالات تاریخ علم هم ساده بودند، نصف از تاریخ علم دوران اسلامی و نصف از تاریخ علم غرب بودند اگر کسی کتب مربوطه را مطالعه کرده باشد حتما می تواند جواب بدهد اما به نظر من تعداد سوالات تاریخ علم زیاد بود و انصاف بین سطح سوالات برقرار نبود.

    یعنی فردی با خواندن یک کتاب تاریخ علم کمبریج می تونست اغلب سوالات تاریخ علم غرب را جواب بدهد اما فرد دیگر با خواندن اغلب کتب منطق نمی توانست به راحتی سوالات منطق را پاسخ بدهد یا فلسفه غرب و اسلامی از مباحث تخصصی پراکنده بود. اینجا توازن بین سطح سوالات واقعا نبود.

    ینده سال گذشته کنکور فلسفه غرب رتبه26 شدم اما در مصاحبه قبول نشدم علت ش هم صرف سلیقه می دونم و هیچ چیزی در مورد مصاحبه قابل پیش بینی نیست. از من بپرسید صرفا شانس است. بنده از باب انصاف نه خودبینی خودم را شایسته تر از بیشتر قبولی ها میدونستم هم از جهت رتبه هم اطلاعات اما بنا به سلایق پذیرفته نشدم.

    به دوستان هم توصیه ام اینه اولا زیاد استرس به خودتون وارد نکنید و جدی نگیرید اما برای مصاحبه اولا دانشگاه موردنظرتان را مشخص کنید حداقل چندتا مقاله از اساتید اون دانشگاه بخوانید تا بدونید چه کسی مقابل تان با چه سلیقه و افکاری نشسته.

    ثانیا حتما روی یک فیلسوف یا مبحث خاصی تمرکز کنید و موضوع پایان نامه ای میخواهید کار کنید تخصص داشته باشید.

    ثالثا حتما باید موضوعات تان در تخصص اساتید مربوطه آن دانشگاه باشد مگر نه عالم دهر هم که باشید در کشور ما اگر موضوع شما با حوزه کاری اساتید نامرتبط باشد شما را پذیرش نمی کنند.

    رابعا اغلب اساتید ضمن توجه به تحلیل فلسفی دقیق شما اما از غرور و منم منم کردن به شدت بدشون میاد. خواهشا با خوندن ده تا کتاب از یک فیلسوف و چهارتا تحلیل سطحی فکر نکنید خیلی کاره ای شدید که تو مصاحبه بهم می مالوننتون! تواضع و فروتنی ضمن جرئت تحلیل فلسفی.

    یاعلی

  4. علی گفت:

    سوالات منطق واقعا سخت بود ولی الان من هم به شک افتادم . وقت عمومی کم بود من لستعداد فقط تا سوال ۱۳ رسیدم . تقریبا به جز چند سوال سلیقه ای بقیه سوالات اسون بودن. سوال نیچه به اراده معطوف به قدرته . به اینه تو کاپلستون هست.ولی سوالات از جهتی اسون بودن و الان احساس می کنم چقد الکی درس زیاد خوندم .تقریبا فلسفه معاصر همه رو از کتاب ژان لاگوست داده بودن…….

  5. هلیا گفت:

    سلام به همه، خسته نباشین. امیدوارم همه نتیجه ای در خور تلاششون بگیرن. به نظرم سوالای منطق خیلی بد بودن آخه چه لزومی داشت سوالا اینقدر سخت باشن مگه رشته ی منطق از فلسفه جدا نشده تازه اون وقت که امتحان منطق و فلسفه با هم بود سوالای منطق جدید اینقدر سخت و عجیب نبود من همیشه نصف منطق جدیدا رو می زدم اما اینبار فقط یه سوال منطق جواب دادم این انصاف نیست که هم اونی که هیچی ازمنطق بلد نیست هم اونی که کلی منطق خونده به خاطر همچین سوالاتی مساوی باشن. در مورد بقیه ی سوالاتم میشه گفت اصلا به سبک سوالای گذشته نبود بعضیشونم واقعا استاندارد نبود مثل سوال مربوط به نیچه

    • ارش گفت:

      موافقم با شما
      من هم فقط دوتا از منطق جواب دادم، با اینکه دو جلد پل تیدمن رو خوندم و مسلطم رو منطق جدید. اما سوالا کاملا غریب بود و حتی نمیدوستم توی بعضی سوالا که اصلا چی میخواد مساله!
      بگذریم که اساس کنکور واقعا مزخرفه توی فلسفه اون هم با این سوالای آبکی و سطحی و حفظ محور!
      من تخصصی روی نیچه کار کردم و n تا تفسیر و شرح ازش خوندم.
      فلسفه نیچه و البته اکثر فلسفه ها فاقد مفهومی کلیدی ای هستن که کل فلسفه شون توش خلاصه باشه و این قضیه تو فسلفه نیچه شدید تره، بخاطر تعدد تفاسیر. چرا اصلا باید نظر کاپلستون ملاک باشه اون هم به شیوه جاخالی دادن در حد دوران دبستان توی نظام اموزشی ما

  6. ناشناس گفت:

    بچه ها حالا كه امتحان رو داديم چطور بايد واسه مصاحبه خودمونو اماده كنيم؟؟! خواهشا بگيد اينكه هر كس بايد روي يه فيلسوف خاص كار كرده باشه ايا معناش اينكه راجع بهش مقالاتي داشته باشه يا مطالعه اغلب منابع مربوط به اون فيلسوف رو مي تونه شامل بشه؟؟ كلا برام توضيح ميديد!؟ من رشته ارشد و كارشناسيم فلسفه نبوده و نمي دونم چطور بايد نشون بدم به مصاحبه كننده ها كه توانايي تحصيليم براي اين دوره خوبه…

    • ناشناس گفت:

      از دوستاني كه تجربه مصاحبه داشتن لطفا كمك كنند، چي بايد حالا خوند؟ كتاب هاي جديد كدوم ها هستند؟ چه بايد كرد؟؟!

    • مصاحبه گفت:

      اصلا نیازی نیست مطالعه در مورد فیلسوف خاصی داشته باشی .توی مصاحبه از همه چی میپرسن و سوالاتشون خیلی سطحیه و اسون..ولی برای شما که ارشد مرتبط نیستین توصیه اکید میکنم یکی از فلاسفه بزرگ رو تو حد یک دکتر مسلط بشین و توی مصاحبه بگین من استاد مثلا کانت هستم که این طوری اونا رو تحریک میکنی و فقط از کانت ازت میپرسن که اگه خودتو نشون بدی نمره بالایی از مصاحبه بهت میدن و دیگه وقت نمیکنن سوالات دیگه ایی بپرسن

  7. ارش گفت:

    سوال های منطق خیلی سخت بود به نظرم، من در حد کنکور ارشد به منطق مسلط بودم، ولی اینها خیلی عجیب بود.
    توی سوالای غرب سوالات غیر استاندارد دیده میشد. مثل سوال در باره نیچه، که مشخصا باید تفسیر مورد نظر طراح سوال رو مد نظر داشته باشی تا جواب و بدونی!
    و البته خیلی از سوالای دیگه. منتهی چون این نقد به خود کنکور فلسفه وارد سالیان وارده، از پرداخت بهش منصرف میشم و میگم کلا خراب کردم کنکور و تقریبا ناراحتم:(

    • علی گفت:

      منم ناراحتم احساس می کنم عمومی ها خیلی خراب کردم…ولی حدود صد نفر با من امتحان فلسفه دادن امروز . همه شون بهم نگاه می کردن به جز یه نفر که جدی بود اون هم پیرمردی بود. بقیه الکی امده بودن و پا شدن ر فتن

  8. علی گفت:

    من سوالات پنجاه پنجاه رو می زنم .چون دیگه نمی تونستم سال دیگه امتحان بدم واسه این ریسک زیادی کردم . اگه قبول نشم قطعا از ایران میرم

    • ارش گفت:

      به نظرم میتونی برو، اتلاف عمر و فرسایشه روان تازه بعد از قبولی به اوج میرسه!
      منم امسال قبول نشم بی خیال میشم! یا میرم یا میرم به جنگلا پناه میبرم

  9. علی گفت:

    بعضی از سوالات سخت بود مخصوصا تحلیلی . از کانت که چیزی نداده بودن . قرون وسطا هم که هیچی….هر سال از کانت هفت یا هشتا میدادن…. بنده چندین بار به دوستان گفتم که صحفهات ۳۷۴ تا ۴۲۰ اخر کتاب تقیب زاده رو بخونید . چهار سوال مستقیم و غیر مستقیم از ان صفحات دلده بودن

    • فلسفه گفت:

      سلام علی اقا
      منطق رو چطور زدین؟ مطالعه درس منطق تونست کمکی به جواب دادن سوالات بکنه یا نه؟

      • علی گفت:

        منطق قدیم که اصلا نداده بودن.من خیلی قدیم خونده بودم . واقعا منطق قدیم عالی بودم ولی همش جدید بود. هشت تا شو رو زدم . پنج تاش که قطعا درست بود . سه تاش هم با شک زدم

  10. علی گفت:

    دوستان چ کار کردید بیاید بالا. من اختصاصی ۷۴ تاشو زدم . بیست تاشو پنجاه پنجاه زدم . ولی پنجاه تاش که مطممنم درسته. عمومی هم که وقت نبود اصلا نمی دونم چ کار کردم

    • ناشناس گفت:

      من ٦١ سوال تخصصي رو جواب دادم، مي تونم بگم ٥٠ تاشو مطمين بودم و مثل شما ١١ تايي رو پنجاه پنجاه زدم، در كل به نظرم سخت نبود اصلا! مخصوصا تحليلي همشو درست زدم و اسلامي هم اگه اين ماه در بستر بيماري نبودم بهتر و مطمينتر مي زدم! منطق رو اصلا نگاه نكردم، زبان و استعداد هم بد نبود.. به اميد موفقيت همگي

  11. هوشنگ گفت:

    دوستان اگر كسي نظري راجع به سوالات و جواب هاي درست احتمالي داره اينجا مطرح كنه تا بقيه هم نظر بدن..

  12. علی گفت:

    بچه ها چند وقت بعد امتحان کلید سوالات میاد؟

  13. علی گفت:

    نود سوال خیلی زیاده . واقعا خیلی زیاده . مخ نمی کشه. دیگه عمومی ها کسی جون نداره….

  14. علی گفت:

    ولا شب سختیه . الان کی بخوابه!!!!

  15. هوشنگ گفت:

    به اميد موفقيت براي همه دوستان عزيز
    سپاس از كامنت هاي دلگرم كننده شما عزيزان

  16. محمد گفت:

    سلام من کارشناسی ارشد رشته فلسفه دین رو دارم البته لیسانسم فلسفه نبود ولی چون به فلسفه علاقه داشتم ارشد خوندم یه خواهش از دوستان بزرگوار دارم من میخوام به طور جدی برای دکتری سال بعد خودم رو آماده کنم میشه بفرمایید چه کتاب هایی رو باید بخونم تا بتونم روزانه قبول بشم لطفا نام نویسنده و انتشارات رو هم بفرمایید یک سال وقت دارم اما نمیدونم چه جوری شروع کنم از چه منابعی ممنون

  17. سوالات گفت:

    سوالات باز شده نود تا..یعنی احتمالا 45 تا غرب و 25 اسلامی و 20 تا هم منطق..للیته اححتمالش هست غرب بشه 50 و منطق 15 تا…نود تا خیلی زیاده دو سال قبل هم نود تا بود که بعد جواب دادن اینقد مغز خسته میشه دیگه جوابگو برا سوالات عمومی نیست

  18. هانی گفت:

    سلام به علی
    هگل چی شد؟
    درمورد اگزیستانس و اگزیستانسیالیسم هم توضیح بدید اینا فرق داره با هم؟
    پوزیتویسم منطقی هم توضیح بدید؟ 🙁

    • علی گفت:

      سلام بر هانی خانم .ولا من شرمنده شما شدم .به خدا چند روزی حالم خوب نبود و اصلا درس نخوندم . دو سه روزه که حالم خوب شده تند تند دارم دوره می کنم دیگه نتونستم جواب سوالاتدشما رو بدم . ولی شما که زیاد نخوندی من یک پیشنهاد براتون دارم . شما سر جلسه امتحان ریسک کن و سوالات پنجاه پنجاه رو هم بزن . همه تستها روبزن . من دقیقا سال گذشته همین کارو کردم و درصد های خوبی زدم و چند تا دانشگاه خوب هم واسه مصاحبه دعوت شدم ولی خودم حماقت کردم و مصاحبه نفتم بعدش دیدم که رتبه های پایین تر از من هم قبول شدن . چند تا رشته هست که کسی نمیره مثل فلسفه تطبیقی یا این حکمت هنرهای اسلامی . شما اگر سر جلسه دقت کنی این رشته ها رو قبول میشی ….. فقط ریسک کن و از تست زدن نترس . باشهامت تمام تست بزن و نترس . ادم ترسو قبول نمیشه

  19. هانی گفت:

    به علی
    چندتا سوال دارم:
    روش هندسی اسپینوزار توضیح بدید؟

    صناعات ترکیبی و نظریه هماهنگی لایب نیتس تو ضیح بدید؟

    اصل کمال لایب نیتس چیه؟

    درجات معرفت اسپینوزا کدام هستن؟

    نقد سوم کانت قوه حکم تاملی رو توضیح دهید؟

    فلسفه روح هگل و بحث کرانمند وبیکران توضیح بدید؟

    ببخشید که زیاده اخه میخوام ببینم اون چیزی که فهمیدم درسته یا نه ؟ متشکرم

    • علی گفت:

      در مورد روش هندسی که چیز خاصی نداره . اگر شما هندسه خونده باشید روش هندسی اینجوره که چند تا اصل موضوع تعریف میکنن بعد از اون اصل موضوع ها شروع میکنن به استنتاج. اسپینوزا تو کتاب اخلاق از این روش استفاده میکنه از تعریف جوهر وصفت شروع می کنه و بقیه فلسفشو از این تعاریف بیرون میاره . کلا بعد از دکارت روش ریاضی وارد فلسفه شد و می خواستن فلسفه رو علمی کنند یعنی قطعی کنند و نتایج قطعی ازش بگیرن.

      در مورد لایب نیتس منادها اجزا بسبط تشکیل دهنده جهانند یعنی بعد و امتداد ندارن… این اجزا از قبل توسط خداوند و به صورت پیشینی هماهنگ شدند و نظم جهان رو تشکیل میدن.. مثلا در مورد ارتباط نفس و بدن لایب نیتس میگه که منادهای این دو اژ قبل با هم هماهنگ شدن. البته این بر میگرده به منطق لایب نیتس که معتقده ما قضایای ترکیبی نداریم همه قضایا نسبت به خدا تحلیلی اند چون هر موضوعی در بردارنده تمام محمولاتشه که در طی زمان بهش حمل میشن . و همه اینها اژ قبل توسط خدا هماهنگ شدند … لایب نیتس معتقده جهان کنونی بهترین دنیای ممکنه و هر چیزی رو خداوند مطابق اصل کمال به بهترین وجه افریده.
      اسپینوزا به سه درجه معرفت معتقده
      ۱.تجربه مبهم که شامل تصورات کلی و شامل احساس و خیاله این مرتبه مطابق با مرتبه عقیده تو تمثیل خطه افلاطونه
      ۲. معرفت علمی که شامل مفاهیم مشترکه
      ۳.شهود که عشق عقلانی به خداست و چیزی شبیه مرتبه عقل تو پدیدارشناسی اگاهی هگله . یعنی شهود اینکه همه چیز در خداست و شناخت جایگاه انسان در عالم

      نقد سوم کانت گسترده است ولی کلا در مورد زیبایی شناسی و غایت شناسی . مهمترین نکته ای که کانت درباره زیبایی میگه اینه که زیبایی “غایت بی غایت “. یعنی تمامیتی که دارای هیچ گونه غایتی بیرون از خود نیست. و درباره اصل غایت شناسی این اصل نزد کانت یک اصل تنظیمیه و به خودی خود چیزی راجع یه عینیت جهان نمیگه . فک کنم این دونکته از نقد سوم مهمتر ازبقیه چیزا باشن.
      در مورد فلسفه هگل شما توجه داشته باشید که سعی می کنم یک صحفه ای خلاصه در حد درک خودم براتون بفرستم

  20. هانی گفت:

    سلام به علی
    نظریه تصورات دکارت منظورمه اینکه میگفت میتوان با استنتاج منطقی صرف و تعدادی از تصورات فطری که به وسیله خدا در نفس مانهاده شده است علم مابعدالطبیعه و علم طبیعت رابنا کرد
    درسته؟

  21. هوشنگ گفت:

    من تا اول بهمن ماه فلسفه غرب و اسلامي رو كامل خوندم و زبان هم براي بهمن ماه گذاشته بودم، ولي يه مشكل پزشكي باعث شده از اول بهمن در بستر بيماري باشم، حس مي كنم همه چيز رو دارم از دست ميدم و وقتي كه براي دوره نهايي گذاشته بودم همين طور داره مي گذره وحتي روز ازمون هم ممكنه حالم مساعد نباشه!! من يك سال زحمت كشيدم و حالا .. اميدوارم همه قدر سلامتي مون رو بدونيم و براي من هم دعا بفرماييد دوستان

    • somayeh گفت:

      از ته دل ارزو میکنم بهتر بشین

    • علی گفت:

      به هوشنگ

      ایشالا هر چه زودتر خوب بشید و یک رقابت جوانمردانه و دوستانه با هم داشته باشبم. هنوز وقت برای مرور کلی است. من از دیروز شروع کردم به مرور اخر و هر هفت ساعت یکی از کتابها دوره می کنم‌. زدتر با رفتن به دکتر و بازیابی سلامتی دور اخر رو شروع کنید. به امید سلامتی جنابعالی و قبولی شما

    • هانی گفت:

      سلام دوست عزیز امیدوارم حالتون خوب بشه! شماکه یک دور خوندید یعنی بیشتر راه رو اومدید تو این فرصت باقی مونده یه مرور جمع بندی میتونه کمکتون کنه پس نگران نباشید ‎:)‎

  22. somayeh گفت:

    سلام …
    میشه کمکم کنید !
    من بلد نیستم درصد حساب کنم
    اگه از مجموع ۹۰ سوال ۴۰ سوال صحیح بزنم چند درصد میشه ؟؟
    با ضریب ۴

  23. هانی گفت:

    به علی
    میشه اینا رو واسم توضیح بدید:
    نظریه تصورات دکارت رو توضیح بدید؟
    اعمال اساسی ذهن از نظر دکارت که همون شهود و استنتاج هست رو توضیح بدید؟
    ارسطو ماده رو فردیت میدونست یا صورتو؟ چه کسی تابع این بود اگوستین یا توماس؟
    فرق میان فضا و مکان دکارت؟

    • علی گفت:

      اگه منظورتون تصورات فطریه که شامل خدا ،نفس و ماده است دکارت عقیده داره که این تصورات در حاق ذهن جای دارند .
      در مورد روش دکارت شهود واسنتاج اساس روش دکارتی اند و روش عبارت از قواعدی برای به درست کاربردن این دو عمل ذهن هستند .و کلا منظورش تحلیل و ترکیبه . با استفاده از تحلیل به طبایع بسیط می رسیم و انها را شهود می کنیم و با استفاده از عمل ترکیب از طبایع و قضایای بسیط شروع می کنیم و با عمل استنتاج به درک حقایق میرسیم.

      ارسطو ماده رو مبدا فردیت میدونست . و این میراث افلاطونی بود. چون صورت کلی است. و از طریق انتزاع درک میشه و وحدت نوعی و کثرت عددی داره. وبنابراین ماده مبدا فردیته. ولی توماس با توجه به اینکه ماده فی نفسه نمی تونه مبدا فردیت باشه گفت ماده دارای کمیت و قابل اشاره حسی مبدا فردیته و ابن سینا هم این نظر رو داره. ولی اگوستین معتقده که ماده و صورت با هم مبدا فردیتن. کلا تو قرون وسطا دو تا نظر بود یکی دومینیکی ها که معتقد بودن فرشتگان هر نوع منحصر به فرد هستن . یعنی چون ماده اصل فردیته و و ماده در فرشتگان وجود نداره پس هر فرشته ای در نوع خودش تکه.ولی سنت فرانسیسی اگوستینی هم بود که معتقد بود ماده وصورت در فرشته ها وجود داره البته ماده رو به معنای عدم تناهی به کار می بردن. و هر دوی اینها یعنی ماده و صورت در فرشته ها وجود دارن پس هر نوع در فرشته ها دارای افراد متفاوته.

      ابن جبیرول آموزه ترکیب مادی صوری فرشتگان رو وارد قرون وسطا کرد

      • علی گفت:

        ببخشید تند تایپ کردم فرانسیسی ها، ماده رو در فرشتگان به عنوان اصل امکان و تناهی به کار می بردن نه ماده به معنای اصل قوه جسمانی

    • تصورات گفت:

      سه نوع تصور.یکی خارجیات دوم اختراعات یا جعلیات و سوم فطریات
      برای درکمبادی اولیه نیاز به شهود هست و مبادی بعید به وسیله استتنتاج.مثلا نخستین مبدا اولیه که همان من هستم به وسیله شهود هست و درک وجود خدا به وسیله استنتاج هست

  24. هانی گفت:

    به علی
    کدوم کتاب منطق رو میخونید؟ مولفش کیه؟ قراملکی یا مظفر؟ بنظرم اینا که شما گفتید تو کتاب توضیح داده شده…

    • لایب نیتس(علی فلسفه) گفت:

      هانی خانم منطق صوری خوانساری رو می خونم. اینا توش نیست. تو دفترچه نوشته منطق در سطح کارشناسی . و تو مقطع کارشناسی منطق صوری خوانساری درس میدن من هم همونو می خونم .این چیزا توش نبود…. من امسال فک می کنم منطق زیاد سخت نباشه چون اولا رشته منطق کلا جدا شده و یک کنکور دیگه داره ثانیا در سطح کارشناسی منطق جدید .فقط منطق گزاره ها درس میدن با همون جدول صفر ویک ها.
      منطق محمولات تو هیچ دانشگاهی رر سطح کارشناسی ررس داده نمیشه و باید قعدتا ار منطق گذاره ها بدن .

      • هانی گفت:

        اهان خوانساری!!!
        من هم قراملکی هم مظفر رو به طور اجمالی نگاه کردم که دیدم این مطالب ذکر شده البته دیشب ذهنم درگیر شد خواستم دقیق واستون بفرستمش ولی کتابمو نمیدونم کجاس… الان شدیدا غرق شدم در فلسفه غرب پیدا کردم میفرسمش ‎‎:)‎

    • علی فلسفه گفت:

      متاسفانه چون من شهرستانم چندتا از منبع رو نتونستم تهیه کنم..مثلا کتاب شواهد رو پیدا نکردم ولی تو غرب وضعم خوبه تو اسلامی هم چند تا کتاب نیاز داشتم که نتونستم تهیه کنم. امسال ۵۰تا غرب میدن .
      ۲۰ تا اسلامی و ده تا منطق. یعنی از هر ماده که اعلام کردن ده تست میدن. هشت تا ماده امتحانی اعلام کردن که از هر ماده ده تا تست میدن.

  25. somayeh گفت:

    سلام.من رشتم تاریخ ایران اسلامی هستش و بچه ها خیلی کم اونجا صحبت میکنن
    اگه تا روز کنکور بیایم اینجا و ی زمانی بذاریم و صحبت کنیم از حال و هوای روزامون ,هم استرسمون کم میشه و هم خوندنمون بیشتر …
    حالا مهم نیست رشتمون یکی نیست مهم اینه که هممون داریم برا ۶ اسفند اماده میکنیم خودمونو ..

  26. هانی گفت:

    سلااااااام من که خوبم امیدوارم بقیه هم خوب باشن… درحال جمع بندی مطالبم بنظرم شما درست میگید خیلی مطالب ریز داره واقعا ادم نا امید میشه ولی خب چاره ای نداریم باید اخرش امتحانو یدیم ببینیم خدا چی میخواد

    • علی گفت:

      به نظرت چرا هیچکی نیست؟ یعنی همه بی خیال امتحان شدن؟ من روزی یه دونه کتاب دوره می کنم بعدش دیگه بیکار میشم…. روزی هفت هشت ساعت کارم تمام میشه .. البته نزردیکای امتحان به دلیل فشار عصبی زیاد عده ای قید امتحانو میزنن و میندازن سال بعد..‌.

      • هانی گفت:

        همه دارن میخونن! البته شما چون وقت زیادی واسه مطالعه داشتید حتما چند دور خوندید من خودم فقط یک دور خوندم… و البته نه اینکه خیلیا بخوان قید امتحانو بزنن شایدم خیلی ها دنبال مهارت بیشتر پیدا کردن تو تست زدن هستن مثلا تست های استعداد یا زبان، من که خودم میخوام زبانو و تا حدودی استعداد رو بزنم و البته تمام تست هایی تو کنکور خواهم زد رو الان دارم پیش بینی میکنم ، که چی بزنم چقد زمان بذارم و …. اینم بگم همه قضیه فقط به خوندن منابع نیست اینکه چجوری سر امتحان از اون مباحث استفاده کنید یه چیز دیگه …. من که خیلی هیجان زده ام واسه این رقابت و دوست دارم بینم اخرش چی میشه

        • علی گفت:

          حالا که همه دارن درس می خونن حداقل شما هراز گاهی یه کامنت بزارید روحیمون باز شه …ایشالا قبول شی من مطمعنم که امسال قبول شدن راحت تره و اونایی که خوندن وکم هم خوندن قبول میشن چون خیلی ها امسال با این همه منابع که معرفی کردن و منابع رو دیر معرفی کردن و کلا استرس زیادی به داوطلب ها وارد شد امسال و حتی کتکور ابان لغو شد و همه این مسائل دست به دست هم دادن تا امسال قبول شدن راحتتر بشه چون خیلی ها نخوندن یعنی وقت برنامه ریزی نداشتن . زبان واستعداد ضریبش یکه و امسال دیکه خیلی ارزش زبان رو پایین اوردن حداقا باید ضریبش دو میزاشتن …. راستی شما منطق خوندی؟ نسبت بین لاانسان و حیوان چی میشه؟از نسب اربع ؟ یا نسبت بین لاحیوان و انسان؟ کلا وقتی دو مفهموم بدن که نسبتشون عموم وخصوص مطلق باشه نسبت میان نقیض اعم و عین اخص چی میشه؟ یا نسبت میان نقیض اخص و عین اعم چی میشه؟ مثل انسان و لا حیوان ….. لاانسان وحیوان ….
          اخه خودم یک فرمول کشف کردم واسه این می خواستم ببینم درسته یا نه

          • هانی گفت:

            امیدوارم درصد قبولی اون طور که شما پیش میکنید باشه! خوش بحالتون که اینقد وقت داشتید و کامل مطالعه کردید! من بیشتر فلسفه غرب و اسلامی رو خوندم و با وجود مشکلاتی که پیش اومد زمانم خیلی محدود بود واسه خوندن یعنی حدودا ۴۰ روز میشه که شروع به خوندن کردم و الانم خیلی فشرده دارم جمع بندی میکنم… با این زمانی که من داشتم نمیشه منطق رو یاد گرفت تا حدودی روش حساب باز نکردم و از طرفی حذفش هم نکردم اولویت اخر واسم داره خب حالا فرمولتون چیه؟

      • somayeh گفت:

        واقعا همینطوره

        • علی گفت:

          هانی خانم من هم زیاد منطق نخوندم . ولی این چند روز دارم مطخونم . چزی خاصی هم نداره. به نظرم هر وقت که دو مفهوم بدن که بینشون عموم وخصوص مطلق باشه مثا انسان و حیوان.
          حالا اگه نقیض اعم رو بدن با عین اخص مث لا حیوان و انسان نسبتشون میشه تباین. هیچ لاحیوان انسان نیست هیچ انسان لا حیوان نیست.
          وقتی نقیض اخص با عین اعم بدن .مثل لا انسان و حیوان میشه عموم و خصوص من وجه.

          وقتی نقیص هر دو رو بدن میشه مثل لا انسان و لا حیوان میشه عموم وخصوص مطلق.ولی بر عکس.

          دو حالت اول کشف خودمن و نمی دونم دقیقا درسته یا نه. ولی حالت سوم تو منطق صوری هست

  27. علی گفت:

    جناب سه نقطه و هانی خانم و جناب چهار خط و لیلا خانم و اتریسا و مریم خانم شمارچ کار میکنید ؟ خوب می خونید ؟ خبری ازتون نیست؟انگار سخت مشغولید؟

  28. علی گفت:

    واقعا بعضی از مطالب یک جوری ان که تو ذهن ادم نمی نمی مونه مثلا این اقسام علت فاعلی تو نهایه یا اقسام واحد اینا واقعا تو ذهن نمی مونن….تو غرب هم این لایب نیتس باهاش مشکل دارم … برخی سوالات ارشد که من نگاه کردم واقعا ذره بینی اند و واقعا این جور سوال دادن چه دردی رو دوا میکنه و اصلا محک خوبی برای ازمون نیستن سوالات باید جوری باشن که سطح علمی سنجیده بشه نه سطح تمرکز حافظه… بیشتر شبیه تست استعداد تحصیلی اند تا تست فلسفه

  29. علی گفت:

    بچه ها الان من تستهای سال قبل رو که میزنم کارشناسی ارشد بین ۷۰تا۸۰ درصد میزنم . این خوبه یا بد؟ خودم احساس میکنم بیشتر از اینا باید بزنم چون تست های دکترا سخت ترند .البته سالهای قبل زیاد فرقی نداشت. مثلا کنکور ۹۴ دکتری به مراتب ساده تر از ارشد ۸۶ بوده. تست های ارشد ۸۶ واقعا سخت بودن من فقط پنجاه درصدشونو زدم‌. بعدش دوستان الان شما مطالب تو ذهنتون می مونه .؟ من بعضی از جزییات یادم میره… این دوست عزیز فرمودن با چهل درصد هم میشه قبول شد که من بعید میدونم چون من سال قبل ۴۵ درصد زدم البته سال قبل خیلی اسون بود حالا امسال سخت تره و قطعا درصدها کمتر میشن. باید دید چطور میدن . اگه خیلی هم سخت بدن اون موقع واسه دانشگاه ازاد کار سخت میشه به هر حال فک نمی کنم اینقد هم سخت بدن امسال

  30. علی گفت:

    سلام بر دوستان عزیز

  31. هانی گفت:

    سلام به علی فلسفه! امیدوارم که درصد ها همینطور که حدس میزنید باشند…

    • درصد گفت:

      مطمن باشید امسال خیلی سخت سوال میاد و کسی تخصصی چهل هم بزنه و زبان و استعداد سی بزنه دانشگاه های خوب دعوت میشه.اگه مثه سال 94 سوال بیاد خیلی تخصصی میشه و سخته جواب دادن به سوالات.چون تخصصی بشه بچه های غرب در قسمت اسلامی به مشکل میخورن و بچه های اسلامی در بخش غرب

      • هانی گفت:

        یعنی چهل درصد چندتا سوال باید درست زد؟

        • درصد گفت:

          اگه نود تا سوال بیاد باید سی و شش ا سوالو درست جواب بدین تا بشه چهل درصد..در ظاهر خیلی سخت نیست که اینقد سوالو جواب بدین و لی اگه کارنامه نفرات در سال های قبل رو نگاه کنین کمتر از سی درصد داوطلبان تونستن چهل درصد تخصصی بزنن

          • هانی گفت:

            ممنونم به قول شما به ظاهر خیلی سخت نیست ولی باید تو جواب دادن خیلی دقت کرد که چه سوالی رو جواب بدیم و مطمئن باشیم پاسخش صحیح هست 🙁

  32. لایب نیتس گفت:

    سارا خانم منابع به طور کامل در کامنت های پایین هستند.

  33. لایب نیتس گفت:

    سلام بر دوستان عزیز . دوستان در مورد کتاب فلسفه عمومی پل فولکیه با فرض اینکه کسی کاپلستون خونده باشه این کتاب نیاز هست خونده بشه؟

  34. سارا گفت:

    سلام به همه دوستان فلسفی. من تازه امسال از محرومت در اومدم. کسی منابع دقیق رو داره بهمون بده. ظاهرا منابع ی خورده تغییر کرده. ممنون میشم اگه کسی کمکم کنه. تشکر.

    • امسال گفت:

      برای کنکور امسال .؟الان دیگه خیلی دیره برای شروع کرده همش یک ماه مونده..9جلد کاپلستون رو بخون و بدایه همینا کافیه برای شما توی این مدت کم..البته فلاسفه مهم رو بخون فقط..قطعا آزاد قبول میشی اینا رو بخونی..برای قبولی آزاد بیست درصد تخصصی و بیست تا زبان و بیستا استعداد کافیه

  35. عماد گفت:

    آیا در رشته فلسفه علم کسی هست؟
    فکر می کنید در چه سطحی و از چه مباحثی سوال طرح شود؟

    آیا سوالات دروس فلسفه اسلامی و غرب و منطق کنکور فلسفه علم با کنکور فلسفه یکی است یا متفاوت و احتمالا ساده تر است؟

    امسال غیر دانشگاه شریف آیا دانشگاه دیگری برای دکترا فلسفه علم جذب دانشجو دارد؟؟

    پژوهشگاه علوم انسانی که تا دوسال دیگه جذب دانشجو ندارد.
    موارد زیر البته با احتمال کم شاید جذب داشته باشند. کسی خبر داره بگه

    موسسه حکمت و فلسفه ایران
    دانشگاه باقرالعلوم قم
    دانشگاه مدرس
    دانشگاه امیرکبیر (شاید بخواد دکترا راه اندازی کنه)
    دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات(که امسال جزو سراسری قرار می گیره.)

  36. علی فلسفه گفت:

    هانی خانم سلام

    چه خبر از درس؟ خوب می خونید؟

    • هانی گفت:

      سلام به همه
      اره حسابی دارم میخونم این هفته یه دور خوندنم تموم میشه بعد میرم سراغ تست زدن . جمع بند ی انشالله خدا کمک کنه به همه امون …
      شما چکا را کردید البته تو خوندن خیلی جلوتر از من هستید

      • لایب نیتس(علی فلسفه) گفت:

        شروع کردم به دور اخر تا ببینم چی میشه. شانس هم هست. به نظرم با بین پنجاه تا شصت درصد بزنیم صد درصد قبولیم. کتابهای اصلی م رو خوب خوندم . سعی کنید کتابهای اصلی رو مرتب مرور کنید. دیگه بینم چی میشه

        • هانی گفت:

          خوبه خوشبحالتون من فقط یک دور بیشتر نتونستم بخونم…. ۶۰ درصد یعنی غرب بزنیم یا کلا ۶۰ درصد بزنیم؟ زبان و استعداد رو چکار کردید

          • لایب نیتس(علی فلسفه) گفت:

            با توجه به درصد های سال قبل گفتم . سال قبل رتبه های زیر ده تخصصی بین ۶۰ تا ۶۵ درصد زدند. و عمومی هم بین ۴۰ تا ۴۵ درصد . البته سال قبل اون تست های تفسیر متون بودند و اسون بودن و تقریبا همین درصد ها رو بالا برد که امسال کمتر میشه درصد ها ولی به نظرم امسال بین ۵۰ تا ۶۰ تخصصی بزنیم حتما قبولیم.
            من واسه استعداد چیزی نخوندم و نمی خونم چون فایده نداره البته تست ها رو چک کردم و یک نکته ای هست اینه که حدود ۱۲ تست از ۳۰ تست استعداد بسیار راحتن و حساب دو دوتا چهارتاست و همونا رو بزنید میشه چهل درصد . و اگر حواست جمع کنی چند تا دیگه هم میشه زد .و میشه بین ۴۰ تا ۵۰ زد . و فک نکنم بیشتر از این هم کسی بزنه بعصی نست ها هم سختن و امکان اشتباه هست و بنابراین همون تست های راحت رو می زنم میشه چهل درصد .
            واسه زبان من زبانم خوبه و مشکلی ندارم البته تستها سختن و دیگه لینم چی میشه.
            ولی ضریب عمومی ها یکه و تخصصی چهار بنابراین تخصصی مهمه و کتاب های اصلی رو بخونید

  37. هوشنگ گفت:

    من مجدد چک کردم در منابع پاسخ صریح نیامده ولی این تست می تونه سه پاسخ درست داشته باشه: بارکلی که دوست عزیز می فرمایند معتقد به جوهر روحانی بوده و منکر جوهر جسمانی، هیوم هر دو جوهر را منکر شده و فقط به تصوری از جوهر که ناشی از تداعی ذهنی ماست معتقده و لاک هم در این مورد اصالت تسمیه ایست مطابق فرمایش دوست عزیز
    از سایر دوستان می خوام راجع به این تست نظر بدن!

  38. به فاطمه گفت:

    اون طور که نوشتین به منطق تسلط دارین .خواستم بپرسم سوالات هم ارزی منطق جدید رو چطور باید حل کنیم که وقت گیر نباشد؟؟الان شما دیگررقیب بچه های فلسفه نیستیدو میتونید یه کمکی به بچه های فلسفه بکنید با تشکر

  39. هانی گفت:

    سلام به همه…
    یه سوال دارم کتاب اشتفان کورنر را همه اشو باید بخونیم؟

  40. هوشنگ گفت:

    كدام فيلسوف منكر جوهر است؟
    هيوم
    لاك
    باركلي
    اسپينوزا
    در كتاب كاپلستون هم هيوم و هم لاك منكر مفهوم جوهر شدند! از دوستان اگر كسي نظر انتقادي و توضيحي خاصي دارن ممنونم ميشم نظر بدن

    • بارکلی گفت:

      بارکلی منکر جوهر است البته معنای فلسفی جوهر ..اما لاک بحث زیادی در باره جوهر داره و جوهر رو قبول داره هر چند در بحث جوهر اصالت تسمیه ایی است..هیوم رو دقیقا یاوم نیست جوهر رو رد کرده یا نه ..ولی توی تست ها اگه بارکلی باشه قطعا کلید هم همون بارکلی هست

    • عماد گفت:

      سلام
      جواب هیوم است. هیوم در کتاب فاهمه انسانی صراحتا مفهوم جوهر را رد می کند. اما لاک و بارکلی در چیستی جوهر بحث دارند. لاک که تصورات را به سه دسته جواهر، اضافات و حالات تقسیم می کند. بارکلی جوهر یا ذات روحانی و خدا را قبول دارد. اما هیوم کلا مفهوم جوهر را زیر سوال می برد.

  41. fatima گفت:

    با سلام
    دوستان لطفا راهنمایی بکنید که برای فلسفه تحلیلی و معاصر کتاب فلسفه در قرن بیستم لاگوست خوبه یا کتاب نگرش های فلسفی قرن بیستم نقیب زاده؟؟؟
    ممنون

    • لاگوست گفت:

      فقط تقیب زاده رو بخون .لاگوست رو من خوندم بعیعده ازش سوال بیاد .فقط به فلسفه علم پرداخته وب فلاسفه ی مهم رو بهشون اشاره نکرده وخیلی خیلی ناقصه.البته من نقیب زاده رو نخوندم

  42. علی. گفت:

    جناب هوشنگ این تست اشتباه است چیزی به اسم ارادیات نداریم. منشا خطا در فلسفه دکارت اراده است که گسترده تر از فاهمه است و از حیطه فاهمه تجاوز می کند و باعث خطا میشه. صحیح تر این بود از واژه اراده استفاده بشه ن ارادیات.

  43. هوشنگ گفت:

    از نظر دكارت منشا خطا در كدام يك است؟
    اراديات
    تصديقات
    تصورات
    ادراكات حسي

    • هوشنگ گفت:

      پاسخ صحيح اراديات است يا تصديقات؟؟ خواهشا دوستان كمك كنيد

    • اراده گفت:

      از نظر دکارت حیطه اراده بیشتر از حیطه فاهمه ماست به همین دلیل تبا خطارخ می دهد. متن کاپلستون

      • هوشنگ گفت:

        بله سپاس از پاسختون، ولي من سوال دقيقا به همين دليل مطرح كردم كه در متن ذكر شده خطا ناشي از اراده نيست بلكه به خاطر كاربست اختيار به نحو غلط و از سوي عمل ماست! خيلي تست مشكوكيه!

    • بله گفت:

      نوشته منشا خطا. یعنی چه چیزی باعث میشه ما خطا کنیم.که قطعا علت ان از دیدگاه دکارت اراده است.چون حس و تصور که به خودی خود و بدون حکم ما درست یا غلط نیستند و تصدیقات هم چون حاصل فعل ما هستند اراده ما در انها تاثیر مستقیم داره.اگر گزینه اراده در چهار گزینه نبود قطعا جواب تصدیقات بود چون فقط در تصدیقات خطا راه پیدا میتونه بکنه

  44. فاطمه گفت:

    با سلام خدمت دوستان. من می خواهم دکترای منطق بدهم، اما فلسفه غرب و عمومی هم در حد کارشناسی باید بلد باشم. به نظرتان جزوه ها یا کتاب تاریخ فلسفه مصطفی ملکیان که 4 تا کتاب و مجموعا حدود 900 صفحه است کفایت می کند البته ایشان از طالس تا معاصر فقط فیلسوف های مهم را توضیح داده اند. ممنون اگر جواب دهید.

    • بله گفت:

      سوالات فلسفه عمومی خیلی سخت نیستند و همین که بدونید که فلان نظریه از کدام فیلسوفه کافیه. مثلا طالس مبدا رو آب میدانست و نخستین کسی بود که کثرت لر وحدت رو درک کرد .یا گزنوفانس یکتا پرست بود نه موحد و امپدکلس نخستین کسی بود که علت فاعلی که همان مهر و کین هستند رو به کار بردو عناصر اربعه رو معرفی کرد وفلسفه اتمی از نظرات او بعدها نشات گرفت….اگه از این مطالب توی جزوه هست پس همون رو بخونید وگرنه اگه خیلی کلی بحث کرده به مشکل میخورید

  45. علی. گفت:

    واقعا خیلی مسخره ست که تو این کشور مقاله خریدن و پول دادن به مجلات برای گرفتن اکسپت مقاله اینقد مهم شده. واقعا همین وضعیته که کشور ما به اینجا رسیده. من مقالات زیادی تو این مدت خوندم که چاپ شدن. واقعا هیچ گونه ارزش علمی ندارن و صرفا جنبه روزمه سازی دارند. طرف میره انقلاب چهار تا مقاله میخره بعد با رتبه صد قبول میشه و بعد یک نفر دیگه با رتبه بیست قبول نمیشه چون پول چاپ مقالات رو نداشته . واقعا چه تراژدی بزرگی. امیدوارم اساتید مصاحبه کننده به این بازار سیاه مقالات و بنگاه هایی به اسم مجلات علمی پژوهشی اشراف داشته باشند . از مدیریت سایت هم می خوام و تقاضا دارم به این مسئله بپردازه و هشدارهای لازم رو بده

  46. فاطمه گفت:

    شرمند. ممنون از لطف و همکاری و مشاوره هایتان. موفق و سربلند باشید.

  47. لیلا تنها گفت:

    با سلام و عرض ادب خدمت دوستانی که این مدت بنده را همراهی کردند و از راهنمایی هاشون استفاده ها بردیم. به خصوص جناب … که بسیار خوب و صبورانه پاسخ میدن .
    میخواستم بدونم آیا اگر کسی رتبه تک رقمی را کسب کنه بورس میشه توسط دانشگاه؟ من اطلاعاتی دراین باره ندارم … با چه شرایطی در مقطع دکتری بورسیه تعلق میگیره؟
    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید….. با سپاس.

    • بورس گفت:

      بورس داخل فقط برای دانشجویان دکتری هستش و قبل از قبولی در دکتری فقط یک نفر بورسیه فلسفه علم خارج هست که اونم از دانشجویان فلسفه علم شریف اکثرا بورس میکنن..وقتی دکتری قبول شدین توی سایت جذب برای بورس فراخوان میدن که رزومه اون وقت تاثر زیادی داره نه رتبه قبولی دکتری

      • عماد گفت:

        بورس اختیاری است. احتمال دارد برای رشته ی فلسفه یک سال بورسی باشد و سالی هم اصلا بورس نباشد.

        سال گذشته فقط دانشگاه شهیدبهشتی اعلام بورس در رشته فلسفه علم کرد که فقط سه نفر رفتند برای مصاحبه که اونها هم غیرفلسفه علم بودند، احتمالا کسی را نفرستاده باشند.

        بنابراین بورس بستگی به نیاز دانشگاه ها داره و به این معناست که شما پس از تحصیل هیئت علمی همون دانشگاه شوید. بنابراین قبولی درش بسیار سخته و اگر کسی در اون سال دارای شرایط نباشه اصلا دانشگاه ها کسی رو بورس نمی کنند.

        بحث رتبه تک رقمی هم که دوست مون فرمودند سال گذشته چندنفر تک رقمی و تعداد زیادی زیر30 مثل خود بنده هیچ دانشگاهی قبول نشدند چه برسه به بورس!

        البته قوانین امسال بهتر شده.
        اما بدانید فقط یک بخش نمره کنکوره.
        بخش زیادی اطلاعات تخصصی پیرامون اساتید دانشگاه مورد نظرتون و مقاله و زبان و… است.

  48. هانی گفت:

    سلام خیلی ممنون که واسم توضیح دادید…
    شما خیلی با حوصله و دقیق جواب میدید خدا خیرتون بده امیدوارم موفق باشید ‎:)‎
    ‎:(‎

  49. هانی گفت:

    سلام به جناب سه نقطه …
    امیدوارم حال شما و بقیه دوستان خوب باشه منم تازه شروع کردم به خوندن الانم اگه میشه بحث علیت هیوم رو برام توضیح بدید ممنونم

    • ... گفت:

      هانی جان سلام. ممنونم از این که بنده رو قابل دونستید. راستش اومدم که از بچه ها خداحافظی و عذرخواهی کنم چون واقعاً سرم شلوغه ولی فرمایش شما رو دیدم 🙂 چشم توضیح میدم اما پیشنهاد میکنم این قسمت رو از کاپلستون بخونید چون صرف دانستن و فهمیدن مطلب برای برای تست زدن کافی نیست.

      هیوم معتقد بود که چیزی به نام علیت را نمی توان از حوادثی که در خارج رخ می دهند استنباط کرد. علیت کیفیت نیست، بلکه نسبتهایی است که بین تصورات برقرار است. یعنی در خارج چیزی به نام رابطه ی علی نداریم بلکه این ذهن ما است که این رابطه را به حوادث بیرونی حمل می کند. به قول هیوم «تصور وجود، جدای از علیت هم امکان پذیر است و انکار یکی بدون دیگری مستلزم تناقض نیست»؛ یعنی این طور نیست که هر کجا وجودی دیدید قطعاً علتی هم همراهش دارد. آن چه که شما در مثلاً شوت کردن یک توپ فوتبال می بینید به این صورت است: نزدیک شدن پا به توپ و برخورد به آن و پرتاب شدن توپ. همین و همین. شما هیچ گونه علیتی در اینجا مشاهده نمی کنید و فقط رخدادهایی را می بینید که با هم همپهلو و همزمان اند و به عبارتی تقارن دارند اما از این تقارن نمی توان علیت را نتیجه گرفت. مثلاً وقتی که من به مدرسه میرفتم میدیدم که فلانی مغازه اش را باز می کرد و جمعه ها هم که نمیرفتم او مغازه اش را باز نمی کرد. من نمی توانم نتیجه بگیرم که بین مدرسه رفتن من و باز شدن مغازه ی ایشان رابطه ی علی برقرار است. در این جا تقارن بین رخدادها وجود دارد اما رابطه ی علی ضروری بینشان نیست. در طبیعت هم داستان به همین صورت است و ما معمولاً روابط متقارن را حمل بر روابط ضروری علی می کنیم. اما آن چه ما واقعاً درک میکنیم فقط حوادث خارجی است. البته بهتر است بدانید که هیوم علیت را انکار نمی کند بلکه ضرورت علی را انکار می کند و می گوید آن چه شما مشاهده می کنید اصلاً ضروری نیست و ممکن است فردا رخ ندهد چون اگر ضروری بود باید اتفاقات آینده هم ضرورتاً مثل اتفاقات گذشته می بود اما الزاماً این طور نیست و این فقط یک عادت ذهنی است. اگر فردا خورشید از مغرب طلوع کند هیچ تناقض منطقی رخ نداده است. به همین دلیل از نظر هیوم، استقراء هیچ نتیجه ای ندارد و نباید به آن دل خوش کرد و اگر اتفاقی میلیاردها بار بیفتد باز هم ذره ای ضرورت پیدا نمی کند. ضمناً بحث علیت در هیوم با دقت عقلی صورت گرفته است نه با دقت عملی، و بنابراین وی این رویه را در زندگی عملی اش استفاده نمی کرد.
      کاپلستون به طور دقیق تر می گوید: [در بحث هیوم پرسش این نیست که آیا نسبتهای علی وجود دارند یا نه، بلکه آن است که مراد از گفتن «نسبت های علی وجود دارند» چیست. باز پرسش این نیست که آیا روابط ضروری وجود دارند یا نه، بلکه آن است که مقصود از گفتن «روابط ضروری وجود دارند» چیست.]

      ببخشید عجله ای شد. عذر بنده را بپذیرید. فعلاً خدانگهدار

  50. سامان گفت:

    ممنونم علي آقا

  51. علی. گفت:

    به این دوست عزیز که راجع به بدایه و نهایه پرسید عرض کنم که مطالب هر دو یکی ان .بدایه مطالب ساده تر و مبسوط ترن و نهایه جمع و جور تر. و معمولا دوستان نهایه رو واسه کنکورها می خونن. شما هم نهایه بخون

  52. علی. گفت:

    راستی جناب سه نقطه این مطالب جناب فرگه در مورد مفهوم و مصداق به نظر شما خیلی شبیه حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی جناب ملاصدرا نیست؟ یا من دچار توهم شدم؟

    • ... گفت:

      در ایتدا این چند نکته را عرض کنم:

      اندیشه ی فرگه مبتنی بر تابع و جمله بود و اصلاً کاری به کلمات به طور جداگانه نداشت. فرگه معتقد بود: «کلمه بیرون از جمله معنا ندارد».
      نکته ی بعد این که از نظر فرگه، هر اسمی دارای معنا (sinn) است و معنا نیز مرجعِ اسم مورد نظر را در جهان متعیّن می‌کند، خواه ذهنی در جهان وجود داشته باشد یا نداشته نباشد. یعنی شما مرجع را از دریچه ی معنا می بینید. فرگه کاملاً ابژکتیو فکر میکرد.
      پس در اندیشه ی فرگه با یک ترسیم سه شاخه ای مواجهیم (اسم؛ معنا؛ مرجع). اما در شایع صناعی این سه شاخه بودن لحاظ نشده است و چیزی به عنوان معنای فرگه ای [=sinn] بین اسم و مرجع وجود ندارد. در شایع صناعی، ارتباط اسم با مرجع اصلاً پیچیده نیست.
      و اما در مورد عبارت «زهره، زهره است». به نظر فرگه این عبارت دارای معنا است اما فاقد مرجع است. و عبارت «زهره ستاره ی صبح است» هم دارای معنا است و هم دارای مرجع است. نمیدانم آیا شما می توانید «زهره، زهره است» را از دید فرگه، به عنوان حمل اولی لحاظ کنید یا نه اما تقریباً مطمئنم که نمی توانید عبارت «زهره ستاره ی صبح است» را از دید فرگه، به عنوان حمل شایع در نظر بگیرید، چون در حمل شایع، معنای فرگه ای [=sinn] لحاظ نشده است.
      البته تصور می کنم که به احتمال زیاد نمی توانید «زهره، زهره است» را هم به عنوان حمل اولی در نظر بگیرید چون نوع نگاه فرگه به این عبارت با نوع نگاه فلاسفه ی اسلامی احتمالاً متفاوت است.

      علی جان ببخشید اگر ناقص بود. بنده به این بحث مسلط نبودم و فقط چیزی که به نظرم رسید را گفتم. برای آشنایی بیشتر با فرگه مراجعه کن به مقاله ی «زبان حقیقت و حقیقتِ زبان». مرحوم یوسف صمدی علی آبادی، که در فصلنامه ی ارغنون شماره ی 7 و 8 که در قالب یک مجلد با عنوان فلسفه ی تحلیلی منتشر شده است.

  53. علی. گفت:

    سلام بر جناب سه نقطه
    ایشالا امسال صد در صد قبولی . من مطمئنم شما حتما قبول میشی امسال و رتبه تک میاری. و امیدوارم تو مقطع دکتری هم موفق بشی.

    من نمی تونم خلاصه برداری کنم. بعدش این کار هم به نظرم سودی نداره. آمدیم از خلاصه ها چیزی نیامد. بعدش خلاصه برداری روش خوبی نیست چون باعث دوری ادم از کتابها میشه. من گوشه کتابها خلاصه برداری می کنم. این جوری وقتی مرور می کنم هم خلاصه ها رو می خونم هم چشم ام به سایر مطالب کتاب می خوره. بعدش با ماژیک رو جاهای حساس خط می کشم که سریع چشم ام بهشون بخوره. من قید منطق جدید رو زدم البته قصد دارم بعد از کنکور یک کلاسی چیزی برم فول یاد بگیرم چون به نظرم زشته ادم دکترا باشه ولی منطق بلد نباشه. البته الان هم اون قواعد ها و هم ارزی ها و زبان منطق محمولات بلدم ولی ن در حدی که بشه تست زدم نهایتا شاید دو تا بزنم . اگر واقعا در حد کارشناسی باشه. به جای منطق جدید ، زبان رو خوب خوندم که اونجا جبران شه. استعداد هم همین جوری سوالات سالهای قبل رو امتحان کردم حدود چهل و پنج درصد زدم. بعضی از سوالات استعداد واقعا زمانبرن و باید روش فکر کرد و واقعا اگه بشینم و بخونم هم فک نکنم بتونم اون تستهای سخت استعداد رو بزنم. بنابراین دیگه استعداد چیزی نمی خونم . فکر کنم اگه چند درصد بیشتر زبان و استعداد بزنم ، منطق جدید جبران بشه.
    فلسفه غرب دیگه کتاب جدیدی نمی خونم فقط همون کتابها رو دارم مرور می کنم . البته الان احساس می کنم برخی از اون کتابهای که قبلا گفتم اضافی ان و مطالب کتابها همپوشانی دارن. مثلا اگه کسی کاپلستون خوندو باشه فک می کنم کتاب فلسفه عمومی فولکیه نیاز نیست. یا راجع به فلسفه معاصر همون کتاب ژان لاگوست و صفجه 374 تا 474 کتاب نقیب زاده و کتاب فلسفه های هست بودن واسه معاصر کافی باشه.مخصوصا این کتاب لاگوست هر چند سطحش بالاست ولی یک خلاصه کامل از فلسفه معاصره و تقریبا همه سوالات راجع به هوسرل ، هایدگر ، فرگه ، راسل ، پوزیتویسم ، ایر ، کارناپ و این جور فلاسفه رو اگه ازشون سوال بدن می شه زد.

  54. سامان گفت:

    سلام دوستان
    اميدوارم روز زمستوني شما به خير باشه
    يه سوال داشتم
    نهايه الحكمه رو بايد خوند يا بدايه الحكمه؟

  55. علی. گفت:

    جناب سه نقطه سلام
    چه خبر از کنکور؟ تا کجا رفتید؟ خوب درس می خونید..؟
    من که دیگه خسته شدم کاش زودتر تمام شه…

    • ... گفت:

      علی جان. من غرب، اسلامی و منطق رو فقط یک دور کردم. من خیلی آهسته و پیوسته و طبق برنامه جلو میرم. بیماری وحشتناک پارسال برام درس عبرت شد و دیگه به خودم فشار نمیارم. طبق شخصیت و شیوه ی خودم عمل میکنم. پارسال فقط به این فکر بودم که 5 بار بخونم اما بعدش از فرط فشار عصبی رفتم بیمارستان اما امسال فقط به کیفیت فکر میکنم و استراحتم هم خیلی توی برنامم دارم. قبلا هم حدس میزدم بچه ها روزهای آخر خسته بشن و اگر کامنتهای قبلی من رو ببینید به دوستان هم گفته بودم که حداقل جمعه ها رو کاملاً تعطیل کنن چون به مغزشون فشار میاد اما گویا این کار رو نکردن. الان این دو ماه باقی مانده ذهنم کاملاً آزاده و تازه میخوام نکاتی که نوشتم رو مرور کنم و میتونم 4 بار مرورشون کنم.

      یک بار دیگه به دوستان میگم خوندن زیاد باعث قبولی نمیشه. داشتن تکنیک، آرامش ذهن و دوری از استرس بی نهایت مهمه. اکیدا پیشنهاد می کنم اگر احساس می کنید مغز عزیزتون داره میترکه فوراً به مدت 2 الی 3 روز مطالع رو قطع کنید و برید به طبیعت و یا کارهای مورد علاقتون رو انجام بدید تا مغزتون آروم بشه در غیر این صورت روز آزمون دلتون میخواد برگه رو پاره کنید؛ اتفاقی که برای خودم افتاد. این حرف من رو جدی بگیرید. 2 الی 3 روز گشتن در طبیعت بهتون نیروی تازه میده.

      طبیعت دَم مسیحایی داره و به قول شیمیدان ها پر از «یونهای منفی» است و یونهای منفی بینهایت برای سلامتی مفید اند. احساسی که در جنگل و کوه و … به شما دست می دهد حاصل همین یونهای منفی است، پس شروع کنید به گردش دو زوره در طبیعت. موفق باشید.

      این مطلب رو کپی پیست کردم تا بهتر متوجه بشید:

      یونهای منفی ذرات باردار الکتریکی هستند که آلودگی های موجود در هوایی را که ما تنفس می کنیم از بین میبرند و اثر جوان کننده ای بر سیستمهای فیزیولوژیکی ما دارند (مانند سیستم تنفسی).
      آیا هرگز توجه کرده اید که ما تا چه اندازه احساس تازگی در کوهها، کنار دریا، در جنگل یا در کنار آبشارها می کنیم؟ یا چقدر احساس پر انرژی بودن به ما دست می دهد؟ توضیح آن این است که این اماکن معمولأ سرشار از بیلیونها یون منفی هستند. پس از رعد و برق ، اکثر ما احساس تازگی می کنیم . این به دلیل این است که طوفان الکتریکی تریلیونها یونهای منفی آرامش بخش در هوا پخش کرده اند که اعصاب را تسکین داده و ما را سرشار از انرژی میکنند.
      تحقیقات علمی ثابت کرده اند که در فضاهایی که از یون منفی بالایی برخوردار هستند آثار حساسیت ، آسم ، افسردگی ، خستگی و سر درد کمتر دیده می شود و در این مکانها افراد از توانایی ، قدرت کار ، تمایل به همکاری و کارکرد مغزی بالاتری برخوردار بوده و ضریب اشتباه آنان پائین می آید.

  56. فاطمه گفت:

    با سلام خدمت دوستان بنده ارشد فلسفه اسلامی و کارشناسی فلسفه دارم موضوع پایان نامه ام هم منطق است. بعد از این همه سال تازه متوجه شده ام که علاقه و استعداد و توانایی ام در رشته منطق و فلسفه تحلیلی است اما چون فلسفه تحلیلی دکتراش در ایران نیست؛ باید آزمون دکترای منطق بدهم البته به لحاظ منطق قدیم قوی هستم از منطق جدید هم منطق جملات و منطق محمولات را خوانده ام 3 تا مقاله هم دارم تا دو سال دیگه هم وقت دارم خورم را آماده کنم برای دکترای منطق به نظرتان برای دروس فلسفه منطق و منطق فلسفی و منطق ریاضی چی باید خوند؟؟ ضمنا برای فلسفه غرب و عمومی که در حد کارشناسی باید بلد بود چی بخوانم؟؟ با تشکر

    • ... گفت:

      در موسسه آی پی ام (IPM) فلسفه تحلیلی در مقطع دکتری تدریس می شود. خودتان پی گیر باشید اما باید زبان انگلیسی تان را تقویت کنید و چندان هم بزرگش نکنید. اگر نشد هم نشد.

      و اما در مورد منابع:
      برای منطق جدید (گزاره ها و محمول ها) کتاب ضیاء موحد را بخوانید. برای منطق محمولات هم کتاب ضیاء موحد را بخوانید [این کتاب ترجمه ی کتاب لمون است اما دکتر موحد به نام خودشان منتشر کردند]. برای فلسفه ی منطق کتاب «فلسفه ی منطق. نوشته ی سوزان هاک. ترجمه ی دکتر حجتی. انتشارات طه» را بخوانید. در مورد منطق ریاضی کتاب منبع، کتاب «منطق ریاضی» دکتر اردشیر است. البته برای کسانی که ریاضی بلدند ساده است اما شما هم می توانید بخوانید ولی ترجیحاً از کسی که لیسانس ریاضی دارد کمک بگیرید. ساده است. در مورد فلسفه ی تحلیلی هم فصلنامه ی ارغنون جلد هفتم و هشتم در قالب یک کتاب منتشر شده است به نام «فلسفه ی تحلیلی» که پر است از مقالات خوب و درجه یک. کتاب «فلسفه ی تحلیلی» اورام اوسترول هم که کتاب داستان است و به نظر بنده در حد لیسانس فلسفه هم نیست ولی بخوانیدش تا کلیات بحث دستتان بیاید. یکی از منابع بسیار مهم و عالی در «فلسفه ی تحلیلی» در غرب کتاب دو جلدی زیر است:
      [Scott_Soames]_Philosophical_Analysis_in_the_Twent. v 1

      [Scott_Soames]_Philosophical_Analysis_in_the_Twent. v 2

      منابع فلسفه ی تحلیلی به زبان فارسی باز هم داریم اما اکیداً به شما پیشنهاد می کنم حالا که قرار است تخصص خودتان را شروع کنید فارسی را کنار بگذارید و به زبان انگلیسی بخوانید. فلسفه ی تحلیلی هم به لحاظ سبک و سیاق و هم به لحاظ دشواری زبان، شبیه متون علمی است؛ یعنی زبان ساده و واضحی دارد و بعد از مدتی می توانید متون تحلیلی را به سرعت بخوانید. هر کجا که ایرادی پیدا کردید به همان کتاب دو جلدی که معرفی کردم مراجعه کنید.
      برای آشنایی با دیدگاه های راسل کتاب «تکامل فلسفی من، ترجمه ی مقربی، انتشارات صراط» کتاب خوب و شیرینی است. هرچند که کمتر تخصصی و بیشتر عمومی است اما برای آشنایی با راسل حتما این کتاب را بخوانید. در مورد ویتگنشتاین هم اول کتاب «مفهوم فلسفه نزد ویتگنشتاین. انتشارات نشر مرکز» را بخوانید و بعد بروید سراغ کتاب ویتگنشتاین. دیوید پیرس. ترجمه ی زنگویی انتشارات سروش. اغلاط تایپی کم ندارد ولی خوب است. بعد می توانید کتاب «درآمدی بر رساله ی ویتگنشتاین، ماونس ترجمه ی علوی نیا، طرح نو» را بخوانید. یادتان باشد باید به راسل، فرگه، ویتگنشتاین و کریپکی تسلط نسبی داشته باشید. برای آشنایی با کریپکی کتاب «کریپکی، نوشته ی پرتی، ترجمه ی حسین واله، انتشارات گام نو» را بخوانید و بعد بروید سراغ کتاب اصلی اش یعنی «نامگذاری و ضرورت».

      به اینجا که رسیدم احساس کردم خیلی درهم و برهم شد و گفتم این کامنت را حذف کنم اما با خودم گفتم شاید به دردتان بخورد. برای ادامه دادن فلسفه ی تحلیلی نیازی نیست که حتماً در حد منطق ریاضی اردشیر یا موجهات جدید بلد باشید؛ دانشجویان آی پی ام هم خیلی سطح منطقشان خیلی بالا نیست. اگر می خواهید شروع کنید به نظر من سه کتاب را با هم بخوانید: منطق ضیا موحد (گزاره ها و محمول ها)؛ فلسفه ی منطق؛ فلسفه ی تحلیلی اوسترول. شما این سه کتاب را در کنار هم مطالعه کنید بعد خودتان خواهید فهمید که چه باید کرد.

      نکته ی آخر این که دل از منطق قدیم بکنید چون ایرادات زیادی دارد و امرزوه دیگر کاربردی ندارد. در غرب هم منطق ارسطویی را فقط در حد تاریخ منطق می خوانند و ارزشی برایش قائل نیستند. امروزه منطق یعنی منطق جدید. منطق جدید دقت بالایی دارد و شما پس از تسلط به آن متوجه خطاهای زیادی در منطق قدیم می شوید که حاصل ابهامات زبان طبیعی است. فلسفه ی تحلیلی بسیار گسترده است پس هرچه زودتر حوزه ی مورد علاقه ی خودتان را پیدا کنید و تا ابد در حد عمومی باقی نمانید. امروزه فلسفه ی ذهن در ایران مد شده (البته بعد از یک قرن تأخیر!) اما شما به دنبال چیزی باشید که به آن علاقه دارید. پیشنهاد دوستانه ی من این است که برای حفظ محیط زیست تلاش کنید که عمیق بخوانید تا فیلسوف و پژوهشگر بار بیایید، نه مقاله نویس و کاغذ حروم کن 🙂

      ببخشید که طولانی شد و کاریکاتوری. موفق باشید

      • فاطمه گفت:

        با سلام و ادب. یه دنیا ممنون و تشکر حقا که لطف بزرگی در حقم نمودید.

        • ... گفت:

          ببخشید یک اشتباه تایپی داشتم. برای منطق (گزاره ها و محمول ها) ضیاء موحد را بخوانید و برای منطق موجهات [که اشتباهاً نوشته بودم محمول ها] هم موحد را بخوانید. اما همانطور که عرض کردم دانستن منطق در حد گزاره ها و محمولها کافی است و برخی مثل کواین اصلاً منطق موجهات را قبول ندارند. کتاب فلسفه ی منطق را خوب بخوانید خودتان متوجه همه چیز میشوید

          • فاطمه گفت:

            با سلام و ادب.
            تصمیم را گرفتم که منطق بدهم چون هم موضوع پایان نامه و مقالاتم در باب منطق هست و هم از دوره کارشناسی به خاطر منطق بودم که رفتم رشته فلسفه البته چون رشته دبیرستانم ریاضی بوده فهمش برایم راحت تر است تا فلسفه تحلیلی که هنوز چیز خاصی درباره اش نمی دانم.
            منابع دکترای منطق شامل (فلسفه منطق و منطق فلسفی و منطق ریاضی است در حد ارشد و فلسفه عمومی و غرب و منطق در حد کارشناسی است) منطق جملات و محمولات و موجهات برای منطق فلسفی (ارشد)است یا منطق کارشناسی کفایت می کند؟؟ ضمنا تا جایی که شنیدم تربیت مدرس برای زبان تخصص از دانشجو میخواهد که پیرامون یه موضوع از موضوعاتی که می دهند 700 تال 1000 کلمه متن به انگلیسی بنویسد. به نظرتان چه متونی در حیطه منطق بخوانم و برای راحتی و آسانی کار از چه کتابی شروع کنم.تا زبان انگلیسی ام در این قوی بشود. به نظرتان کتاب انگلیسی هست که ترجمه هم (در حیطه منطق) شده باشد تا از این طریق بخوانم مثلا متن انگلیسی منطق فلسفی سوزان هاک و ترجمه دکتر حجتی؟؟سپاس و تشکر از راهنمایی و لطف تان . درپناه الهی

          • ... گفت:

            ببخشید پیام شما را ندیده بودم. چون دیگر فرصت ندارم به این سایت سر بزنم. برای تقویت زبان منطق کتاب سوزان هاک را از اینترنت دانلود کنید و ترجمه اش را هم بگیرید و مطابقت دهید. در مورد گزاره ها، محمول ها و موجهات، کتابهای ضیا موحد برای ارشد و دکتری کافی است. تربیت مدرس برای دانشجویان منطق دکتری خیلی سخت می گیرد. گفتم که بدانید!

  57. علی. گفت:

    د سالاری:
    کاپلستون ، بخش هگل رو خوب نوشته. ترجمه اش هم خوبه فقط برخی واژه ها رو نامانوس ترجمه کرده.
    مثلا بیکران (نامتناهی )
    کران مند (متناهی )
    براهنجش (انتزاع)
    تن آور (تجسم)
    همانستی (وحدت)*
    ناهمانستی (کثرت)
    چونی (کیفیت)
    چندی(کمیت)
    گوهر (جوهر)
    هستی(وجود)
    و خیلی کلمات دیگه است که خودتون ترجمه کنید. اصل ترجمه خوبه ولی کلمات نامانوس استفاده شدن.

  58. هلیا گفت:

    موافقم شانس هم موثره برای قبولی. یه سوال: هگل خوندن برای من اینقدر سخته یا برای بقیه هم اینطوره آخه نصف هگل کاپلستون برام نامفهومه اصلا یه جوریه البته فکر کنم ترجمه ی بدی هم داره.

  59. علی. گفت:

    ای کاش زودتر تمام شه. واقعا سخته دو ماه هم وقت خوبیه. تو کنکور همه چیز به خوندن نیست . شانس هم باید باشه .

  60. علی. گفت:

    هلیا خانم شما تا کجا رفتی؟ خوب پیش میرید؟

    • هلیا گفت:

      من که می خوام همه ی انرژیمو رو این دوماه بذارم چون یه سری مشکلات اساسی داشتم اما ناامید نیستم دو ماه هم خوبه وقت هست, کاش بازم تبادل نظرها اینجا ادامه داشت چون من خودم از حرفای بقیه واقعا انرژی می گرفتم. اما شما که فکر کنم حسابی خوب خوندین

  61. علی. فلسفه گفت:

    بچه ها الان با این جنگ بین دانشگاه آزاد و وزارت ، تکلیف این پنجاه درصد سهم ازمون چی میشه؟ الان که دنشگاه ازاد کودتا کرده امکان داره چند روز دیگه دانشگاه های دولتی هم زیر بار پنجاه درصد نرن. من فک نمی کنم این پنجاه درصد دوام بیاره. عجب داستانی شده . واقعا چرا کسی به فکر داوطلب بیچاره نیست. به جای دغدغه درس ، باید دغدغه ثبت نام داشته باشیم الان خواب دیدم ازمون لغو شده دوباره !. ای خدا خودت به داد ما برس.

  62. نسترن گفت:

    سپاس از دوستان عزیز . لطف کردید

  63. نسترن گفت:

    دوستان این مصاحبه ها کی برگزار میشن اگر انتخاب رشته نیمه اول اردیبهشت باشه. پس احتمالا مصاحبه میشه خرداد…؟ درسته..؟ اگر خرداد باشه به نظر شما اگه فروردین تولیمو امتحان بدم؟ به مصاحبه میرسه؟ کدوم یکی از ازمون های زبان داخلی زودتر جوابشو میدن؟ اگه دوستان اطلاع دارن لطفا اطلاع رسانی کنند. تشکر

    • ... گفت:

      سلام

      به نظر من msrt بهتر است.
      سعی کنید اواخر امسال شرکت کنید تا به سال بعد نیفتد. اطلاعات دقیق رو در سایت msrt ببینید. باید اول در سایت msrt ثبت نام کنید. فقط زودتر چون ظرفیت ها زود پر میشه

    • اااا گفت:

      سال بعد رمضان هشتم خرداد ماهه پس مصاحبه ه ها باید قبلش انجام بشه
      احتمالا از بیست اردبیهشت شروع میشن مصاحبه ها.امسال نمره زبان زیاد تاثیری نداره .به نظر من اگه اوی مصاحبه متن انگلیسی رو به راحتی بخونین و خوب ترجمه کنین تاثیرش بیشتره تا یک نمره مدرک زبان..سال قبل مدرک زبان حداکثرش پنج نمره داشت امسال حداکثرش احتمالا میشه سه که نهایت نمره ایی که بتونین بگیرین دو هست .ولی اگه وقتتون ازاده و برای کنکور امادگی کامل دارن برین دنبال مدرک زبان.الان فقط کنکور مهمه و هرچقد زیاد بخونین بازم کمه.یک سوال تخصصی بیشتر جواب بدین اندازه یک مقاله پژوهشی ارزش داره

  64. هوشنگ گفت:

    با اين جديت كه من از دوستان مي بينم، همه راس ساعت ٨ صبح روز ١٦ اذر ثبت نام كردن!!

  65. علی. فلسفه گفت:

    د سالاری:
    د سالاری:
    سلام بر دوستان عزیز

    به نظرم بهتره یک نگاه کلی و آخرین تحلیل از منابع رو ارائه بدیم و دوستان هم دیدگاه های خودشان رو مطرح کنند.

    در زمینه غرب ، پیشنهاد بنده این کتابهاست.
    جلد یک کاپلستون به صورت کامل
    جلد دوم و سوم کاپلستون (آگوستین ، انسلم ، مبحث کلیات، توماس، اریوگنا، اسکوتوس ، بوناونتورا ، اکام ، بیکن.)
    جلد چهارم (دکارت ، مالبرانش ، اسپینوزا، لایب نیتس)
    جلد پنجم (لاک ، هابز، بارکلی ، هیوم)
    جلد هفتم (فیخته شلینگ، هگل، کرکگورد، نیچه، شوپنهاور)
    جلد هشتم(پراگماتیسم، فایده گرایی، راسل، مور،)
    جلد نهم (کنت، برگسون)
    فلسفه تحلیل تالیف اروم استرول(مور ، فرگه، راسل، ویتگنشتاین)
    فلسفه های هست بودن و پدیدارشناسی(فصول مربوط به خود فلاسفه)
    نگرش ها ی فلسفی قرن بیستم(تمام کتاب به استثنای قسمت فلسفه های هستی ، تقریبا 275 صفخه از ججم کتاب، اکثر سوالات درباره فلاسفه معاصر از این کتاب طرح شدند)
    فلسفه قرن بیستم ژان لاگوست(تمام کتاب تا صحفه 192)
    مفهوم فلسفه نزد ویتنگنشتاین (کتابی بسیار کم حجم و مفید که زمانی نمی بره ولی کمک فراوانی خواهد کرد)
    فلسفه کانت کرنر(از صحفه 138به بعد)
    فلسفه عمومی پل فولکیه به طور کامل
    فلسفه قرون وسطا جناب دکتر ایلخانی(بین این کتاب و ج دو و سه یکی رو انتخاب کنید)

    فلسفه اسلامی

    نهایه الحکمه (فقط متن اصلی کتاب حدودا 300 صحفه )

    فلسفه اشراق (تالیف یثربی ، قسمت های که مستقیما از حکمه الاشراق ترجمه شدند. اکثر سوالات اشراق به صورت مستفیم از این کتاب طرح شدند)

    فلسفه اشراق تالیف جناب معلمی

    فلسفه مشا (تالیف یثربی . قسمت های اصلی کتاب حدود صد صحفه)

    فلسفه مشا ذبیحی (به نظرم خوندن یکبار سطحی کتاب دید خوبی میده و تو تست زدن کمک می کنه)

    جلد دوم تاریخ فلسفه اسلامی حناالفاخوری (این کتاب وقت زیادی نمی گیری ولی خیالتون راحت اگر هر تستی از ابن رشد ، ابن میمون ، غزالی، فارابی ، کندی و فخر رازی بدن حتما می زنیدش. در ضمن یک بخش کوتاه درباره ابن سینا داره که بسیار خوبه)

    اگر دوستان وقت بیشتری دارند قطعا خوندن دو فصل اول شواهد و ده نمط اول اشارات کمک بزرگی خواهد کرد .

    منطق .

    با توجه به اینکه در دفترچه قید شده که منطق در سطح کارشناسی مطرح خواهد .

    کتاب منطق صوری خوانساری

    کتاب ضیا موحد(فصلهای 1،2،3،4،6)

    زبان انگلیسی و استعداد

    با توجه به اینکه وقت جلسه و پاسخ به عمومی ها بسیار کم می باشد ، به نظر بنده بهتر است دوستان تا می تونن زبان بخونن و اول سر وقت زبان برن چون درصد زبان تو مصاحبه تاثیر داره و بعد برن سراغ استعداد . هر چه بیشتر به زبان مسلط باشید سریعتر می تونید برید سروقت استعداد. .

    باتوجه به اینکه امسال دیگه خبری از اون سوالات … تفسیر متون اروپایی نیست. به نظرم هرکسی بتونه 55 درصد تخصصی و 45 عمومی بزنه قطعا جز چند نفر اوله .

    موید و موفق باشید

  66. لیلا تنها گفت:

    به جناب …
    سلام. تشکر میکنم از نقادی خوب و دقت نظر شما. درست می فرمایید این بحث اگر ادامه پیدا کنه به درازا کشیده میشه و از حوصله بحث خارج است فقط نکاتی را تیتروار ذکر میکنم:
    بنده هم با حرف شما موافقم که خانم نسترن از حیث علوم شناختی به مساله پرداختند نه فلسفه اسلامی و اصول موضوعه و مبادی این دو حوزه متفاوت است.اما ملتفت هستید که گاهی اصول موضوعه برخی علوم در علوم دیگر بررسی میشوند و یا حتی اثبات می شوند.
    فرمودید:” ذهن(حال) تقسیم ناپذیر است و مغز (محل) تقسیم پذیر…” غایت بنده همین جمله بود که فرمودید. تقسیم پذیری از ویژگی های ماده است پس ذهن نمیتواند مادی باشد.از طرفی از عبارت حال و محل استفاده فرمودید پس برای ذهن محل قائل هستید(حالا به هر شکلی که میخواهد باشد) و محل باز هم از ویژگی های ماده است پس یعنی ذهنی که مادی نیست درعین حال ماده است و این تناقض است.
    فرمودید: در حیات نباتی و حیوانی نفس ناطقه نداریم که قادر به تعقل کلیات باشد با این حرف موافقم اما فلاسفه اسلامی ویژگی نفس را دراکیت و فعالیت میدانند نه صرفا ادراک کلیات.پس حیات حیوانی و نباتی شامل این تعریف هم میشود.
    پیش فرض دانستن نفس بدیهی است. شما در ذهن خودتون قطعا پیش فرض هایی خواهیدداشت و محال است خالی الذهن وارد بحثی شوید. البته پیش فرض مسلم اگر منظورتون هست خیر ، بنده مسلم ندانستم.
    در هرحال از شما سپاسگزارم مطالب خوبی را عنوان فرمودید. اساسا اثبات مسائلی که با علم حضوری درک میشوند در مقام اثبات با ابزار مادی کار سهلی نیست.
    موفق و موید باشید….. خیلی خوب هست که از عقاید خود دفاع میکنید به نحو منطقی و صرفا استنادتون به متن مقالات نیست. سپاس از همراهیتون.

    • ... گفت:

      سپاسگزارم لیلا خانوم. اخلاق پسندیده ی شما از پشت کلامتان پیدا است. برایتان آرزوی موفقیت می کنم.

      • اااا گفت:

        این بحث ادامه پیدا نکنه بهتره . ولی من بیشتر از شما نباشه کمتر از شما آگاه به مسایل علمی نیستم.و اینکه چون نظریه پردازان علمی در باره نفس نظری بگن رو ملاک قرار نمیدم . و درضمن من گفتم کسی حق نداره افکار خودشو معیار قرار بده و نظریات بقیه رو رد کنه و نمونه کامل این انکار نفس و قبول نکردن امکان وجود داشتن نفس است.شما گفتین امروزه اثبات شده نفس وجود نداره و این رد کرون امکان وجود نفس هست.ودر جوای من گفتم کسی حق نداره بگه نفس وجود نداره همان طور که کسی حق نداره بگه نفس وجود داره و این نظر خودشو درست بدونه ک نظر بقیه رو رد کنه.

      • لیلا تنها گفت:

        خواهش میکنم. بنده هم برای شما موفقیت آرزومندم.

  67. ... گفت:

    در پاسخ به دوست عزیز اااا

    شما از طرفی جای نقد را باز میگذارید و از طرفی صراحتاً میگویید «نقد دیدگاه سنتی در باره نفس به معنی انکار اون نباید باشه.»

    چه کسی گفته نقد نفس نباید به انکار آن منجر شود؟ پس لابد هیئت بطلمیوسی و اثیر (عنصر پنجم) و بسیاری از دیدگاه های نادرست سنتی را هم نباید انکار کرد؟

    شما اگر دلیل منطقی و کافی داشته باشی هر چیزی رو میتونی رد کنی، نفس که جای خود دارد. من بیش از این در این باره ادامه نمیدم چون رسالت این سایت چیز دیگری است اما دوستانه به شما پیشنهاد میکنم آن چه را که از فلاسفه آموختید عملاً در اندیشیدن پیاده کنید و فقط در حد محفوظات باقی نماند. آزاد اندیشی رکن اساسی فلسفیدن است.

    پایدار باشید

    • اااا گفت:

      شما مسایل علمی رو با فلسفی مقایسه نکنید. هیچ کسی حق نداره بگه نفس مورد قبول فلاسفه سنتی وجود نداره و تا الانم کسی نتونسته ثابت کنه نفس وجود نداره و همه حرفشو تایید کنند. این جزم گرایی بلای جان فلاسفه توی ایران شده . هرچی فلاسفه غربی بگن درسته و هزچی فلاسفه سنتی و اسلامی بگن اشتباهه گ و عکسش هم این طور که فلاسفه مسلمان هرچی رو که غربی ها بگن قبول نکنن و رد کنن.چه اشکالی داره دو دیدگاه متفاوت در باره نفس باشن و هرکی دوست داشت هر کدوم رو خواست قبول کنه.فلاسفه فقط حق دارن نقد کنن حق ندارن به جای بقیه تصمیم بگیرن و بگن فلان بحث اشتباهه و کسی نباید بهش بپردازه.تا الان من ندیدم توی فلسفه بحثی باشه که دیدگاه متضادش وجود نداشته باشه. بعضی میگن دولت نباید توی اقتصاد شرکت داشته باشه برخی دقیقا عکسشو میگن.برخی نیگن جهان حادثه برخی دیگه میگن قدیمه. برخی میگن خدا وجود نداره برخی میگن وجود داره .برخی میگن فلسفه باید متکی به تجربه بشه برخی میگن نه باید فقط متکی بر عقل محض باشه.برخی میگن فلسفه باید با ملاک زبان سنجیده بشه برخی دیگه میگن این باعث میشه که فلسفه از مسیرش منحرف بشه

      • ... گفت:

        از پاسخ شما دوست عزیزم بسیار خوشحال شدم. شما یکی از بخت های اصلی قبولی در آزمون دکتری فلسفه اید. اما چیزی که نگرانم می کند این است که وقتی شما که در این مرتبه قرار دارید قادر به استدلال آوری درست نیستید دیگر چه انتظاری می توان از عوام داشت. من تمایلی به ادامه ی این بحث ندارم ولی فقط چند نکته ی کوتاه را از باب آگاهی خدمت شما دوست خوبم عرض می کنم:

        نکته ی اول این که فرمودید: «شما مسایل علمی رو با فلسفی مقایسه نکنید.» این حرف شما حاکی از آن است که با موضوعات میان رشته ای (interdisciplinary) و چند رشته ای (multidisciplinary) آشنا نیستید. نفس و ذهن و بسیاری از مسائل دیگر در این حوزه ها قرار می گیرند و دانشمندان هم به اندازه ی فلاسفه حق دارند و می توانند در مورد آن ها اظهار نظر کنند. امروزه به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از مباحث را به این شیوه بهتر می توان حل کرد.

        نکته ی دوم: شما فرمودید «هیچ کسی حق نداره بگه نفس مورد قبول فلاسفه سنتی وجود نداره». باید عرض کنم جزم گرایی در این کلام شما به اوج رسیده است. تعجب می کنم که شما بنده ی حقیر را متهم به جزم گرایی می کنید! من عرض کرده بودم اگر دلایل کافی و منطقی باشد می توان هر چیزی را انکار کرد اما شما قاطعانه می فرمایید «هیچ کسی حق نداره بگه نفس مورد قبول فلاسفه سنتی وجود نداره». از باب اطلاع شما باید عرض کنم که اتفاقاً همه چنین حقی دارند. بسیاری از فلاسفه و دانشمندان از این حق خود استفاده کردند و نفس را رد کردند اما با دلایل فلسفی و علمی؛ نه جزم گرایانه.

        نکته ی سوم: فرمودید که «و تا الانم کسی نتونسته ثابت کنه نفس وجود نداره و همه حرفشو تایید کنند.» این حرف شما ناشی از عدم اطلاع در این موضوع است. ضمناً دوست عزیز، برهان آوری بر عهده ی کسی است که به وجود چیزی قایل است نه به عدم آن. مثلاً اگر من مدعی شوم که الان رییس جمهور کشور مالزی پشت در منزل ما ایستاده است و پدرم منکر آن باشد، این من هستم که باید دلیل بیاورم نه پدرم. در نتیجه این شما هستید که باید برای وجود نفس دلیل بیاورید، نه کسی که منکر آن است. بار استدلال بر دو ش شما است و شما هم که میگویید «هیچ کسی حق نداره بگه نفس مورد قبول فلاسفه سنتی وجود نداره». واقعاً تعجب می کنم.

        نکته ی بعد این که دوست عزیز، من عرض نکردم هر چه غربی ها می گویند درست است و هر چه فلاسفه ی اسلامی می گویند غلط است. هرگز چنین باوری نداشته ام و ندارم، هرچند که مدعی ام امروزه، دقت غربی ها در علوم و فلسفه و کلاً پژوهش گری، انصافاً مثال زدنی است و باید از آن ها بیاموزییم.

        و نکته ی آخر این که شما فرمودید «چه اشکالی داره دو دیدگاه متفاوت در باره نفس باشن و هرکی دوست داشت هر کدوم رو خواست قبول کنه. فلاسفه فقط حق دارن نقد کنن حق ندارن به جای بقیه تصمیم بگیرن و بگن فلان بحث اشتباهه و کسی نباید بهش بپردازه». تعجب می کنم از این بیان شما. شما در ابتدا فرموده بودید «هیچ کسی حق نداره بگه نفس مورد قبول فلاسفه سنتی وجود نداره». گویا در انتهای بحث از موضع اولیه ی خودتان عدول کردید. من هم همراه با شما می گویم: همه می توانند در مورد نفس اظهار نظر کنند چه ایجابی [پذیرش نفس] چه سلبی [انکار نفس].

        برای شما دوست خوبم آرزوی موفقیت می کنم و شما را یکی از بخت های قبولی با رتبه ی بالا می دانم و امیدوارم از عرایض حقیر رنجیده خاطر نشوید چون فقط یک بحث فلسفی کوچک بود و همین! توان فکری شما برای بنده قابل تحسین است.

        از مسئول محترم سایت هم سپاس گزارم که اجازه ی این بحث کوتاه را دادند. همه ی ما می دانیم که کار دشواری دارند.

  68. اااا گفت:

    سوالات منطق جدید رو با فرمول های کتاب حل میکنین یا فرمول های اسونتری هم هست. مثلا هم ارزی رومیشه بدون نمودار حل کرد و راه حل اسونتری داره یا نه.من دو سال قبل خیلی دوست داشتم منطق جدید ها رو جواب بدم ولی با فرمول های که توی کتاب هست اصلا نمیشه جواب داد چون خیلی وقت میخواد

  69. ... گفت:

    در پاسخ به لیلا خانم

    پاسخ دادن به فرمایشات شما خارج از شرایط و رسالت این سایت است. همین که تأمل کردید ممنونم. چند نکته رو خلاصه عرض کنم:

    البته ذهن و نفس، جدا نیستند اما این همانی هم ندارند؛ حتی در فلسفه ی اسلامی. نفس جوهریت دارد اما ذهن خیر. پس نفس همان ذهن نیست. فلاسفه ی معاصر ذهن هم اقبالی به نفس ندارند و حالات ذهنی (mental states) یا نهایتاً حالات مغزی (brain states) را بررسی می کنند.

    ضمناً ذهن هم بخشی از مغز نیست. در این باره دیدگاه های زیادی وجود دارد که خارج از حوصله است. ولی از بین آن ها شایددیدگاه نوخاسته گرایی (emergentism) به دیدگاه شما نزدیک است. اما حتی در حوزه ی فلسفه ی اسلامی هم ذهن بخشی از مغز نیست چون ذهن (حال) تقسیم ناپذیر است و مغز (محل) تقسیم پذیر، و همانطور که میدانید تقسیم ناپذیر نمی تواند حالِ در تقسیم پذیر باشد.

    فلاسفه اسلامی مغز را به نوعی علت معده میدانند و آن را داخل در بحث اثبات نفس نمیکنند و نمونه ی واضحش هم برهان انسان معلق در فضای ابن سینا است که قطعاً با آن آشنا هستید. و ابن سینا در این برهان مدعی است که انسان می تواند ذات خودش را بدون جسم [حتی بدون مغز!!!!]ادراک کند.

    بعد از مرگ مغزی شما حیات نباتی دارید و در این نوع حیات، ذهن وجود ندارد. حتی از زاویه ی فلسفه ی اسلامی هم شما در حیات نباتی (و حتی در حیات حیوانی)، فاقد نفس ناطقه اید و دیگر قادر به تعقل کلیات نخواهید بود.

    این که فرمودید قوام بدن به نفس است را همه نمی پذیرند. قاطبه ی فلاسفه ی ذهن معاصر طبیعی گرا (naturalist) هستند و این دیدگاه را رد می کنند. دلایلی که به نفع این دیدگاه است در خارج از فلسفه ی اسلامی چندان قوتی ندارد.

    و نکته ی آخر و مهمتر این که نسترن خانم این نکته را در حیطه ی علوم شناختی و فلسفه ی ذهن مطرح کردند نه در حوزه ی فلسفه ی اسلامی. شما در سراسر بیان خودتان وجود نفس را پیش فرض گرفتید. سئوال من از شما این است که شما چطور متوجه وجود نفس شدید؟ و از نظر شما کارایی نفس برای بدن چیست؟ منظورم کارایی اولاً و بالذات است نه این که نفس را بخواهید برای اثبات امور دیگر مثل هویت شخصی، ادراک کلیات و امثالهم.

    به این سئوال در اینجا پاسخ ندهید چون رسالت این سایت چیز دیگری است و بحث به درازا میکشد.

    به نظر بنده:

    1. در شرایطی که علوم مختلف بدون نیاز به نفس می توانند بدن انسان و کارکردش را تبیین کنند دیگر نیازی به نفس نداریم.

    2. آن چه در این جهان وجود دارد ماده است و خواص ماده؛ ولاغیر!

    از نسترن و لیلا و همچنین مسئول محترم سایت تشکر میکنم.

    • اااا گفت:

      اگه نقس رو مجرد بدانیم اوت وقت ربطش به بدن مادی سخت میشه .اگه هم نفس رو مادی بدانیم باید جایگاهش رو توی بدن پیدا کنیم . هر دو حالتش تالی فاسد های در بر داره. برای همین امروزه فلاسفه خودشون رو از این دو حالت با نفی نفس خلاص کردن و چسبیدن به مغز و ذهن و دیدگاه های علمی ..اینکه این دیدگاه درست هست یا نه زیاد مهم نیست .کلا فلسفه جای بحث های آزاد از هر طیفی هستش و هیچکی حق نداره دیدگاه های دیگه رو بدون نقد کردن رد کنه.نقد دیدگاه سنتی در باره نفس به معنی انکار اون نباید باشه.کلا نقد برای کامل کردن دیدگاه ها باید باشه .وقتی بحثی رو نقد می کنیم یعنی میخوایم نقاط ضعفشو پیدا کنیم و اونا رو از بین ببریم. البته اینجا جای بحث های فلسفی نیست و باید در باره منابع به همدیگه مشاوره بدیم . چون اسم صفحه هم منابع دکتری فلسفه است

  70. اااا گفت:

    در اینکه سوالات پارسال خیلی اسون بود شک دارم. ولی زبان تخصصی رو قبول دارم خیلی اسون بود و تقریبا همه اونایی که درصد بالا زدن به خاطر همون زبان تخصصی بود .از جمله خود من که 23از سوالات زبان رو درست زدم. وگرنه سوالات اسلامی و غرب اینقد اسون نبودن .. دلیلش هم اینه که اکثر سوالات چند تا جواب درست داشت.که همین خودش باعث میشه سوالا ت رو نشه به راحتی جواب داد. کلا سوالات فلسفه همیشه حداقل دو تا از گزینه ها رو میتوان جواب درست دانست و بستگی به شانس داره که کلید سوال کدومشون رو درست انتخاب کرده باشه.اما در کل بعیده مثه پارسال سوال بدن و احتمالا یه کم سخت تر سوال میدن..ولی اگه کنکور تجمیع بشه یعنی آزاد هم با دولتی یوی بشه باید طوری سوال بدن که دانشجویان دانشگاه آزادی هم بتوتن جواب بدن .ولی در کل اصلا معلوم نیست چی میشه .یعنی حتی ممکنه ماه قبل کنکور بزن به سرشون و همه چی رو تغییر بدن..تنها کار اینه که هرچی دم دست رو بخونیم .حتی کتاب داستان هم دم دستتون هست اونم بخونین ممکنه ازش سوال بدن

  71. ee گفت:

    شاید مثل بنده یا برخی دیگه با وجود وضعیت ظاهری بهتر از دیگران پذیرفته نشوید

    منظور شما از این جمله چیست؟

  72. هوشنگ گفت:

    صناعات خمس لازمه خونده شه براي منطق؟

  73. نسترن گفت:

    دوست عزیز عماد خان به نظر درصد بسیار پایین شما تو زبان هم تو قبول نشدنتون بی تاثیر نیست. درصد تخصصیتون هم خیلی بالا نیست. من ده سال پیش فارغ التحصیل شدم و در طول ده سال گذشته مطالعه ای نداشتم. بعد از ده سال همین جوری شرکت کردم خودمو بسنجم . از سادگی سوالات شوکه شدم و بعد از ده سال دوری از درس پنجاه درصد تخصصی ژدم. اگر کمی می خوندم. هشتاد درصد رو راحت میزدم. و چون مطالعه نداشتم مصاحبه نرفتم.

  74. عماد گفت:

    دوستان عزیز
    بنده سال گذشته امتحان دادم و باحدود 60درصد تخصصی، 35 درصد استعداد و 5 درصد زبان رتبه26 شدم و با وجود شرکت در چند دانشگاه در سطوح مختلف پذیرفته نشدم که البته خودم اعتقاد دارم بدلیل سلیقه ای محض بودن و ناحقی و البته شاید اینکه رشته من فلسفه علم بود پذیرفته نشدم اما نمیخوام کسی رو ناامید کنم و چندتا مسئله کلیدی باید به دوستان عرض کنم.

    برخی منابع و مباحثی که صحبت می کنید اصلا بر مبنای تجربه صحیح نیست و چون دیدم داره مکرر توسط دوستان تکرار میشه گفتم بزار بگم تا عزیزان اشتباهی مسیری را نروند.

    اولین مسئله اینکه شما باید به صورت مطلق بین کنکور و مصاحبه تمایز قائل شوید. و اگر می خواهید پذیرفته شوید چندتا کار را منطقا میتوانید پیگیر باشید.

    1- مطالعه ی کتب فلسفی مناسب جهت رتبه کنکور
    2- شرکت در آزمون های زبان انگلیسی جهت کسب نمره زبان و همچنین درصد زبان کنکور
    3- مطالعه ی کتب تخصصی گرایش فلسفی مورد نظرتون و کتب و مقالات و دیدگاه های اساتید دانشگاه های مورد نظرتون
    4- آماده کردن مقاله یا کتاب جهت نمره آموزشی مصاحبه

    البته این نکته را تذکر می دهم به دوستان که با وجود انجام همه ی این کارها، این یک واقعیتی است که کنکور دکتری نمیگم پارتی بازی بلکه سلیقه ای است، شاید مثل بنده یا برخی دیگه با وجود وضعیت ظاهری بهتر از دیگران پذیرفته نشوید و امکان هم دارد مثل برخی دوستان دیگه بنا به سلیقه ای به راحتی پذیرفته شوید. البته امسال قطعا قانون مجلس بهتر از سال گذشته است و 50 کنکور و 50 مصاحبه عادلانه تر است.
    اما کاری که شما می توانید انجام بدهید همین چهارمورد بالاست.

    خب اما درباره مورد اول یعنی کنکور فسلفه غرب باید عرض شود که خیلی از این کتب تخصصی که دوستان ذکر می کنند به هیچ وجه نیاز نیست، اگر واقعا شما تمام این کتبی که بعضا نام می برید مثل شواهدالربوبیه یا اشارات یا منطق موجهات یا آثار فلان فیلسوف را کامل خوانده و متبحرید و چندتا مقاله هم آماده دارید احتمالا رتبه اول می شوید یا تاحالا قبول شده بودید که بعید میدانم اینطور باشه. اکثر افراد یک جای کارش میلنگه. بنده پارسال که با رتبه های تک رقمی هم در مصاحبه شرکت می کردیم خیلی ها یا مقاله نداشتند، یا در اون گرایش خاص دانشگاه مطالعه نکرده بودند یا درصد مثلا تخصصی شون پایین بودو صرفا با درصد زبان بالا رتبه اورده بودند یا بالعکس.

    در مورد کنکور شما صرفا فلاسفه خیلی مشهور مثل افلاطون، ارسطو، آگوستین، آکوئیناس، لاک، بارکلی و هیوم، لایب نیتس، اسپینوزا و دکارت، کانت، هگل، ویتگنشتاین، راسل، هایدگر و سارتر، پوزیتویسم منطقی، ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا و امثالهم را مطالعه کنید.
    کمی هم از فلاسفه مرتبه بعد اینها مثل فیخته و شلیک و…

    بیشتر هم از خود تاریخ فلسفه کاپلستون یا کتب اختصاصی مشهور پیرامون این فلاسفه بخوانید مثلا کانت کونر یا کانت هرتناک یا خطوط حکمت متعالیه عبودیت، یک همچین کتبی را بخوانید. نه خیلی تخصصی و نه کتب غیرمشهور

    اما برخی فلاسفه را هم باید خیلی بیشتر و تخصصی تر بخوانید چرا که همیشه از آنها سوال می آید یک و دو اینکه در کنکور سالهای گذشته از اینها سوالات خیلی تخصصی جدی آمده و در مصاحبه ها هم همینطور. مثل افلاطون، ارسطو، کانت، هگل، هیوم، دکارت، ابن سینا و ملاصدرا

    خیلی استثنا و عمدتا دو سوال در کنکور یا کتبی دانشگاه ها از یک فیلسوف درجه دو مثل از ولیام جیمز یا جان اسکات اریژن و امثالهم سوال تخصصی داده شود. اگر سوالی بدهند در حد تاریخ فلسفه کاپلستون سوال می دهند. پس بهتره روی همان فلاسفه مشهور تاکید کنید.

    در مورد زبان انگلیسی اینکه بهتره msrt ثبت نام کنید چون ارزان تره و هر دوماهی در شهرهای بزرگ برگزار میشه. حتی اگر زبان تان آنچنان خوب نیست شرکت کنید چون احتمال داره شانسی هم بتوانید درصدی بزنید. بیشتر از 45 درصد بزنید که البته نمره منفی هم آزمون نداره، برای شما در فرم مصاحبه امتیاز خواهد داشت.

    در مورد کتاب اینکه چاپ پایان نامه یا کتاب بی کیفیت اغلب امتیاز خیلی کمی داره، اغلب دو یا سه امتیاز در مصاحبه بیشتر نمی دهند. اگر هم ببینند بی ربط و سطحی نوشته اید تاثیر عکس داره. دیدم برخی دوستان هنوز نمیدونند از دکارت چه کتاب هایی موجوده بعد میخوان در موردش کتاب بنویسند. جز اینکه خودتون رو کوچک و خراب کنید اتفاق دیگه ای نمیافته.

    مقاله الان که آذرماه است خیلی سخته به اردیبهشت مقاله تون برسه. یا همین ماه باید سریع دست به کار بشوید و مقاله تون را ارسال کنید یا اینکه بی خیال شوید. بعد کنکور به هیچ وجه مقاله تان پذیرش نمی شود. بهترین مجلات، مقالات اساتید شناخته شده را زودتر از سه ماه پذیرش نمی کنند و اغلب 6ماه طول میکشه و شاید هم بیشتر.

    اما مهم ترین نکته ام اینکه همین الان مشخص کنید کدوم دانشگاه و کدوم گرایش می خواهید شرکت کنید و در مطالعات تخصصی خود را برای آن دانشگاه آماده کنید مثلا اگر فلسفه دین می خواهید شرکت کنید کتب تخصصی آن را بخوانید. فلسفه تطبیقی و… همینطور.

    شرکت در چند دانشگاه با گرایش های مختلف و حجم زیاد و تداخل آزمون هاشون به شدت شما را در اردیبهشت ماه گیج می کند و اصلا فرصت مطالعه در ایام مصاحبه های دکتری ندارید.
    پینشهادم برای اغلب افراد اینه که الان برای کنکور بخوانید اما بلافاصله پس از کنکور مطالعه ی تخصصی را شروع کنید. و بعد کنکور اصلا دیگه به مقاله و اینها نیاندیشید که کار از کار گذشته.

    نکاتی هم در مورد خود مصاحبه هست که خیلی مهمه. دنبال سرکار گذاشتن و گول زدن اساتید نباشید، اونها خودشون حرفه ای هستند. خودپسندی و ادعا نداشته باشید که به شدت اساتید ناراحت می شوند و شما را در جلسه مصاحبه می کوبند.
    به تعبیر امام صادق علما سه دسته اند
    دسته اول فکر می کنند همه چیز را می دانند
    دسته دوم که عالم ترند، میفهمند که چیزهایی را نمی دانند.
    دسته سوم که از همه دو دسته قبلی عالم ترند، می فهمند که هیچ نمی دانند.

    خودتون را جزو دسته ی اول پرادعا نشان ندهید.

    مهم ترین نکته اینه که چه بخواهید چه نخواهید شرط پذیرفته شدن شما در دانشگاه است و اون اینکه باید موضوع و پایان نامه مدنظرتان به یکی از اساتید اون گروه بخوره و حتی قبلش با اون فرد صحبت کنید و خودتون را به اون استاد معرفی کنید. بنده سال گذشته گیر دادم که من می خواهم فلسفه علم کار کنم اون هم فلان موضوع تخصصی جدیدی که هیچکی کار نکرده بود و فکر میکردم یکی از دانشگاه ها هم قبولی م قطعی است، از این جهت جاهای دیگه هم میگفتم من فقط میخوام این موضوع را کار کنم. نتیجه این شد که در کمال ناباوری جایی که فکر می کردم قبولم اعلام کرد اصلا دانشجو نمی خوام بگیرم!! و جاهای دیگه هم نپذیرفتنم. البته دلیل اصلی را خودم سلیقه ای بودن میدانم. شما این اشتباه رو نکنید.

    امیدوارم برای دوستان تجربیات مفیدی بوده باشه.
    باز تاکید میکنم هیچ چیز دکترا برخلاف کنکورهای قلبی قابل پیش بینی نیست اما شما هم چاره ای ندارید جز اینکه طبق تجربیات سالهای قبل عمل کنید.
    یاعلی

    • ... گفت:

      شما میفرمایید که:

      «برخی منابع و مباحثی که صحبت می کنید اصلا بر مبنای تجربه صحیح نیست و چون دیدم داره مکرر توسط دوستان تکرار میشه گفتم بزار بگم تا عزیزان اشتباهی مسیری را نروند.»

      من متوجه این فرمایش شما نشدم. دقیقاً کدامش صحیح نیست؟
      شما هم (به جز منابع فلسفه اسلامی که گویا اطلاع دقیقی از آن ندارید) در مورد منابع غرب فقط صحبت بقیه ی دوستان را به طور ناقص تکرار کردید. چند صفحه قبل رو مطالعه کنید متوجه عرض بنده خواهید شد.

      شما می فرمایید که:

      «خب اما درباره مورد اول یعنی کنکور فسلفه غرب باید عرض شود که خیلی از این کتب تخصصی که دوستان ذکر می کنند به هیچ وجه نیاز نیست،»

      دقیقاً کدام کتاب را دوستان پیشنهاد کردند که به هیچ وجه نیاز نیست خوانده شود؟ منابعی که در اینجا معرفی شد منابع معمول و یا حتی کمتر ار حد معمول است.

      از این که تجربیات مصاحبه ی خودتان را به اشتراک گذاشتید سپاس گزارم؛ هرچند پیش از شما هم دوستان چنین کردند. از همه ممنونم. اما در مورد منابع فلسفه ی اسلامی اکیدا به شما پیشنهاد می کنم به هیچ عنوان به سمت کتاب حکمت صدرایی آقای عبودیت نروید چون ابدا نیازی نیست. اگر به دنبال منبع عمومی هستید بدایه یا نهایه جایگزین مناسبی است. منابع کم و بیش همانهایی است که دوستان فلسفه اسلامی در اینجا عنوان کردند. البته ممکن است کسی مثل من به حداقل منابع قناعت کند که در نتیجه باید به حداقل تست هم قناعت کند.

      ضمناً وضعیت کنکور پارسال با همه ی سالها متفاوت بود و نمی تواند قیاس و ملاک مناسبی برای امسال باشد. پارسال افراد لایقی مثل شما قبول نشدند اما افراد ضعیفی قبول شدند. تضییع حق پارسال در اوج بود.

      پایدار باشید

      • لیلا تنها گفت:

        سلام دوست گرامی آقای عماد ………
        ممنون از نکاتی که ذکر فرمودید. برای بنده که خیلی بی تجربه هستم در زمینه کنکور دکتری، جالب بود. ممنون از جناب … هم که این مدت با راهنمایی هاشون کمک کردند به دوستان. جناب عماد با اون قسمت صحبت شما که فرمودید خیلی پر ادعا نباشید کاملا موافقم. بنده خودم برخورد داشتم با افرادی که در جهل مرکب به سر می برند( چه در زمینه اسلامی و چه غرب) با این حال حرف و استدلال هیچکس را قبول ندارند. دوستان فلسفه خوندن کمی سعه صدر میخواد. قرار نیست باهم بجنگیم تا عقایدمون را اثبات کنیم. فقط باید با دلیل و برهان حرف بزنیم و بتونیم از گفته هامون تحلیل خوبی داشته باشیم. صرفا تکرار حرف های دیگران و تقلید افکار دیگران و ادای اندیشمند درآوردن کفایت نمیکند. آرزومندم روزی تفکر فلسفی در ایران تبدیل به یک فرهنگ شود.

  75. نسترن گفت:

    سالها فلاسفه به دنبال چیزی به نام نفس بودند.. عده زیادی به دنبال اثبات بودند و کانت فیلسوف آلمانی آن را در شمار قضایای جدلی قرار داد او هیچ گاه گمان نمی کرد که علم روزی به این مسئله پاسخ دهد. متن زیر قسمتی از یک مقاله است که حاصل تلاش محققان دانشگاه آکسفورد می باشد.

    ذهنم کجاست؟مطالعات جدید به دنبال شبکه خودآگاهی قشر مغز

    مغز ما شبکه ای بسیار پیچیده با صد میلیارد نورون و صد تریلیون سیناپس بین نورون هاست. به منظور فائق آمدن بر چنین پیچیدگی وسیعی، درک نحوه عملکرد مغز و ایجاد ذهن خودآگاه ما، علم از ابزارهای ریاضی پیشرفته ای استفاده می کند. دانشمندان درصدد درک این مسئله هستند که یک پدیده کلی نظیر خودآگاهی چگونه می تواند از شبکه نورونی ما حاصل آید.

    یک تیم مجرب از فیزیکدانان دانشگاه بار-ایلان تحت رهبری پروفسور شلومو هاولین و پروفسور روون کوهن از نظریه شبکه بهره جستند تا به بررسی این پیچیدگی پرداخته و مشخص نمایند چگونه ساختار شبکه قشر مغز انسان می تواند از فعالیت خودآگاه و یکپارچگی داده های پیچیده پشتیبانی کند. بخش خاکستری مغز انسان با تصویربرداری MRI اسکن شده و برای ایجاد هزار گره در قشر مغز مورد استفاده قرار گرفت. ماده سفید مغز نیز با تصویر برداری DTI اسکن شده و ۱۵۰۰۰ پیوند ایجاد کرد که باعث وصل شدن گره های شبکه به یکدیگر گردید. در پایان این فرآیند، شبکه ی آنها مشابه ساختار قشر مغز بود.

    مطالعات قبلی نشان دادند که قشر مغز شبکه ای، ویژگی های یک دنیای کوچک را داراست، بدان معنا که دارای ساختارهای محلی بسیار و چند میانبر از ساختارهای کلی میباشد که نواحی دور را به یکدیگر وصل می کند (مانند تفاوت میان اتوبوس های محلی و قطار های خارج از جاده ای). علاوه بر این، قشر مغز حاوی مراکز فعالیت متعددی است، این مراکز در واقع گره هایی هستند که تعداد زیادی رشته دارند و پیوند محکمی نیز میان یکدیگر برقرار کرده‌اند. در چنین شرایطی، حرکت میان مسیرهای اطلاعات مغزی به امری سهل تبدیل می گردد….

    • لیلا تنها گفت:

      عزیزم تحلیل خودتون از این مقاله چی هست؟

    • ... گفت:

      از مطلب خوب شما واقعاً مستفیض شدم. کاش همه ی ما مثل شما دوست عزیز به روز بودیم.

      فقط این که نفس در نظر کانت جدلی الطرفین (آنتی نومی) نبود. آن چه آنتی نومی بود بقا یا عدم بقای نفس بود. در دکارت هم با این که نفس، جوهر بود اما الزاما به معنای بقای آن نبود.

      نکته ی دوم این که دانشمندان [در حوزه ی علوم شناختی] اصلاً کاری با نفس ندارند و نهایتاً اگر خیلی لطف کنند حالات ذهنی (یا حالات مغزی) را بررسی می کنند.
      نفس با ذهن فرق می کند: نفس جوهریت دارد، اما ذهن الزاماً اینگونه نیست. ضمناً شما می توانید نفس را نپذیرید ولی ذهن را بپذیرید. این غلط به نظر من ناشی از یک غلط ترجمه ای است که سالها است در فلسفه باب شده و (mind-body) را به (نفس-بدن) ترجمه می کنند ولی ترجمه ی درست آن (ذهن-جسم) است. توضیحش طولانی است اما خلاصه آن که: جسم، اعم از بدن است و نفس هم با ذهن فرق دارد.
      شما اگر تمایل دارید با خیال راحت می توانید نفس مجرد را بپذیرید و حسابش را از ذهن جدا کنید و ذهن و حالات ذهنی را به طور علمی/تجربی تبیین کنید.

      سپاس از شما دوست دانشمندم

      • لیلا تنها گفت:

        فلاسفه اسلامی هرگز ذهن و عملکرد ذهن را نفی نکرده اند. آنها ذهن را جدای از نفس نمی دانند. ذهن درواقع مرتبه ای از نفس است که عملکرد خاص خودش را دارد. اما سوال من این است اگر نفس همان ذهن باشد و ذهن هم بخشی از مغز انسان باشد به عبارتی محل آن همان مغز مادی باشد. لازمه اش این است که ذهن عارضی باشد و هر امر عرضی نمیتواند جوهر باشد . در واقع قائم به خودش نیست و دائما قائم به غیر است. منظور از غیر اینجا همان مغز است. بنابراین با مخدوش شدن عملکرد مغز ذهن هم تبعا عملکرد خودش را از دست می دهد. چون امری که عرضی باشد بدون معروض خودش قوامی ندارد. اما اینجا مثالی میزنم در مرگ مغزی تمام عملکرد مغز به صورت غیر قابل برگشت از بین میرود. اگر ذهن یا به تعبیری نفس در مغز آدمی باشد پس بعد از مرگ مغزی باید حیات بدن به طور کامل منقطع شود. با این حال میبینیم که بدن حتی بعد از مرگ مغزی به حیات خودش ادامه میدهد اگرچه به واسطه دستگاه تنفس مصنوعی.در هر حال نمیتوانیم منکر حیات بدن حداقل حیات نباتی بدن باشیم. قوام حیات بدن به نفس است. بنابراین بدن در این شرایط چگونه به حیات خودش ادامه می دهد؟؟؟؟؟؟؟ البته بنده خیلی خلاصه ذکر کردم. سپاسگزارم

  76. هوشنگ گفت:

    دوستان ايا انواع قضاياي موجهه مركب مهم هستن و سوال مياد؟

  77. محسن گفت:

    سلام دوستان
    به نظرتون برای فلسه معاصر و فلسفه تخلیلی چی بخونیم؟
    یه سوال دیگه فلسفه اسلامی ارشد از چه کتابهای سوال میدن؟

  78. نسترن گفت:

    رو تست های فلسفه اسلامی حساب نکنید چون اکثر تست ها اشتباه هستند. و جواب درستی ندارند. این درصدهای رتبه3 دو ساله بیش
    تخصصی 55
    استعداد 60
    زبان 20

  79. ... گفت:

    بدبختی اینجا است که به پاسخنامه ی سنجش هم اعتمادی نیست. و اگر وارد نباشی ممکن است اشتباه یادبگیری! مگر پاسخنامه ی درست دادن چقدر طول می کشد؟
    الان داشتم منطق جدید را نگاه می کردم. سئوال 24 سال 94 پاسخ گزینه ی یک است ولی در پاسخنامه نوشته گزینه ی سه

  80. مریم گفت:

    اتریسا خانم
    سلام منتظر جوابتونم ها 🙂

  81. لیلا تنها گفت:

    به جناب …
    سلام جناب … پس خیلی عالی هست. شما به احتمال قریب به یقین از رتبه های بالای کنکور هستید. خوشحالم.

    • ... گفت:

      سلام لیلا خانم شما لطف دارید ولی خودم اینطور فکر نمیکنم. مدتها است که فلسفه ی اسلامی رو کنار گذاشتم. شواهد رو چندین سال پیش مطالعه کردم. شرح منظومه مطهری خلاصه (نه مبسوط) را هم خوانده ام. جلد اول و دوم اسفار رو هم با استفاده از سی دی های حوزه ی علمیه تدریس آقای مصباح مطالعه کردم اما این به چند سال پیش برمیگردد و بیشتر از سر ذوق بود نه برای تست و کنکور. سوال من الان اینه که آیا شما یک منبع تک جلدی در حد 250 صفحه میشناسید که بتونه کمک کنه اسلامی رو بهتر بزنم یا همون شواهد (مشهد اول و دوم) را دوباره بخوانم؟ من مشاء یثربی را خواندم (که ایکاش نمیخواندم) و اشراق معلمی و خلاصه ی نهایه و تستهای سالهای گذشته ارشد و دکتری. البته هنوز خواندنم کامل نشده چون من کند پیش میرم!
      جسارتا لطفا زود پاسخ بدید تا دیر نشه. دوستان دیگه هم اگر نطری دارن خوشحال میشم و استفاده میکنم. سپاس

      • لیلا تنها گفت:

        در زمینه مشاء: حکمت مشاء آقای معلمی حدودا 270 صفحه است نشر هاجر و یک کتاب حکمت مشاء اثر آقای فیروزجایی انتشارات حکمت. به نظرم مفید هستند. در زمینه صدرا هم همان بدایه و نهایه کفایت میکنه بازهم در این زمینه کتاب حکت متعالیه آقای معلمی از نشر هاجر مفید است. این کتاب ها با توجه به زمان باقی مانده به نظر بنده خوب هستند
        ببخشید دیر پاسخ میدم. گرفتاری های ما زیاد هست.

  82. ... گفت:

    سلام دوستان.

    آیا نیازی هست که کتاب مشاء دکتر ذبیحی را بخوانیم؟ خوبی اش این است که جبنه ی تطبیقی هم دارد و فقط به ابن سینا نپرداخته.

    • لیلا تنها گفت:

      سلام جناب … بنده این کتاب را نخوندم اما به نظرم راهگشا باشه. سعی کنید کتاب شرح بر شواهدالربوبیه دکتر معلمی را بخونید ایشون از همین روش تطبیقی استفاده کرده اند. البته 5 جلد است اما شما بخش های مهم را مطالعه بفرمایید. موفق باشید

      • ... گفت:

        متشکرم. اگر قرار باشد سئوال نیاید که نمیخوانم. با این حرف شما منصرف شدم. کتاب آقای معلمی هر جلدش چند صفحه است لیلا خانوم؟ من شواهد را دارم ترجمه ی مصلحی. بخوانمش؟

        • لیلا تنها گفت:

          ترجمه ها خیلی باهم تفاوت ندارند حداقل برای آزمون کتبی خوب هستند. اما بدون شرح قطعا فهم مطالب سخت است. کتاب دکتر معلمی کتاب حجیمی هست اما خب تطبیقی کار شده مثلا در مباحث اصالت وجود همه نظرات فیلسوفان مطرح را از جمله ابن سینا و شیخ اشراق را مطرح کردند. با شرح و شیوه درس محور. تا کنون قطعا دو جلدش منتشر شده.و باقی جلدها هم به زودی منتشر میشوند. همان جلد یک و دو اعم مباحث وجود را مطرح کردند. که محور اصلی سوالات فلسفه اسلامی هستند. بنده پیگیری میکنم اگر کتاب دیگری با حجم کمتر ودر عین حال مفید به نظرم رسید خدمتتون عرض میکنم.

          • ... گفت:

            ممنونم لیلا خانوم. من با فلسفه ی اسلامی آشنا هستم وهمان توضیح آقای مصلحی برایم کافی است و نیازی به شرح ندارم فقط می خواستم ببینم نیازی هست شواهد را بخوانم یا نه چون قبلا هم یک بار آن را خوانده ام.

    • نسترن گفت:

      نیازی نیست ولی به درد مصاحبه می خوره چون کلی بحث کرده

    • اااا گفت:

      کتاب ذبیحی رو من خوندم .اینکه سوال مستقیم مثه کاپلستون ازش بیاد بعیده ولی در کل برای اشنایی با فلسفه مشاء مفیده .البته خواسته نشون بده فلسفه مشاء خیلی با حکمت متعالیه صدرا تفاوت نداره.وهرچی صدرا گفته قبلا ابن سینا بهش پرداخته..کلا فلسفه اسلامی سوالاتش مثه غرب از منابع خاصی طرح نمیشه(البته به جز بدایه)به هر حال برای سوالاتی که از ابن سینا میاد چاره ایی جز خواندن این جور کتاب ها نیست و با خوندن کتاب های تاریخ فلسفه اسلامی نمیشه به سوالات جواب داد. و کتاب اشارات خود ابن سینا هم خوندش خیلی سخت و وقت گیره و نمیارزه برای سه چهار سوالی که ممکنه از ابن سینل بیاد اون کتاب قطور رو خوند

      • لیلا تنها گفت:

        نظر شما را نمیپسندم. این تحلیل شماست.

        • اااا گفت:

          اینکه خواسته نشون بده فلسفه مشاء و به خصوص ابن سینا با فلسفه صدرا شباهت دارن رو به راحتی میشه با نگاه کردن به مقدمه کتاب هم فهمید و در جای جای بحث های کتاب عینا با نظرات ملاصدرا مقایسه به منظور یافتن شباهت انجام داده.خواسته بگه صدرا هرچی گفته قبلش سینا در باره اش مطلبی نوشته..البته این کار ایرادی نداره ولی بهتر بود اگه میخواد تطبیقی بنویسه نقطه نظر های مخالف صدرا و سینا رو هم بیاره

  83. سارا گفت:

    با سلام خدمت کنکوری های عزیز
    ممنون از نکات مفیدی که به اشتراک می گذارید. یه سوال داشتم اینکه کورنر از صفحه 134 تا 328 کفایت می کنه؟

  84. علی. فلسفه گفت:

    به نظر من اگر کسی هیچی نخونده باشه و از امروز هم بخواد شروع کنه.براحتی به همه درس ها میرسه و از حتما قبول میشه. ببین مریم اشتنباه سال قبل من همین بود متاسفانه دو سه ماه مانده به ازمون میخواستم شروع کنم گفتم بذار آبان امتحان میدم که البته برگزار نشد . واسه همین بدون مطالعه رفتم سر جلسه . حتی یک ساعت هم نخونده بودم و چون درگیر انتخابات مجلس شده بودم شب قبل از جلسه هم نخوابیده بودم و یکراست صبح رفتم سرجلسه و حتی سر عمومی ها چرتم گرفت.و با استفاده از همون اطلاعات عمومی درصدهایی رو که جناب چهار خط گفتن دقیقا من اوردم. 45 تخصصی و سی عمومی و استعداد. و چند دانشگاه روزانه هم مجاز شدم. وقتی چند روز پیش خانم اتریسا درصد های رتبه 10 رو گذاشتن اینقد غصه خوردم که نگو. فاصله با من فقط هشت تا تست تخصصی بودیعنی اگر فقط یک ماه درس می خوندم و فقط ج چهار و پنج کاپلستون و کانت و نهایه رو می خوندم رتبم میشد زیر ده .
    پس شما دیگه اشتباه من رو تکرار نکن . همین الان هم شروع کنید وقت زیاده.و حتما موفق میشی.

    • مریم گفت:

      جناب فیلسوف سه نقطه
      باتشکرازراهنمایی و حرفهای خوبتون
      چشم باحرفهای شماتصمیم گرفتم هنوز امیدداشته باشم.تلاش میکنم ازامروز.خیلی ممنونم ممنون ممنون…

    • مریم گفت:

      جناب علی.فیلسوف
      متن تشکرپایین خطاب به شما دوست عزیزبود،اشتباها دوست سه نقطه مون روموردخطاب قراردادم
      بازهم تشکرخودم ازشمااعلام میکنم.

  85. مریم گفت:

    ازهمتون ممنونم
    واقعا آدم به وجود انسانهایی مثل شماها در حوزه فلسفی افتخار میکنه

  86. اااا گفت:

    نمی دونم چرا بچه ها نگران ازمون هستند . دانشجویی که نتونه از نود تا سوال به چهل تا سوال جواب بده و زبانش اینقد خوب تباشه که از سی تا سوال به ده تا جواب بده مطمنا دکتری قبول بشه ظلم شده در حق فلسفه..وقتی با 45 درصد تخصصی و سی درصد زبان و سی درصد استعداد میشه برای روزانه مجاز شد دیگه کنکور اینقد استرس نداره

  87. ... گفت:

    نگران نباشید مریم خانوم. مشکلتون دقیقا چیه الان؟ منابع ندارید؟ وقت ندارید؟

    • مریم گفت:

      سلام فیلسوف سه نقطه محترم
      تنها مشکلم اینه که نمیدونم تو این سه ماه میتونم نتیجه بگیرم یانه؟خیلی جدی شروع کرده بودم ولی…
      این خیلی نگرانم میکنه شدیدا

  88. مریم گفت:

    سلام به دوستان فیلسوف ومحترمم
    بخاطرمشکلی که برام پیش اومدیه ماه ازدرس وازین سایت به دور بودم، الان نمیدونم چیکارکنم احساس افسردگی شدیدی دارم،چون فلسفه همه زندگی منه،خوشبختی روتنهابافلسفه معنامیکنم،خیلی دلم میخوادامسال قبول شم…
    ازطرفی هم خوندن مطالب شما بهم قوت قلب وآرامش میده…

    • اتريسا گفت:

      سلام خوش امديد، شما فلسفه اسلامي خوندين در دوره ارشد؟

      • اتريسا گفت:

        در صورتيكه فلسفه اسلامي خونديد و ميل داريد كه زبان انگليسي رو با بالاترين درصد ممكن بزنيد به من اطلاع بديد كه اطلاعات بيشتر و خصوصي تر رو براي ارتباط بيشتر با شما در اختيارتون بذارم..موفق باشيد

      • اااا گفت:

        نمیدونم چه کمکی میشه به شما کرد در باره اسلامی ..یعنی اصلا کمکم نمیشه برای شما به جز معرفی کتاب انجام داد..بدایه رو بخونین ونکات مهمشو یاد داشت برداری کنین به نصف سوالات اسلامی میتونین جواببدین وهمین برای شما کافیه.. اگه دنبال رتبه تک رقمی هستین که اون قضیه اش فرق داره

  89. اتريسا گفت:

    سركار خانم ليلا فيلسوف تنها كه هنوز از راههاي مستقيمي كه من پيش پاشون گذاشتم استفاده اي نكردند ولي اميدوارم قدر لحظاتي كه داره مي گذره رو همه بدونيم چون زماني تا كنكور باقي نمونده…

    • لیلا فیلسوف تنها گفت:

      اتریسا جان اگر دیر جواب میدم بخاطر این هست بعضا دسترسی به اینترنت ندارم . بله متوجه شدم. من در خدمتم؟؟؟ برای تبادل اطلاعات.

      • اتريسا گفت:

        خواهش مي كنم من هم كه قبلا گفتم كه اينجا امكانش نيست ولي مثل اينكه براتون زيادم مهم نيست موفقيت در ازمون امسال …موفق باشيد و خدانگهدار

  90. ... گفت:

    خانمها چقدر رمزی صحبت میکنید (:

    خانم اتریسا شما برای زبان (به عنوان راه میانبر) چه پیشنهادی دارید؟
    البته من زبانم بد نیست خصوصا زبان تخصصی

    • اتريسا گفت:

      اختيار داريد جناب سه نقطه، شما كه خودتون از اميدهاي رتبه هاي برتر هستيد بيش از اين ما رو شرمنده نكنيد.. ماجراي خاصي نداره، ولي شايد بتونه تبديل به يه جريان تفكيكي جنسيت مدار بشه در برابر خيل عظيمي از پذيرفته شدگان مرد در رشته فلسفه! با تحقيقي كه من در امار جنسيتي اين رشته كردم نسبت خانمها به اقايون ١ به ٥٠هم نيست! و اين جاي تاسف داره..مي خوام تاثير گذار باشم و مي دونم كه مي تونم☺️

      • ... گفت:

        خواهش میکنم.

        من در مقابل خانم ها تسلیم ام (:

        امیدوارم همه ی خانم ها امسال قبول بشن.
        لیلا خانم شما هم از امکانی که اتریسا خانم در اختیارتون گذاشتن استفاده کنید.

  91. اتريسا گفت:

    ليلا جان اطلاعات صفحه رو به دقت مطالعه كنيد لطفا تا جواب سوالتون رو بگيريد..

  92. اتريسا گفت:

    به ليلا فيلسوف تنها
    من مي تونم كمكتون كنم زبان رو ٨٠% پاسخ بديد، حالا انتخاب با شماست

    • اتريسا گفت:

      من مترجم و ويراستار چند نشريه معتبر پژوهشيم و از يه كتاب فقط دو تا دارم و البته رو كمك شما براي اسلامي هم استفاده كنم و فقط هم اين تبادل اطلاعات رو با يه خانم كه فلسفه اسلامي خوندن و داوطلب دكتري هستند براي امسال حاضرم انجام بدم..بازهم فكر كنيد به من اطلاع بديد

      • لیلا فیلسوف تنها گفت:

        سلام اتریسا جان. خوشحالم با شخص فرهیخته ای چون شما آشنا شدم. اما متوجه نشدم بنده چه کمکی میتونم به شما داشته باشم؟ چطور کمکم میکنید برای زبان؟

        • اتريسا گفت:

          اختيار داريد اينو گفتم كه بتونيد بهم اطمينان كنيد و گرنه در مقابل شما دوستان كاملا و متواضعانه سر تعظيم فرود ميارم!! من مي تونم اطلاعات بيشتري بهتون بدم چون هدف سايت پي اچ دي تست اصولا همين ياري رسوندن به داوطلبان كنكور دكتري است و به جرات ميشه گفت هر متني اينجا گذاشته ميشه در همين راستاست.

  93. علی. فلسفه گفت:

    جناب سه نقطه به نظرت دو مقاله و مدرک زبان بسه؟ اون کتاب ویتگنشاین ،ک، ت ، فن، واقعا عالی بود. سپاس فراوان از جنابعالی بابت معرفی این کتاب.

    • ... گفت:

      خواهش میکنم. اینکه چند مقاله کافی است نمیدانم اما افراد زیادی را میشناسم که یک یا دو مقاله داشتند و قبول شدند. دوتا مقاله با مدرک زبان به نطر من خیلی خوب است. روز مصاحبه حتی مقاله های منتشر نشده را هم ببرید. البته نه هر مقاله ای. مقاله ای که نام استاد رویش است و به مجله داده شده و در مراحل داوری است.
      لیلا خانم شما به تطبیقی هم خیلی فکر کن چون توانایی اش رو داری و رقابت در اونجا کمتره. من کسی رو میشناسم که ارشد غرب داشت و با یک مقاله در یکی از بهترین دانشگاه های تهران دکتری اسلامی قبول شد.

  94. لیلا فیلسوف تنها گفت:

    ممنونم از راهنمایی شما دوستان. و بازگو کردن تجربیاتتان در زمینه مصاحبه و گرایش ها….. من از همه ی داشته هایم استفاده خواهم کرد. اگر قبول نشدم هم قطعا تجربه خوبی برای بنده است. در هر حال لذت فلسفه خوندن را با هیچ چیز حتی دکتری عوض نمیکنم. متاسفانه همیشه و همه جا و در هر زمینه بی عدالتی هایی به چشم می خورد اما همیشه روزنه امیدی هست.باز هم سپاسگزارم از همه دوستان.موفقیت دوستان آرزوی ماست.

  95. ... گفت:

    50 درصد ازمون است و 30 درصد مصاحبه و 20 درصد رزومه. بنابراین رزومه کمترین اهمیت را دارد چون رتبه ی دانشگاه محل تحصیل و اینکه چند ترمه تمام کردید و این مسایل جزیی هم در ان 20 درصد لحاظ میشود. کافیست یک مقاله و مدرک زبان هم داشته باشید تا نمره خوبی از رزومه بگیرید. بهرحال امیدوارم حق به حقدار برسد.
    ضمنا رتبه های تک رقمی هم قطعا سهمیه ی نانوشته ای دارند که گفته نمیشود اما اعمال میشود

  96. اااا گفت:

    من این مطالبو برای بچه های اسلامی نوشتم که منطقی و با دید باز گرایش دکتری رو انتخاب کنن و اگه دوس دارن غرب بخونن بدونن که چه چیزهایی در انتظارشونه. واین به منزله این نیست تلاش کردن به مقدار لازم نتیجه نمیده . و مقدار تلاش دانشجوی ارشد اسلامی برای قبولی در دکتری غرب باید دوبرابر دانشجوی ارشد غرب باشه
    البته فعلا جای این حرفا نیست فعلا وقت خوندن برای کنکوره

  97. علی فلسفه گفت:

    امسال دیگه اینجوری نیست. فقط سی درصد از ازمون دست دانشگاست دیگه زیاد نمی تونن حق کشی کنن. پنجاه درصد میشه ازمون . بیست درصد میشه روزمه که طبق قانون اگر کسی روزمه داشته باشه بتید بدن . پس زیاد نگران نباشید .

  98. ... گفت:

    بنده هم عرض کردم بی عدالتی اساتید بسیار ناچیز است.
    در این مورد که دانشگاه بهشتی بهترین در غرب است تردید جدی دارم. به هر حال ببینیم چه پیش می اید. امیدوارم حق به حقدار برسد.

  99. ... گفت:

    شاید اون کسی که بهش گفتن بهتره بری منطق یا اخلاق یا اسلامی بخونی، نتونسته خودش رو توی مصاحبه خوب نشون بده! و دلیل اصلی اش بی سوادی اون دانشجو بوده نه رشته ی غیرمرتبط.

    به نظر من جلب رضایت اساتید فلسفه فقط به سه عامل بستگی داره: پارتی بازی [مثلاً قبلاً دانشجوش بوده باشی]؛ مسائل روانی [رفتار متین و موقرانه]؛ توان علمی [بتونی مصاحبه رو عالی برگزار کنی].

    اگر هر سه رو داشتی که چه بهتر وگرنه به نظر من توان علمی در اولویت است. اون استادی هم که دانشجوی خودش رو برمیداره، دلیلش اینه که اون شخص رو میشناسه و به لحاظ علمی بهش اعتماد داره ه این که چون فقط دانشجوی خودش بوده. به نظر من بعید است که یک استاد، دانشجوی تنبل خودش رو به دانشجوی زرنگ و غریبه ترجیح بده! اگر هم باشد بسیار کم است.

    من به این هجمه هایی که علیه اساتید وارد میشه اعتقادی ندارم. یادمه در یکی از دانشگاه های معتبر مصاحبه ی دکتری برگزار میشد و من هم ارشد بودم. بعد از اتمام مصاحبه اون استاد بسیار برجسته از در اومد بیرون و با ناراحتی گفت: «اومده مصاحبه ده تا مقاله داره اما یک خط انگلیسی بلد نیست بخونه، پس چه جوری از اون منابع انگلیسی تو مقاله هاش استفاده کرده». بعد همین دانشجوی عزیز رفت و گوش فلک رو کر کرد و گفت که من کلی مقاله داشتم و مصاحبه ام عالی بوده و مدرکم چنان بوده……… ولی هیچی وقت حقیقت رو نگفت.
    من مدعی نیستم که اساتید همشون عادلانه برخورد میکنن اما مدعی ام بسیاری از این ادعاهای دانشجویان دروغ محضه! و بی سوادی خودشون رو گردن بی عدالتی اساتید میندازن.

    روز مصاحبه باید بتونی با قدرت از علم و عملکردت دفاع کنی! اگر بتونی این کار رو بکنی قبولی!

    • اااا گفت:

      معتبرتریت دانشگاه ایران خودم به عینه دیدم دانشجویی که ارشد غربنداشت مصاحبه اش دو دقیقه طول نکشید .یعنی توی این دو دقیقه چی ازش پرسیدن.. یک دانشجو از دانشجویان خودشون که مقاله نداشت و پایان نامه دفاع نکرده بود رو قبول کردن.. گفتم که من توی تمام دانشگاه ها که برای مصاحبه رفتم با همه بچه ها اشنایی مختصری پیدا کردم و بعد مصاحبه همشون میگفتن چی ازشون پرسیدن و چطور باهاشون برخورد کردن. من خودم در دانشگاه های فقط یک سوال ازم پرسیدن که چرا ا مدی اینجا برای مصاحبه و نیم ساعت فقط در همین باره بحث کردیم.اینکه بگیم همه اساتید ناعادلانه برخورد میکنن یک حرف غیر منطقیه ولی از این ناعدالتی تمام رشته ها گلایه دارن.مثلا دانشگاه بهشتی که بهترین دانشگاه در زمینه غرب فلسفه هست پارسال ببینین چند دانشجو از دانشگاه های دیگه برداشته…من دو ساله در مصاحبه رد میشم با رتبه نسبتا خوب. ولی هیچ گاه احساس نکردم در حقم بی عدالتی شده چون نسبت به کسانی که توی روز مصاحبه میدیدم ازشون پایین تر بود رزومه ام .ولی بقیه واقعا در حقشون ظلم میشد.با پنج تا مقاله و یک کتاب ترجمه یکی از دوستام سه ساله رد میشه. مطمن باشین توی مصاحبه سوال تخصصی مشکل نمیپرسن و سوالات عمومی هست اغلب..هیچ دانشگاهی ندیدم کسی از جلسه مصاحبه بیاد بیرون و بگه سوالی ازش پرسیدن که سخت بوده

      • علی فلسفه گفت:

        دوست عزیز میشه راجع به مصاحبه هایی که رفتید توضیح بدید ما هم استفاده کنیم هر چند وقت شما رو می گیرم . مثلا چند دقیقه طول میکشه چی می پرسن و از این چیزا .واقعا اگر کمی توضیح بدید ممنون میشم

    • علی فلسفه گفت:

      دیگه مصاحبه زیاد تاثیر نداره و توجه داشته باشید که قانون عوض شده و فقط سی درصد دست دانشگاههاست واسه اون سی درصد هم قراره وزارت علوم دستور العمل بده

  100. اااا گفت:

    من پارسال دانشگاه های معتبر تهران و شهرستان رو برای مصاحبه رفتم و تقریبا با همه بچه هایی که برای مصاحبه اومدن اشنا شدم و قبولی ها رو میشناسم . بعید میدون کسی که ارشد اسلامی داشته و غرب قبول شده باشه.. درسته این نظر من مطلق نیست ولی نظر اساتید رو نسبت به دانشجویانی که ارشد غرب ندارن رو دقیق یادمه که به یک دانشجو که ارشد منطق داشت توی مصاحبه بهش گفتن بهتره بری منطق بخونی یا به یکی دیگه که ازشد اخلاق داشت گفتن اخلاق رشته ی خوبیه و نباید تغییر رشته بدی به گرایش های دیگه..که عملا محترمانه ردشون کردن..بازم میگم حرفم به معنای این نیست که نا امید کنم ولی راضی کردن اساتید در مصاحبه بیش از حد سخته .. البته اگه مثه پارسال باشه که بتونی هرچند جا که بخوای بتونی بری برای مصاحبه اشکال نداره هر گرایشی که دوس دارین برین ولی اگه محدود شد باید ببینین به ریسکش میارزه یا نه

پاسخ دادن به هانی